خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

نکته دویست و شصتم : چرا نمیای؟!!

چهارشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۰۰ ق.ظ

سلام

روز پنج شنبه 6 فروردین 94 بود که یه مهمون کاملا رسمی تماس گرفت و اطلاع داد که روز جمعه بعد ازظهر با خونواده میان خونمون.

از صبح جمعه شروع کردیم به آماده سازی شرایط پذیرایی از مهمون مثل جارو زدن و گردگیری و آماده کردن میوه و شیرینی (که الحمدلله بخاطر عید آماده بود) و...

بعدش با هم رفتیم نماز جمعه و برگشتنی به سرعت خودمون رو رسوندیم تا ناهار بخوریم. بعد از ناهار سریع ظرف‌ها رو شستم و همگی نشستیم   اومدن مهمون‌ها.

قرار بود آقای سرهنگ و خونوادش ساعت 4 تشریف بیارن، خب قاعدتا ما هم آماده باش و گوش به زنگ بودیم تا پذیرای مهمون‌های عزیز باشیم.

ساعت 4 شد 4:15، شد 4:50 ، شد 5 واسه اومدنشون لحظه شماری می کردیم و همچنان منتظر و گوش به زنگ و چشم به در بودیم چون آمادگی کامل رو داشتیم. تا این که تماس گرفتند که توی راه هستن و رسیدنشون نزدیکه، آدرس دقیق خونه رو دادیم و اومدن!

رفتیم استقبالشون و خلاصه مهمانی انجام شد.

من از این‌که خیلی منتظر مهمون بودیم، خیلی عصبانی بودم، چون همش توآماده باش بودم و نمیتونستم روی پایان نامم تمرکز کنم چون واقعا منتظر بودم.

شب موقع خواب که شد هنوز اعصابم خورد بود که این‌همه وقتم گرفته شد. به کل روز فکر کردم. به منتظر بودنم فکر کردم و مفاهیم آماده سازی شرایط پذیرایی، آماده باش و گوش به زنگ بودن و استقبال، تو ذهنم مرور می شد....

به خودم گفتم: مگه ادعای منتظر آقا بودن نداری؟ و هی برا اومدنش دعا نمیکنی؟

خب، شرایط رو آماده کردی که منتظری؟ مگه منتظر نیستی؟ آماده باش و گوش به زنگ هستی؟ اصلا تا حالا برا اومدنش، لحظه که نه، روز شماری کردی؟! به فرض آقا الان بیاد با چه رویی میری استقبالش؟!!!!  اصلا می‌تونی برای یا نه؟!!!

حالت کسی رو دارم که خونه ش به هم ریخته است، میوه و شیرینی هم حتی نخریده چه برسه به آماده کردن!!!! بعد حالا اگه الان مهمون بیاد تو خونه ای که از هیچ نظر آماده نیست خودتون تصور کنید چه وضعی پیش میاد!!!

حالا فکر کنید من خودم هی زنگ بزنم به مهمون (مهمونی که خبر داره من آمادگی پذیرایی از مهمون رو ندارم)، بگم بیا، چرا نمیای؟!!

بعد ادعای اینم داشته باشم که منتظر اومدن مهمونم!!!!!

شما چطور؟ آماده این؟ داره میاد‌ها!! فقط منتظر آماده شدن ماهاست! حالا ما منتظریم یا آقا...

 

پ.ن : داستان به قلم یکی از "بزرگان" می باشد.

نجوا  (۱۴)

بنا بر عادت، بعد صلوات ها خیلی وقت ها و عجّل فرجهم رو هم می گم

گاهی فکر می کنم، که این دعای من، چه کم از نامه های کوفیان داره ؟ ...
پاسخ:
سلام

دعاها مشکلی ندارند

اخلاق مردمان کوفه در زمان امام حسین (ع) مشکل آفرین است!
۱۶ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۰۶ ❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu
من نوعی فقط دارم ادعای منتظر بودن رو در میارم...
اصلا نمیدونم انتظار یعنی چی...
آقامون خیلی غریبه...

پاسخ:
سلام

خیلی از کارها را بلد نیستیم.

یکیش انتظار هست...
من که به صراحت میگم ادای عاشقا رو در میارم
اگه منتظر واقعی بودم تاحالا باید از دوریش میمردم:(
پاسخ:
سلام

حق 

        حق
۱۴ فروردين ۹۴ ، ۱۱:۳۴ ˙˙·٠•✿ اِقلیما ✿•٠·˙˙
سلام

با تاخیر سال نوتون مبارک و فاطمی ان اشالله


شهادت روزیتون

پاسخ:
سلام

نوروزتان فاطمی ..
سلام

تلنگر خوبی بود

لازمه که آماده بشیم برای امدن حضرت اما قبلش ، لازمه که خود آقا رو بشناسیم /
چطور می تونیم منتظر کسی باشیم که نمی شناسیمش
راستی !
ما چقدر اما زمانمون رو می شناسیم؟
غیر از اسم و لقبش و تاریخ  تولدش ، چقدر ازش می دونیم؟

به قول خودتون
باشد که رستگار شویم


یاعلی
پاسخ:
سلام

شاید اول باید خومتن را بشناسیم
وبعد ...

اگر پست خاصی در این زمینه در بلاگتان کار کردید آدرسش را بدهید ان شالله انتشارش بدهیم.
تلنگربه جایی بود....
پاسخ:
سلام

ان شالله عامل باشیم!
خیلی آدم عجیبی هستین
بعد میگین اماده برای طهور نیستی؟؟؟؟
نمیدونم
پاسخ:
سلام

یا ستار العیوب
( وای به روزی که پرده ها بیفتد و چهره واقعی افراد مشخص گردد)
یاغافر الذنب
یا ستار العیوب
مبارزه با هوای نفس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه وب من مشکلات اخلاقی داره که مبارزه میخواین بکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما دیه از رستکاری کارتون گذشته
جاتون تو بهشت اون بالا بالاهاست
مبارزه با هوای نفس واس گناه نه این چیزای الکی
پاسخ:
سلام
همانطور که قبلا ذکر شد وبلاگ شما " خورشت سبزی" می باشد
( دلیل اصلی بعدا توضیح داده می شود)
http://bayanbox.ir/info/7097565720331423375/123344545565
فارسی بود منظورم این بود مایلین
م در هنگام تایپ افتاده بود
پاسخ:
سلام
آهااااان
میلم یه چیز دیگری بود...
مبارزه با هوای نفس نمودم:-) 
هرطور ایلین
پاسخ:
سلام

ایلین؟؟

آقا ما فارسی را به زور حرف می زنیم شما ترکی( لری یا کردی یا...) نظر می گذارید؟
این انصاف است عایاااااا؟
سلام
نغز و دردناک...
پاسخ:
سلام
:-( 
نه من آماده نیستم
پاسخ:
سلام

هیچ کداممان آماده نیستیم:-( 
بیایید برای یک دیگر دعا کنیم شاید رستگار شدیم.

پ.ن: فکر کنم تا ۱۰/۰۲/۱۳۹۴ یک ماه می شود و برای یک ماه بودنش دلیل خاصی ندارم:-) 
بعدا میام میخونم
پاسخ:
سلام

قدمتان روی چشم.
۱۲ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۱۰ سجاد عباسی مود
بسیار زیبا و مفید بود، باشد که عمل کنیم :)
پاسخ:
سلام

ان شاالله عامل باشیم

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">