خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» ثبت شده است

سلام دوستان

امروز که در حال جمع آوری این پنجاه نکته هستم شاید پنجاه هزار نکته عملی برای گفتن دارم، ورود به عرصه زندگی متاهلی و همچنین شاغل بودن به شغلی که دائم در ارتباط با مردم هستی هزاران نکته گفتاری را برایم تبدیل به تجربه عملی کرده است ، اکنون قصد دارم حالت کلی که بین "گفتار" و "تجربه" برقرار هست را برایتان کمی تشریح کنم:

1- بعضی از گفتارها صحیح هستند و در فضای عملیاتی هم موثر هستند به صورت مطلق

2- بعضی از گفتارها صحیح هستند اما "نحوه بیان" آن در واقعیت بر درستی و راهگشایی این گفتارهای درست تاثیر دارد اصول بیان و شرایط محیطی در تاثیر گذاری این "درست ها" بسیار دخیل هست.

3- بعضی از گفتارها در ظاهر صحیح هستند اما در واقعیت باطن خودشان را نشان می دهند این حالت یکی از بهترین تجربه ها را برای شما رقم می زند.

پ.ن 1: خودتان بیابید مثال هر کدام را

پ.ن 2: ان شاءالله جدول اضافه خواهد شد.

پ.ن 3: و من چقدر نگران " عاشقانه های آرام... " هستم

پ.ن 4: چقدر دلتنگ "چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم" شده ام، "اژدهایی که دارد آزادانه جنایت می کند ...

پ.ن 5: "باشد تا رستگار شویم"

" لطفا بر روی عناوین کلیک نمایید"

نکته

عنوان

ارزش

نکته

عنوان

ارزش

400

مرور می کنیم 7

✔✔✔

425

دلبستگی های غم دار

401

خندوانه شاید یک برنامه هنری

✔✔

426

 انتخاب می شویم

✔✔✔

402

ایران کوچک

427

دو بال توکل

✔✔✔

403

کشمیر

✔✔✔

428

 التماس دعا

404

باید باهاش حرف بزنی

✔✔

429

دریا و کشتی

✔✔

405

 سوزنبان

430

جاوادانگی، دنیا، انسان

406

 زندگی فقیرانه، زندگی شاهانه

431

دریاب ...

407

صبر کن

✔✔

432

کارهای خوبی که ما را به جهنم می برد!

✔✔✔

408

 تبعیض

✔✔

433

 به کدامین سمت و چگونه

✔✔✔

409

 رهرو ...

✔✔✔

434

 حجاب یعنی بندگی

✔✔

410

خداوند ما را با هم جمع کند

✔✔✔

435

یا امام رضا علیه السلام ...

411

عوارض ناخواسته نگاه

✔✔✔

436

 بی انصافی

412

دو حالت کلی در برخورد آقایان با خانم ها

✔✔

437

طریقه ی سوار شدن روی زین اسب (زین کابویی)

413

لذت مطالعه

438

 پیاده روی عاشقانه

414

درد دل

✔✔✔

439

کدامین درست؟

✔✔

415

در کدام زمینه قرار هست مورد آزمایش قرار بگیریم؟

440

اصل غرب متمدن

✔✔✔

416

عبودیت

441

بهار آمد ...

417

ثبات قدم

442

شهوت های بی لذت

✔✔

418

چای ایرانی

✔✔✔

443

نهج البلاغه

✔✔

419

معنای واژه رب

✔✔

444

لذت انتخاب شدن

420

وصل و فصل

✔✔✔

445

هدف نهایی انتخابات و انقلاب اسلامی

421

معنای واژه رب2

✔✔

446

 ظرفیت

✔✔

422

غدیر، چشمه ای جوشان

447

غمگین

423

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند ...

448

 دلیل بعضی از کارها

✔✔

424

تکرار نمیشه!

✔✔

449

زمزمه بعد از دهه محرم

 


۰  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۱
صابر

سلام

دیروز توی یکی از جلسه های مهم زندگیم بودم و داشتم درمورد خودم توضیح می دادم که ناگهان این جمله را دهان مخاطب مقابلم شنیدم : " مشک آنست که خود  ببوید نه آنکه عطار بگوید..."

یکه خوردم و ترسیدم از خودم. می دونید چرا؟

ما کارهایی که انجام می دهیم اغلب دو گونه هست : 1- درست  2- نادرست؛ تکلیف کارهای نادرست که معلومه ، باید توبه و جبران کنیم .

اما کارهای درست، به نظرم بدبختی تمام بشر به خاطر کارهای به " ظاهر درست" و حتی " کاملا درست" هست، کارهای به ظاهر درست که تکلیفش مشخص هست، ظاهری خوب اما باطنی نادرست می شود "ریا" و "نفاق"؛  کارهای کاملا درستی که انجام می دهیم اما موجب "عُجب" و"کبر" شود نتیجه اش می شود یک کار غلط! (یعنی کار درستمون موجب غرورمون میشه)

 

پ.ن : ما باید دو تا توبه کنیم، یکی برای کارهای غلط، یکی هم برای کارهای درستی که تا آخر کار "اخلاص" در آنها را رعایت نکردیم.

پ.ن 2: هرگاه دیدیم در صحبت هایمان زیاد " مَن ... مَن" می کنیم بدونیم که "منیت" بر ما حاکم شده است و یادمون باشه که یک "عبد" هیچوقت "من" نمی گوید.

پ.ن 3: دعا کنیم در حق همدیگر تا با یک عالمه "کار خوب" به جهنم نرویم بلکه با اندکی "اخلاص" وارد بهشت و همنشین "اهل البیت" شویم"

پ.ن 4: چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 5 [کلیک نمایید]

 

پ.ن 5:  چه کسی ما را برای نماز شب بیدار می کند؟ [کلیک نمایید]

۳  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۸:۱۳
صابر

سلام

پدر حقیر جوانی هاشون پیاده سیر می کردند بعد از مدتی یه دوچرخه خریدند و شدند راکب دوچرخه، بعد یه موتورگازی، بعد که ازدواج کردند یه موتور یاماها داشتند بعد از مدتی از فاز دوچرخه ها بیرون آمدند و یه چهار چرخی تحت عنوان " ژیان" خریدند و بعدش یک پژو آردی، ده سالی این RD رفیق پدر بود و ما با این ماشین از مشهد گرفته تا شمال و تهران، قم و اصفهان و شیراز و ... رفتیم خداییش ماشین خوشرکابی بود و هست بعدش پدر رفتند یک عدد سمند LX-EF7 خریدند و من هم آردی را از حضرت پدر خریدم ( با شرایط باورنکردنی و ویژه!!!!)

یکی دوسالی پدر سوار RD نمی شدند تا اینکه سمند خراب شد و تعمیرگاه رفت برای سرویس، من هم ماشینم (!!) را در اختیار پدر قرار دادم و بعد ازظهر که پدر من را دیدند فرمدند :

" این RD خیلی خراب هست، کلاچش نرم نیست، موتورش صدا می کنه، شتابش خوب نیست، مصرف سوختش خیلی بالاست و ...." 

من هم عرض کردم که پدرجان شما سمند سوار شدید معلومه که این RD اذیتتون می کنه وگرنه این ماشین همون RD هست فقط چند سالی بیشتر کار کرده

گذشت تا پدر رفتند حج واجب، و سمند به مدت یک ماه دست من بود و RD دست برادر کوچیکم، بعد از یک ماه که سوار ماشین خودم شدم دیدم این RD هم صدا می کنه، هم کلاچش نرم نیست، هم صدا می کنه هم ....

پ.ن ۱: گاهی اینقدر در لاک خودمون فرورفتیم که توانایی درک شرایط بهتر یا بدتر را نداریم ( تا من سوار سمند نشده بودم راحتی را حس نکرده بودم، و پدر تا دوباره سوار RD نشده بودند شرایط سخت آن  یادآوری نشده بود براشون)

پ.ن ۲: آقای مدیر که صبح با ماشین بنز ضد گلوله می آیند دنبالت، بعد می روی طبقه ۱۰ ساختمان و بعد می نشبنی پشت میز چرم و ... و یه تعداد آدم هستند که خرید می کنند برات و تمام مسئولیت های اجتماعیت را انجام می دهد و فیش حقوق ۲۵۰ میلیون تومنی داری، به نظرت لازم نیست گاهی اوقات بیای داخل جامعه و سختی ها را حس کنی؟ چطور می خوای با درآمد ۲۵۰ میلیونی، مشکل مردمی که زیر یک میلیون حقوق می گیرند را حل کنی؟

پ.ن۳: هیچ وقت یک سواره تا وقتی سوار هست از حال پیاده خبر نداره!!

پ.ن ۴: حالا دلیل ساده زیستی و حتی سخت زیستی ائمه و حتی بزرگان را می فهمم.

۶  نجوا موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۷
صابر

سلام

یکی از دوستان چند روزی بود خیلی خیلی مودب شده بود [البته آدم باوقار و خوبی بود اما این چند روز به صورت خاص!!!] با با لباس های مرتب و اتو کشیده می اومد شرکت و هر کدوم از همکارها و یا حتی ارباب رجوع ازش سوال می پرسید با صبر و حوصله بیش از حد جواب و میداد و ...

تعجب کرده بودیم که این دوستمون "خیلی خیلی خوب" شده ، ازش سوال کردیم چی شده که اینقدر مودب و اتوکشیده شدی؟ گفت که رفته خواستگاری و آدرس محل کار را داده و قراره خانواده عروس به صورت ناملموس بیان "تحقیقات" این آقا داماد  بالقوه! ایشون هم چون نمی دونستند این محقق کی هست با همه رفتارشون را "خیلی بهتر" کرده بودند.

پ.ن : مگه ما در محضر خدا نیستیم؟ پس چرا سعی نمی کنیم بهتر ورژن خودمون باشیم؟

۱۳  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۲۱
صابر

سلام

وقتی استرس می گیرم و یا خیلی خیلی خسته می شوم، در بعضی از قسمت های بدنم زودتر علائم این خستگی و استرس را نشان می دهد، مثلا دندون هایی را که پر کردم دوباره شروع می کند به درد گرفتن و یا زانوی پای چپم ( که سال ها قبل توی فوتبال ضربه خورده بود) شروع می کنه به وِزوِز کردن و یا ... من همیشه مواظب زخم و دردهای قدیمی هستم چون ممکنه در شرایط حساس دوباره کار دستم بده و ....

گناه مثل زخم می مونه و شیطون هم خیلی خیلی زرنگ

شرایط که سخت میشه آدم را وسوسه می کنه بره به سمت گناه قبلا انجام می داده

مثلا فردی رشوه می گرفته ولی حالا توبه کرده، شرایط زندگیش سخت میشه و بی پولی بهش رو میاره و اینجاست که شیطون طرف را تحریک می کنه  " نه به دزدی کردن و یا اخاذی بلکه تشویقش می کنه به رشوه گرفتن و هزار دلیل میاره مثل اینکه : " تو قبلا هم انجام دادی و اتفاقی نیافتاده، حالا رشوه را بگیر بعدا توبه می کنی و ..."

 

باور کنیم گناه نکردن خیلی آسون تره تا توبه کردن و حفظ توبه

برای نویسنده سطور دعا فرمایید زیرا روح و جسمش پر شده از زخمِ گناه؛ دعا کنید در ماه رجب توفیق توبه نصیبش گردد و بتوانند بر توبه هایش بماند

 

۴  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۲۵
صابر

سلام

عکسی که در ادامه مطلب اومده بسیار مشمئز کننده است و حقیر بابت انتشارش بسیار عذرخواهم ، اما همیشه باید مواظب بود و جنبه ی احتیاط را رعایت کرده و راه های خطر را شناسایی کنیم؛ گناه همیشه کم کم اتفاق می افته و ناگهان چشمانت را باز می کنی و می بینی در درون یک منجلابی از کثافت و گناه و بی غیرتی در حال غرق شدن هستی، حالا می خواهد این منجلاب مجازی باشد یا غیر مجازی ...

۵  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۵۲
صابر

سلام

برخلاف نظر عموم مردم اکثر تصادفات در سرازیری اتفاق می افتد ( عموم مردم فکر می کنند سربالایی رفتن خیلی سخت و خطرناک هست) البته نمی تونیم این مورد را نادیده بگیریم که هدایت وسیله نقلیه در سربالایی بسیار سخت و نفس گیر هست اما اکثر تصادفات مرگبار در سراشیبی اتفاق می افته و نکته ی جالب اون هست که سراشیبی برای وسایط نقلیه بزرگ مثل قطار و کامیون و تریلی ها بسیار خطرناک تر هست زیرا ترمز گرفتن در سراشیبی بسیار بسیار سخت هست و...

انسان ها به دو طریق آزمایش می شوند گاهی در سختی ها [سربالایی] و گاهی در راحتی [سر پایینی] و دیده شده است که مومنین و مسلمین [ماشین سنگین ها] در دوران سختی و زندان و جنگ و .. که به مثابه سربالایی های سخت و نفس گیر هست موفق بوده اند اما وقتی وارد دوران بعد از جنگ و زندان و دوران راحتی شده اند در سراشیبی ترمزشون بریده و ....

پ.ن : در سختی ها توکل و در راحتی شکر گذار باشیم!

۲  نجوا موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۳۵
صابر

سلام

به نظرتون کدوم خطرناک ترند ؟

1- چاه عمیق

2- بن بست طولانی

توی زندگی هامون خیلی از کارهایی که می کنیم شبیه "کوچه بن بست" می مونه یعنی خیلی شبیه کوچه هست اما در واقع بن بست هست در واقع چاه عمیق هست اما چون شبیه کوچه می مونه فکر می کنیم خطرناک نیست!

توی زندگی هامون خیلی از "چاه عمیق" می ترسیم اما از " کوچه بن بست" نمی ترسیم  زیرا با کلاس هست زیرا توجیهش راحت تره زیرا می تونی هزار تا سرپوش روش بذاری...

 

پ.ن : یه بحثی را خواستم مطرح کنم اما جرات توضیحش را نداشتم اما برای اهل دل و اهل فن به صورت مجمل توضیح می دهم : " بعضی بن بست ها عریض هستند و خیلی طویل انقدر که تهش معلوم نیست حتی این بن بست ها به اشتباه و یا حتی از روی مکاری و حلیه گری به اسم انبیا و شهدا نام گذاری شدند یادمون باشه این ها چیزی از بن بست بودنش کم نمی کنه!"

پ.ن 2: باور کنیم که "بن بست" همون "چاه عمیق" هست فقط به صورت افقی!!!

پ.ن 3: باور کنیم "بن بست" از "چاه عمیق" خطرناک تره !!! [اینجا]

۶  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۳۹
صابر

سلام

تا حالا چند بار به زیارت امام معصوم رفتیم؟

چند بار مشهد رفته اید؟

چند بار در روضه ها برای اهل البیت اشک ریخته اید؟

زیارت امسال امام رضا علیه الیلام با زیارت دفعه ی پیش یه تغییری کرده بود؟

آیا با معرف تر امام را زیارت کردیم؟

چند سالت هست؟

از چند سالگی نماز خوانده ای؟

پنج سال؟ ده سال؟ پانزده سال؟ بیست سال؟

اولین نمازت با نمازی که چند ساعت پیش خوندی چقدر فرق کرده؟

چقدر نمازت با حضور قلب تر و با درک و فهم بیشتری خوانده شده؟

اگر یک آدمی با ضریب هوشی نسبتا پایین بیست سال توی یک مغازه ای شاگردی کند

بعد از بیست سال برای خودش "استاد" می شود.

آنوقت من بیست سال نماز خواندم و نماز اولم با نماز آخرم فرق چندانی نکرده که هیچ بلکه بدتر هم شده است ...

به کجا می رویم؟؟؟؟

۹  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۴۱
صابر
به همراه چند نفر از دوستان، نشسته بودیم. در مورد ابراهیم صحبت می کردیم. یکی از دوستان که ابراهیم را نمی شناخت، تصویرش را از من گرفت و با تعجب نگاه می کرد. بعد با تعجب گفت: شما مطمئنین اسم ایشون ابراهیمه؟!

با تعجب گفتم : خب بله، چطور مگه؟!

گفت: من قبلاً تو بازار سلطانی مغازه داشتم. این آقا ابراهیم دو روز در هفته سرِ بازار می استاد. یه کوله باربری هم می انداخت روی دوشش و بار می برد. یه روز بهش گفتم: اسم شما چیه؟

گفت: من رو یدالله صدا کنین.

چند وقت بعد یکی از دوستانم آمده بود بازار، تا ایشون رو دید، با تعجب گفت: این آقا رو می شناسی؟

گفتم: نه، چطور مگه؟ گفت: ایشون قهرمان والیبال و کشتیه. آدم خیلی باتقواییه. برای شکستن نفسش این کارها رو می کنه. این رو هم برات بگم که آدم خیلی بزرگیه. بعد از آن ماجرا دیگه ایشون رو ندیدم.

صحبت های آن آقا خیلی من رو به فکر فرو برد. این ماجرا خیلی برای من عجیب بود. اینطور مبارزه کردن با نفس، اصلاً با عقل جور در نمیاد...
۷  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۰۵
صابر
۱۳  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

هر شب به حساب خود رسیدگی کن

قال الکاظم علیه السلام :

"«لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ

فَاِن عَمِلَ خَیراً اِستَزادَ اللهَ مِنهُ وَ حَمِدَالله َ عَلَیهِ وَ اِن عَمِلَ شَرَاً اِستَغفَر،اللهَ مِنهَ وَ تابَ اِلَیهِ"

 از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد

پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا را شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار را بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد

و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید. (کافی، ج2، ص 453(

" توضیح حدیث از کلام آیت الله مجتهدی "

۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

برای این که بدونی " چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم!"

باید " پیلاتس" بلد باشیم

بخوانید حکایت زیر را که برگرفته از سایت "ورود هرگونه دغدغه، ممنوع!!"  می باشد.

۱  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

امروز مادرم گفت:

برای مبارزه با نفس گاهی کاری رو که دلت نمیخاد رو انجام بده،


از فلانی بدت میاد؟

برو باهاش حرف بزن

 

از کدوم غذا بدت میاد؟

بخورش (البته هر بار تو دلت بگو خدا جونم این کار رو بخاطر تو میکنم برای نزدیک شدن به تو)

 

میخای انفاق کنی و جونت در میره هزار تومن بدی؟

ده هزار تومن بده و به خودت بگو کیف کردی؟

حالت گرفته شد؟!!!

۹  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۱ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

چند تا از رفقای دوره ی لیسانس دور هم نشسته بودیم

و داشتیم بحث علمی می کردیم(!!!!) که بحث به اینجا رسید که :

" برق سه فاز(همون 380 ولت صنعتی ) خیلی خیلی خطرناک هستن و آدم باید مواظب باشه "

بحث تابلو ، نول و چاه ارت و ...

و دست و پاهایی که این سه فاز لعنتی قطع کرده و آدم هایی که کشته است و...

بحث که اینجا رسید مهندس مصطفی که تجربه ی کاریش نسبت به همه ی ماها بیشتر بود گفت :

" به نظر من برق تکفاز (همون 220 ولت خانگی) خیلی خطرناک تره..."

همه ی بچه ها (مهندس ها) جا خوردیم از این حرف مصطفی!!!!

بعدش مصطفی که تعجب مهندس های محترم (!!!) را دیده بود ادامه داد :

" این برق 220 خیلی خیلی نامرده ، وقتی آدم را بگیره ول نمی کنه اینقدر میلرزونت تا قلبت از کار بیفته

... اما ...

اکثر مواقع سه فاز آدم را پرت می کنه یعنی اینکه دستت را قطع می کنه اما زنده نگهت می داره"

 

پ.ن : شاید حالا متوجه شده باشید که برق تکفاز (همون 220 ولت خانگی) را با رنگ قرمز و برق سه فاز(همون 380 ولت صنعتی ) را با رنگ زرد مشخص کردم.

پ.ن 2: یکی از اساتید می فرمودند:

 اگه پست های فشار قوی ( حتی پست های 63 به 20 کیلو ولت) رفتید و ازتون پرسیدند که چه کسی مهندس برق هست ، شما با کمال افتخار بلند شوید و بگویید : " من آشپزی خوندم و صحنه را ترک کنید." الکی که نیست ، بحث جون آدم هست.

پ.ن 3: بحث گناه هم مثل بحث برق می مونه:

 اگه به گناهان کوچک عادت کنیم بالاخره همون گناه کوچک معنویت ما را خواهد کشت مانند برق تکفاز (همون 220 ولت خانگی)

بعضی از گناهان کمی بزرگ تر هستند و آدم حواسشون به اونها هست که خدایی ناکرده به آن مبتلا نشود چرا که اثرات خطرناک زیادی دارد مانند برق سه فاز(همون 380 ولت صنعتی )

بعضی از گناهان آدم باید خیلی خیلی مراقب باشه که اصلا نزدیکش نشود و بگوید : " من آشپزی خوندم و صحنه را ترک کنید."

پ.ن 4: بر خلاف تصور عموم مردم ، آمار کشته شدگان به وسیله ی برق 220 ولت بیشتر از برق های 380 ولت است.

 

۷  نجوا موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۰
صابر

سلام

اوایل انقلاب یکی از کمونیست ها که تازه مسلمان شده ، پیش یکی از بزرگان نظام [ فکر کنم شهید بهشتی]  رفته و می گوید :

 " من قبلا که کمونیسم بودم هیچ احساس شهوتی نسبت به زنان و دختران اطرافم نداشتم اما حالا که مسلمان شدم احساس شهوت در من زنده تقویت شده است در صورتیکه از لحاظ جذبه دختران قبلی بسیار جذاب تر بودند و دست ما برای هر عملی باز بود اما هرگز ... نمی دونم چی شده که حالا نسبت به کوچکترین چیز احساس خطر می کنم. "

جوابی که این بزرگ نظام داده بود بسیار جواب شیرین و دقیقی بود ( نقل به مضمون) :

" شما قبلا در مسیر اشتباه حرکت می کردی و شیطان شما را در این مسیر یاری می کرد شاید اگه شما دچار انحطاط اخلاقی می شدید به اصل کمونیست و ایدئولوژی آن بدبین می شدید؛ شیطان کارش را خیلی خوب بلد است وقتی داریم یه راهی را اشتباه می رویم کمکمان هم می کند!!!! "


پ.ن : حتما بخوانید = " چه کسی ما را برای نماز شب بیدار می کند"

 

۵  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

وقتی رسیدیم مشهد یادم اومد مسواک و خمیر دندان نیاوردم.

من هم یه یزدی محاسبه گر، دیگه اونجا هم نخریدم.

شب اول خیلی خیلی عذاب وجدان داشتم.

شب دوم خیلی عذاب وجدان داشتم.

شب سوم عذاب وجدان داشتم.

شب چهارم هیچی...

 

پ.ن : یزد هم که رسیدم مسواک نزدن برایم عادی شده بود.

پ.ن 2: مدتی است دندان هایم جرم گرفته و زرد شده است و حالا روزی دوبار مسواک می زنم.

پ.ن 3: مواظب هستم که اگه مدتی مسواک نزنم دندان هایم خراب می شوند و عذاب وجدان جایش را به درد دندان خواهد داد.

پ.ن 4: گاهی اوقات کار از کار می گذره و دیگه باید دندان کرم خورده را کشید.

پ.ن 5: خودتان ربط دهید این موضوع را به گناه ...

۱۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۰
صابر


خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم        دیبا نتوان بافت ازین پشم که رشتیم

بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم              پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

ما کشته نفسیم و بس آوخ که برآید             از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم

افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت       ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم

دنیا که در او مرد خدا گل نسرشته است       نامرد که مائیم چرا دل بسرشتیم

*****

گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت             شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم

باشد که عنایت برسد ورنه مپندار              با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم

سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان             یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم

سعدی علیه الرحمه

۵  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۰
صابر

سلام

سعی کنیم کارهایی که عادت کردیم را به صورت موقت ترک و یا به صورت دیگری انجام دهیم.

ترکِ موقت = مثلا چند روزی چایی نخوریم!

انجام رفتارهای تکراری به صورت متفاوت = مسجد خودتون را برای مدتی عوض کنید!!

 

۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

برای قرب الهی

نیاز به قربانی کردن می باشد.

قربانی کردن لذت های سطحی و کوتاه مدت

در مقابل

لذت های عمیق و بلند مدت...

 

پ.ن : " تنها مسیر" (کلیک نمایید)

پ.ن 2 : قرار است مطالبی با همین عنوان " چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم" انتشار دهم.

۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۰
صابر