خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

۱۳۱ مطلب با موضوع «تمدن اسلامی و سبک زندگی» ثبت شده است

سلام دوستان

امروز که در حال جمع آوری این پنجاه نکته هستم شاید پنجاه هزار نکته عملی برای گفتن دارم، ورود به عرصه زندگی متاهلی و همچنین شاغل بودن به شغلی که دائم در ارتباط با مردم هستی هزاران نکته گفتاری را برایم تبدیل به تجربه عملی کرده است ، اکنون قصد دارم حالت کلی که بین "گفتار" و "تجربه" برقرار هست را برایتان کمی تشریح کنم:

1- بعضی از گفتارها صحیح هستند و در فضای عملیاتی هم موثر هستند به صورت مطلق

2- بعضی از گفتارها صحیح هستند اما "نحوه بیان" آن در واقعیت بر درستی و راهگشایی این گفتارهای درست تاثیر دارد اصول بیان و شرایط محیطی در تاثیر گذاری این "درست ها" بسیار دخیل هست.

3- بعضی از گفتارها در ظاهر صحیح هستند اما در واقعیت باطن خودشان را نشان می دهند این حالت یکی از بهترین تجربه ها را برای شما رقم می زند.

پ.ن 1: خودتان بیابید مثال هر کدام را

پ.ن 2: ان شاءالله جدول اضافه خواهد شد.

پ.ن 3: و من چقدر نگران " عاشقانه های آرام... " هستم

پ.ن 4: چقدر دلتنگ "چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم" شده ام، "اژدهایی که دارد آزادانه جنایت می کند ...

پ.ن 5: "باشد تا رستگار شویم"

" لطفا بر روی عناوین کلیک نمایید"

نکته

عنوان

ارزش

نکته

عنوان

ارزش

400

مرور می کنیم 7

✔✔✔

425

دلبستگی های غم دار

401

خندوانه شاید یک برنامه هنری

✔✔

426

 انتخاب می شویم

✔✔✔

402

ایران کوچک

427

دو بال توکل

✔✔✔

403

کشمیر

✔✔✔

428

 التماس دعا

404

باید باهاش حرف بزنی

✔✔

429

دریا و کشتی

✔✔

405

 سوزنبان

430

جاوادانگی، دنیا، انسان

406

 زندگی فقیرانه، زندگی شاهانه

431

دریاب ...

407

صبر کن

✔✔

432

کارهای خوبی که ما را به جهنم می برد!

✔✔✔

408

 تبعیض

✔✔

433

 به کدامین سمت و چگونه

✔✔✔

409

 رهرو ...

✔✔✔

434

 حجاب یعنی بندگی

✔✔

410

خداوند ما را با هم جمع کند

✔✔✔

435

یا امام رضا علیه السلام ...

411

عوارض ناخواسته نگاه

✔✔✔

436

 بی انصافی

412

دو حالت کلی در برخورد آقایان با خانم ها

✔✔

437

طریقه ی سوار شدن روی زین اسب (زین کابویی)

413

لذت مطالعه

438

 پیاده روی عاشقانه

414

درد دل

✔✔✔

439

کدامین درست؟

✔✔

415

در کدام زمینه قرار هست مورد آزمایش قرار بگیریم؟

440

اصل غرب متمدن

✔✔✔

416

عبودیت

441

بهار آمد ...

417

ثبات قدم

442

شهوت های بی لذت

✔✔

418

چای ایرانی

✔✔✔

443

نهج البلاغه

✔✔

419

معنای واژه رب

✔✔

444

لذت انتخاب شدن

420

وصل و فصل

✔✔✔

445

هدف نهایی انتخابات و انقلاب اسلامی

421

معنای واژه رب2

✔✔

446

 ظرفیت

✔✔

422

غدیر، چشمه ای جوشان

447

غمگین

423

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند ...

448

 دلیل بعضی از کارها

✔✔

424

تکرار نمیشه!

✔✔

449

زمزمه بعد از دهه محرم

 


۰  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۱
صابر

سلام

خوشبختانه و یا متاسفانه در فضایی هستم که اکثرا " نخبه نما" هستند

شاید از خودتون بپرسید " نخبه نما" چیست جوابش ساده هست نخبه نما بر وزن "تماشاگرنما" هست یعنی فردی که در ظاهر تماشاگر هست چون در ورزشگاه حضور دارد اما "هدف" و "باطنش" از حضور در ورزشگاه تماشای ورزش ( فوتبال، والیبال و ....) نیست بلکه هدفش چیزی غیر از "لذت بردن از ورزش" هست

ü      گاها بی خطر مثل دو عاشق برای اینکه در کنار هم باشند به ورزشگاه می روند و لحظات خوشی از در کنار هم بودن داشته باشند و مهم نیست جه ورزشی باشه و یا کدوم تیم ببرد یا ببازد مهم در کنار هم بودن هست نه لذت بردن از ورزش.

ü      و گاها پرخطر مثل تخلیه انرژی بعضی ها که ما در ورزشگاه ها می بینیم و نیاز ی به مثال زدن ندارند و تیم های ایرانی دارند پشت سرهم جریمه می شوند.

دانشجوی دانشگاه تهران که با سهمیه نخبگان وارد دوره دکتری شده و نصفی از مقالاتش داده سازی هست به قول خاله ام این افراد لپ تاپ های قدرتمندی دارند!!!! و داده ها را خیلی خوب می سازند و ... و حالا که زمان رسوایی فرا رسیده است  پای همه گیر هست از رییس دانشگاه گرفته تا اساتید راهنما و مشاور و زئیس گروه و ...، این فرد پژوهشگر برتر هست!!!!!

مگه یه دانشجو توی سال می تونه 10 الی 15 تا مقاله ISI داشته باشه؟ جز با داده سازی؟ چز با تقلب؟ جز با پارتی بازی؟

پس " لذت دانایی" کجا رفته است؟ لذت تولید علم؟

همه و همه خلاصه شده است در مقالات IF دار

احتما هرچه IF بالاتر لذت هم بیشتر

 

حالم از این آدم ها بهم می خوره

از این همه مقاله

از این همه "نخبه نما"

از این همه " شهوت بی لذت"

 

پ.ن : اینقدر عصبانی هستم که نمی تونم به نوشتن متن ادامه دهم! ان شاءالله در فرصت مناسب هم متن و محتوا تصحیح می شود.

پ.ن 2: استعدادهای درخشان یک دروغ بزرگ هست، یه سوال ساده اگر قرار باشد 20 نفر در استعدادهای درخشان پذیرفته شوند تکلیف نفر 21ام چیست؟ بی استعداد؟ احمق؟

پ.ن 3: افرادی  که انقلاب کردند " استعداد درخشان" هستند یا بودند؟

 پ.ن 4: ان شاءالله در مورد "شهوت های بی لذت" بیشتر توضیح خواهم داد.

۴  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۳۵
صابر

سلام

 

چیزی که "غرب وحشی" سعی دارد از خود در ذهن مردم جهان بسازد :

 

"غرب متمدن"


دریافت
مدت زمان: 49 ثانیه 

اما چیزی که در واقعیت وجود داره :


۰  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۰۳
صابر

سلام


توکل به معنای واقعی دارای دو بال [مشخصه بارز] هست که اگر این دوبال باهم و هماهنگ نباشند امکان پرواز وجود نداره و "توکل" نمی تونه انسان را به خدا برسونه

این دو عامل عبارتند از : 1- رضا 2- حرکت


"رضا" به معنای رضایت قلبی داشتن و آرامش درونی 

"حرکت" به معنای تلاش در مسیر رشد


به زیان عامیانه خودمون اگه خواسته باشیم بیان کنیم میشود : 

" فردی که توکل داره فردی هست که خیلی پرتلاش هست و خیلی هم آروم و باطمانینه هست"


حالا شما می تونید سایر یک ویژگی های یک فرد متوکل را از دو شاخصه "رضا" و "حرکت" استخراج کنید مثل :

عزت نفس، شاد بودن، محبت داشتن، عدم وابستگی به دنیا و ....


پ.ن : یه چیزی که حقیر از دین یاد گرفتم و اون را به عنوان اصل برای محک زدن سایر فرعیات استفاده می کنم اصل "حرکت" هست، یعنی اگه احکام دین موجب حرکت آگاهانه بنده در سطح فردی و اجتماع شود این حکم درسته اما اگه ما را تشویق کرد به گوشیه نشینی و عزلت و ... یا ما داریم حکم را اشتباه اجرا می کنیم یا حکم خوب برای ما بیان نشده یا حتی حکم اشتباه هست

مثلا این همه قرآن، ائمه و صالحین به تفکر، چله نشینی و ... سفارش می کنند اگه این تفکر به حرکتی در طی سبیل منجر شد معلوم میشه این تفکر اثر داشته اما اگه ما را گوشه نشین کرد معلوم میشه ما خوب فکر نکردیم، چله نشینی مون اشکال داشته 


پ.ن 2: همیشه "حرکت" به معنای حرکت فیزیکی نیست گاهی حرکت به معنای "سکوت" هست مثال این مورد را می تونید در حرکت ائمه معصومین ملاحضه فرمایید.


پ.ن 3: و اما بصیریت ....


پ.ن 4: سطور فوق بر اساس تفکر، مطالعه و سوال حقیر از اساتید نوشته شده است و ممکن هست ناکامل باشه، خوشحال می شوم حقیر را در این راه راهنمایی کنید

۱  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۵ ، ۲۰:۲۷
صابر

سلام

پارسال که همراه خانواده رفته بودیم زیارت امام رضا علیه السلام، بعدش رفتیم شمال ( برای ما یزدی ها شما یک معجزه تلقی میشه!) آخرای سفر بود که اقدام به خرید چای ارگانیک و اصیل لاهیجان کردیم و دو بسته یک کیلویی خریدیم (یکی برای خانواده خودمون یکی هم برای خانواده خواهر بزرگی). چایی خوبی بودند البته فقط برای یکبار خوردن! هر وقت توی خونه دم می کردیم اون را به عنوان دمنوش حساب می کردند و بعد می گفتند حالا یه چایی تازه دم "خودمونی" بیارید بخوریم!!!!

 

به این فکر می کردم که چی شده چای اصیل ایرانی شده "دمنوش" و چای هندی و سیلانی شده چایِ "خودمونی" ؛ بعد یاد این صحبت کارشناس تغذیه افتادم که می گفت : " ذائقه ما ایرانی را عوض کردند، ذائقه ما از خورشت و سوپ و کوکو شده پیتزا و برنج هندی و ..." احتمالا چای هم شامل این قضیه شده است! البته لازم به ذکر هست که هر دوبسته را خودم خوردم و با افتخار می تونم اعلام کنم که ذائقه ام را تا حدودی "درست" کردم.

پ.ن : البته هیچ چیز نمی تونه جای "چایِ قلب پهلوی خاتون" را بگیرد.(لینک)

 

سوال : فرض کنید شما هیچ محدودیتی (مالی، قانونی، عرفی و حتی شرعی) ندارید، آنوقت مراسم عروسی خودتون را چجوری برگزار می کردید؟ (کجا باشه؟ چجوری باشه؟ شام چی باشه؟ چه ماشینی سوار باشید؟ آرایشتون چی باشه؟ توی هتل باشه یا باغ؟ چند نفر دعوت باشند؟ و....)

خواهش: نظرات خودتون را بیان کنید و از دوستانتون هم بخواهید بیان اینجا و در مورد "مراسم" آرزوی مراسم عروسیشون توضیح بدهند.


بخوانید : در چشم پیامبر (لینک)

۹  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۰
صابر

سلام

بعضی مثال ها در ذهن آدم به خوبی جای می گیرند، شاید ساعت ها سخنرانی را بتوان در یک مثال ساده خلاصه کرد و درکش را برای مخاطب ساده کرد، یکی از مثال هایی که من را خیلی به فکر فرو داشت مثال استاد عین صاد در مورد " رهرو بودن" هست :

 

بر گرفته از کتاب " رشد " (لینک)

نوشته شده "علی صفایی حائری" (عین . صاد)

پ.ن : اساتید و دوستانم تاکید خاصی داشتند به خواندن این کتاب

وقتی کتاب را خواندم متوجه شدم اساتید و دوستان اشتباه می کنند

باید افراد را "مجبور" کرد که این کتاب را بخوانند.

۱  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۱
صابر

سلام

اگر خواسته باشیم با ملاک های " قناعت" و " رضایت" زندگی ها را بررسی کنیم

کدوم زندگی ، زندگی فقیرانه هست و کدام زندگی زندگی شاهانه هست؟

۳  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۶
صابر

دره جامو و کشمیر را به علت شباهت هوا و زمین و محیط آنسامان به ایران،

ایران کوچک نامیده‌اند.

در بسیاری از بناها و باغات و قالی کشمیر تأثیر هنر ایران مشهود می‌باشد.

از لحاظ نثرنویسی هم دورهٔ پیش از تیموریان در کشمیر بسیار غنی است.

بیشتر بدانید و بیشتر بخوانید در

 " اینجا "

۲  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۹:۵۰
صابر


یه چیزی داریم تو تلگرام به نام "clear history" که اگه خواسته باشیم معادل فارسی آن را بیان کنیم می شود " پاک کردن تاریخچه" ؛ به نظرم در همین گزینه خیلی نکات هست :


نکته اول : اگر شما با فردی چت کنی و در انتها " پاک کردن تاریخچه" را بزنی تمام گفتگوها در روی دستگاه خودتان پاک می شود اما بر روی دستگاه طرف مقابلتان هست تا اینکه او هم همین عمل را انجام دهد!

نکته دوم : " پاک کردن تاریخچه" به معنی پاک کردن حافظه ی انسانی نیست، " پاک کردن حافظه " خودش فرآیندی جدا، سخت و فرصت بری است.

نکته سوم : فرض کنیم "تاریخچه" و "حافظه" را پاک کردیم اثرات آن چه کارخواهیم کرد؟ فرض کنید شما دست شما زخم شده است و شما با مرهم و بعد از مدت طولانی اون زخم را بهبود بخشیدید اما می خواهید با جای زخم چه کنید؟

نکته چهارم : خدا هم قراره به همین سادگی گزینه  " پاک کردن تاریخچه" را برامون بزنه؟

نکته پنجم : از بعضی از دوستان می پرسم که چرا "پاک کردن تاریخچه" را استفاده کردی؟ می گویند که چون برنامه سنگین میشه و پاک می کنم تا سرعت بالاتر بره! [توی زندگی هم همینه، گاهی لازم هست که خیلی از چیزهای دیروز را از ذهنت پاک کنی تا سرعت امروزت بیشتر بشه!]

نکته ششم : بعضی ها هم هستند که نکات مهم هر بحث و یا نتیجه اون بحث و یا درسی که از اون بحث گرفته اند را جایی ذخیره می کنند و بعد از "پاک کردن تاریخچه" استفاده می کنند.

۵  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
صابر

سلام

امروز میلاد یه مثال ساده و بارزی در مورد برنامه ریزی کردن و اجراش برایم زد، گفت :

" همه فکر می کنند برنامه ریزی مثل قرص و یا کپسول می مونه که اگه به صورت مرتبط مصرف کنی بیماریت حل می شه اما تجربه ثابت کرده برنامه ریزی بیشتر شبیه پرهیز کردن هست مثل پرهیز از خوردن سرخ کردنی ها و یا بعضی از غذا و .... در نتیجه میشه گفت برنامه ریزی یه عمل مراقبتی هست ."

۱  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۲
صابر

 سلام

به نظرتون کلمات زیر از لحاظ معنایی باهم چه تفاوتی دارند؟

 

اسلام :شناخت و تسلیم در برابر آن

ایمان :شناخت در سر + عشق در دل

تقوا :شناخت + عشق + عمل + اطاعت

احسان : شناخت + عشق + عمل + صبر در درگیری ها

شکر: شناخت + عشق + عمل + سپاس و منت پذیری

اخبات: شناخت + عشق + عمل + صبر + شکر + خشیت بدون غرور و سرافرازی

قرب : شناخت + عشق + عمل + صبر + شکر + خشیت و خشوع + سبقت و شتاب

 

بر گرفته از کتاب " رشد " (لینک)

نوشته شده "علی صفایی حائری" (عین . صاد)

پ.ن : اساتید و دوستانم تاکید خاصی داشتند به خواندن این کتاب

وقتی کتاب را خواندم متوجه شدم اساتید و دوستان اشتباه می کنند

باید افراد را "مجبور" کرد که این کتاب را بخوانند.

 

۶  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۴۸
صابر

 

۱۰  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۲۲
صابر

سلام

وقتی استرس می گیرم و یا خیلی خیلی خسته می شوم، در بعضی از قسمت های بدنم زودتر علائم این خستگی و استرس را نشان می دهد، مثلا دندون هایی را که پر کردم دوباره شروع می کند به درد گرفتن و یا زانوی پای چپم ( که سال ها قبل توی فوتبال ضربه خورده بود) شروع می کنه به وِزوِز کردن و یا ... من همیشه مواظب زخم و دردهای قدیمی هستم چون ممکنه در شرایط حساس دوباره کار دستم بده و ....

گناه مثل زخم می مونه و شیطون هم خیلی خیلی زرنگ

شرایط که سخت میشه آدم را وسوسه می کنه بره به سمت گناه قبلا انجام می داده

مثلا فردی رشوه می گرفته ولی حالا توبه کرده، شرایط زندگیش سخت میشه و بی پولی بهش رو میاره و اینجاست که شیطون طرف را تحریک می کنه  " نه به دزدی کردن و یا اخاذی بلکه تشویقش می کنه به رشوه گرفتن و هزار دلیل میاره مثل اینکه : " تو قبلا هم انجام دادی و اتفاقی نیافتاده، حالا رشوه را بگیر بعدا توبه می کنی و ..."

 

باور کنیم گناه نکردن خیلی آسون تره تا توبه کردن و حفظ توبه

برای نویسنده سطور دعا فرمایید زیرا روح و جسمش پر شده از زخمِ گناه؛ دعا کنید در ماه رجب توفیق توبه نصیبش گردد و بتوانند بر توبه هایش بماند

 

۴  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۲۵
صابر

سلام

برخلاف نظر عموم مردم اکثر تصادفات در سرازیری اتفاق می افتد ( عموم مردم فکر می کنند سربالایی رفتن خیلی سخت و خطرناک هست) البته نمی تونیم این مورد را نادیده بگیریم که هدایت وسیله نقلیه در سربالایی بسیار سخت و نفس گیر هست اما اکثر تصادفات مرگبار در سراشیبی اتفاق می افته و نکته ی جالب اون هست که سراشیبی برای وسایط نقلیه بزرگ مثل قطار و کامیون و تریلی ها بسیار خطرناک تر هست زیرا ترمز گرفتن در سراشیبی بسیار بسیار سخت هست و...

انسان ها به دو طریق آزمایش می شوند گاهی در سختی ها [سربالایی] و گاهی در راحتی [سر پایینی] و دیده شده است که مومنین و مسلمین [ماشین سنگین ها] در دوران سختی و زندان و جنگ و .. که به مثابه سربالایی های سخت و نفس گیر هست موفق بوده اند اما وقتی وارد دوران بعد از جنگ و زندان و دوران راحتی شده اند در سراشیبی ترمزشون بریده و ....

پ.ن : در سختی ها توکل و در راحتی شکر گذار باشیم!

۲  نجوا موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۳۵
صابر

سلام

به تجربه بهم ثابت شده که با برنامه ریزی های اشتباهم

به برنامه ریزی هایی که خدا برایم کرده است " آسیب " می زنم

 در اصل دارم به خودم " لطمه " وارد می کنم ...

پ.ن: برنامه ریزی خودم از روی عقل ناقص و با نیتی هست که همه اش از جنس خدا نیست!

۵  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۱۷
صابر

سلام


به نظرتون تفاوت یک انسان خوب با یک انسان مومن چیه؟

نقاط مشترکشون چیه؟


ویژگی های مد نظر یه انسان خوب :

یه انسان خوب اخلاقش خوبه، خوش برخورد هست، دروغ نمی گه، مالیاتش را به موقع پرداخت می کنه، اهل غیبت و پشت سر کسی حرف زدن نیست، در موقع کار جدی و قاطع هست، خانواده دار و اهل زندگی هست، حساب و کتاب مالیش درسته، قانع هست، محیط زیست را دوست داره، به پدر و مادرش احترام می ذاره، به هم نوعانش کمک می کنه، توی انتخابات شرکت کرده و با تحقیق و آگاهی به کاندید مورد نظرش رای می دهد، دلش برای مملکتش می سوزه و ....


ویژگی های مد نظر یه انسان مومن :

انسان مومن همه ی ویژگی های "انسان خوب" را دارد اما تفاوتش با انسان خوب این هست که نیت اش فرق دارد و این "نیت" هست که بین انسان خوب و انسان مومن تفاوت می گذارد.


پ.ن 1: خداوند انسان های "خوب" را کمک کرده تا "مومن" شوند

پ.ن 2: انسان های مومن بالطبع انسان های خوبی هستند و خدواند هم عنایتش را نیز بر بنده ی مومن چندین برابر عرضه خواهد داشت و حتی کمبود هایش را نیز خود خدا جبران می کند.

پ.ن : شاید براتون سوال ایجاد شده باشه مگه میشه آدم خوب باشه اما مومن نباشه؟!!؟؟

۷  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۰
صابر

... وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ
... فرزندم حسن وارد شد و گفت سلام بر تو اى مادر

فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّهَ عَیْنى
گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام

وَثَمَرَهَ فُؤ ادى ...
و میوه دلم ..

*****

نکته اول : چقدر زیبا حضرت زهرا سلام الله علیها فرزندشون را مورد خطاب قرار می دهند. نورچشمم، میوه دلم و...

نکته دوم : کلمه "مادر" کلمه ی مقدسی هست و امام حسن و امام حسین علیها سلام حضرت زهرا سلام الله علیها را با لفظ "مادر" خطاب می کردند [ اخیرا مد شده بعضی ها مادرشون را با نام کوچک + جون خطاب می کنند مثل نرگس جون، فریباجون، النازجون و... که با توصیفات انجام شده صحیح به نظر نمی رسه).

نکته سوم : حضرت زهرا سلام الله علیها فرزندانشون را ثمره جوانی و میوه های دل خودشون می دونند به نظرشما در زمان حال بانوان محترم ثمره ی جوانیشون چیه؟

پ.ن : متن فوق بریده ای از حدیث شریف کساء هست .

۴  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۱۰
صابر

۱  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۴۴
صابر

سلام

به نظرتون کدوم خطرناک ترند ؟

1- چاه عمیق

2- بن بست طولانی

توی زندگی هامون خیلی از کارهایی که می کنیم شبیه "کوچه بن بست" می مونه یعنی خیلی شبیه کوچه هست اما در واقع بن بست هست در واقع چاه عمیق هست اما چون شبیه کوچه می مونه فکر می کنیم خطرناک نیست!

توی زندگی هامون خیلی از "چاه عمیق" می ترسیم اما از " کوچه بن بست" نمی ترسیم  زیرا با کلاس هست زیرا توجیهش راحت تره زیرا می تونی هزار تا سرپوش روش بذاری...

 

پ.ن : یه بحثی را خواستم مطرح کنم اما جرات توضیحش را نداشتم اما برای اهل دل و اهل فن به صورت مجمل توضیح می دهم : " بعضی بن بست ها عریض هستند و خیلی طویل انقدر که تهش معلوم نیست حتی این بن بست ها به اشتباه و یا حتی از روی مکاری و حلیه گری به اسم انبیا و شهدا نام گذاری شدند یادمون باشه این ها چیزی از بن بست بودنش کم نمی کنه!"

پ.ن 2: باور کنیم که "بن بست" همون "چاه عمیق" هست فقط به صورت افقی!!!

پ.ن 3: باور کنیم "بن بست" از "چاه عمیق" خطرناک تره !!! [اینجا]

۶  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۳۹
صابر
۸  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۰۴
صابر
 
سلام
در "ده کوره" که انگ تاریکی و نفهمی بر پیشانیشان زدیم چقدر روشنایی بودیم؟
چقدر روشنایی را بهشون نشان دادیم
آیا مردمان ده کوره مصداق آیه ی شریف قرآن که می فرماید به قلب هایشان قفل زدیم هستند؟
یا در این تاریکی ما برایشان نتوانستیم شمع روشن کنیم
وقتی بعضی از دوستان نتیجه ی انتخابات این دوره را با زمان حضرت امیر (ع) و داستان غم انگیز حضرت زهرا (س) مقایسه می کنند عرق روی پیشانیم می نشیند و بدنم گُر می گیرد که ای وای ...
چرا چراغی روشن نمی کنم
در خودم که می نگرم بیشتر طلحه و زیبر و عمرعاص و ... اینها می بینم
تا
مالک اشتر و عمار و سلمان فارسی و ....
 
 
وقتی بیشتر زیبر (در بهترین حالت) هستم چگونه می توانم کاری از جنس "انجام" دهم ؟
 
از تحلیل اوضاع به این نتیجه رسیدم که دلی که روشن نباشد و یا حداقل اینکه اتصالش به منبع نور وصل نباشد
نمی تواند در کوره ده چراغی روشن کند
 
پ.ن : گناه کاریم و صفحه ی دلمان را با گناه تیره کرده ایم ، مادر به دادمان برس ..
 
پ.ن 2: نوای گرم از " استاد شهرام ناظری" و شعر از "مجذوب علیشاه" می باشد ( شاعر به هیچ وجه مورد تایید نمی باشد اما شعر زیبایش با نوای استاد بسیار مطلوب است)
۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۳۵
صابر

 

 دریافت
حجم: 9.6 مگابایت

۷  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۲۴
صابر

سلام
یه کانالی با دوستان تشکیل دادیم در تلگرام  به نام :

" انقلابیست"

هدفمون  در مرحله اول نشر پست های منتخب هم وبلاگی ها

و در مراحل بعد کارهای مشترک در فضای مجازی هست

خوشحال می شیم از نظرات شما هم استفاده کنیم

"باشد تا رستگار شویم"

"لینک کانال"

۰  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۰
صابر

سلام

می خوای رای جمع کنی؟

می خوای مردم بهت رای بدهند؟

خیلی خیلی راهش ساده است، یه راه حل دو مرحله ای :

1- ببین نیاز مردم چی هست (مردم ازت چی می خوان)

2- نشون بده که می تونی نیازهای اونها را تامین کنی (بهشون اطمینان بده که تو همون آدمی هستی که می تونه مشکلات را حل کنه)

برای انتخابات مجلس شورای اسلامی نامزدها شروع کرده اند به تبلیغات و رایزنی؛ آخه هفتم اسفندماه نزدیکه و هر فردی سعی می کنه تا خودش را به بهترین نحو معرفی کنه و رای مردم را جمع و حمایت گروه ها را جلب کنه ، سخنرانی، پوستر، تبلیغات محوطه ای و حتی کار به جاهای باریک می رسه که با شام و ناهار و دروغ و .... رای جمع می کنند تا وارد مجلس شوند. فرض کنید امروز هفتم اسفند ماه 1394 هست و یک بزرگواری شما را دعوت کرده و اگه این فرد شما را تایید کنه تمام مردم هم شما را تایید خواهند کرد پس لازمه خودت را به بهترین نحو نشون بدی ، حالا یه سوال : " چه کارهایی حاضری انجام بدهی تا بتونی خودت را نشون را بدهی؟"

جمعه هفتم اسفند ماه عده ای زائر امام حسین علیه السلام هستند و سعی می کنند که خودشون را تا اون موقع آماده کنند به نظرتون فرق این افراد با نامزدهای مجلس شورای اسلامی چیه؟

پ.ن : به نظر بزرگان، صاحب این کشور امام زمان عج الله هستند و همه باید خودشون را در معرض ایشون بدانند و هفتم اسفند ماه1394  باید خودمون را زائر بدونیم هم نامزدهای محترم مجلس شورای اسلامی که قراره انتخاب شوند، هم تمام مردمی که قراره انتخاب کنند.

۱  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۴۵
صابر

این نوشته را یکی از بزرگوارن لطف کرده و در برای نشر در اختیار حقیر قرار دادند و با قلم توانمندشون چقدر ساده یک موضوع بسیار پیچیده را توضیح دهند:

۷  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۴ ، ۱۸:۵۰
صابر

سلام

نمی خواهم در نیجریه باشم، نمی خواهم در حسینیه ی بقیه الله عج الله باشم، حتی نمی خواهم از یاران شیخ زکزاکی باشم و نمی خواهم ....

۱۸  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۴ ، ۱۰:۱۰
صابر

سلام

1- رابطه ی متعادل سازنده

هم شما و هم طرف مقابلتون درک درستی از رابطه دارند، به هم کمک می کنند تا باهم رشد کنید. این رابطه می تونه ازدواج باشه، می تونه دوستی باشه، می تونه همکاری باشه و .... . بهتر است قدر این رابطه را بدونید و کمک کنید به طرف مقابلتون تا رشد کنه زیرا بعدا اون موجبات رشد شما را فراهم خواهد کرد.

2- رابطه ی متعادل مخرب

هر دوطرف از این رابطه ضرر می کنند فقط بنا به دلیلی به این رابطه ادامه می دهند [که مطمئنا این دلایل هم اشتباه می باشد]  این رابطه هر چی بیشتر ادامه پیدا کنه، طرفین بیشتر ضرر می کنند، رابطه اینقدر ادامه پیدا می کنه تا یکی یا هر دو طرف رابطه تلف شوند مثل چشم و هم چشمی .... این رابطه نه تنها سودی ندارد بلکه تمامش ضرر هست پس بهتره هرجای رابطه هستی باید با  جرات رابطه را ترک کنی و اجازه ی نفوذ هم به طرف مقابلت ندهی زیرا به خودت لطف کردی .

3- رابطه ی غیر متعادل

دوتا نکته در این رابطه وجود داره:

1- لطف و رحمت

2- ظلم و زحمت

در رابطه ی نامتعادل مرز رحمت و زحمت خیلی باریک و دقیق هست. مثلا شما با یک نفر که از شما بالاتر هست رابطه دارید برای شما این رابطه ارزشمند و رحمت هست و شما نکات زیادی از طرف مقابلتون یاد می گیرید اما هیچگاه از این دید طرف مقابلتون به قضیه نگاه کردید؟ شاید این رابطه برای او هیچ نکته ی مثبتی نداشته باشه و در اصل ظلم به طرف مقابلت باشه ، و رابطه ای که بر اساس ظلم شکل می گیره محکوم به شکست هست.

سوال : طبق تعریفی که از رابطه ی غیر متعادل ارائه شد ما نباید با هیچ فردی که از خودمون بالاتره رابطه بگیریم زیرا داریم بهش ظلم می کنیم پس تکلیف چیه؟ باید در همون سطح پایین بمونیم و با افراد سطح بالاتر رابطه نداشته باشیم چون طالم خواهیم بود؟!!؟

پاسخ : افرادی که سطح بالاتری از ما دارند خودشون می دونند چطور رابطه را پیش ببرند ، وظیفه ی ما این هست که خودمون را بهشون عرضه کنیم حتی اصرار کنیم اما باید مواظب باشیم اصرارمون در یک حدی باشد که موجب اذیت کردنشون نشود آخه بندگان خدا آدم های لطیفی هستند و اصرار بیش از حد موجب اذیتشون خواهد شد .

در نتیجه ی اصرار شما دو حالت پیش می آید:

1- اصرار شما قبول می شود و شامل رحمت این بزرگواران خواهید شد پس تا می توانید از حضورشون کسب فیض نمایید و از ایشان قدردان باشید و احترام این بزرگواران را بجا بیاورید.

2- اصرار شما قبول نمی شود، نا امید نشوید بیشتر بر روی خودتان کار کنید و سعی کنید خودتان را تا جایی که می توانید رشد دهید و مجددا در فرصتی مناسب خودتان عرضه نمایید تا شاید اصرار شما مورد قبول قرار گیرد.

پ.ن : یادمون باشه مومنین خدا، آدم های بسیار لیطفی هستند. باید آداب برخورد باهشون را یاد بگیریم و البته احترام حضور را.

 

۴  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۲
صابر

کارفرهنگی :

1- جرات می خواهد (ازدواج پیامبر با همسرِ پسرخوانده اش، هدف از این کار شکستن خرافه ی مردم بود و از بین بردن این خرافه خیلی جرات می خواهد و فقط کار پیغمبر است)

2- هجرت می خواهد (آیه 22 سوره توبه، نکته بیست و سوم : هجرت یعنی...)

3- شناخت عمیق می خواهد نه سطحی (در کارفرهنگی فارغ التحصیل وجود ندارد و تحقیق باید به صورت پیوسته و متداوم باشد )

4- اول از خویشان بعد غریبه ها (مانند پیامبر که ابتدا از خویشان شروع کردند. )

5- اول از محل زندگی بعد فرامرزها(مانند پیامبر که ابتدا از مکه شروع کردند. )

6- باید مثل قطار باشد نه تاکسی (قطار دارای ریل گذاری هست و مسیرش مشخص، اما تاکسی به هر جهتی می رود)

7- کار واجب انجام می دهد نه مستحب

8- از بین واجب ها، اوجب واجبات

9- کار جمعی انجام می دهد نه فردی 

10- برای حزب خداست نه حزب چپ و راست ( باید اخلاص در کار باشد صرفا برای خدا و خلق خدا)

11- سخت کوشی می خواهد با توکل (مرد را گر صد هنر دارد توکل بایدش، آیات اولیه سوره غاشیه)

پ.ن : نت برداری ای بود از سخنان حاج آقا قرائتی درباره ی کارفرهنگی

۹  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۲۱
صابر

سلام

یکی از بهترین راه های افزایش دانش، "گفتگو" با افراد است. البته نه با هر فردی بلکه با افرادی که ظرفیت خاصی دارند و می توانند راهنمای شما باشند.

البته منظور از "گفتگو" صرفا صحبت رودررو نیست، خیلی دیگر از کارها و فعالیت ی دیگر هم مصداق "گفتگو" هستند، به نظرم شبکه هایی چون تلگرام، واتس اپ، مسنجرها و ... می توانند در ایجاد یک گفتگوی صحیح به ما کمک کنند. اینکه آنچه در ذهن داری به صورت نوشتاری و قابل فهم برای دیگران دربیاوری و آن را در معرض قضاوت دیگران قرار دهی، خودش یک گام بزرگ برای یک "گفتگو"ی موفق می باشد.

پ.ن : خودم و شما را سفارش می کنم به فکر کردن

پ.ن 2: خودم و شما را سفارش می کنم به نوشتن افکارمان

پ.ن 3: خودم و شما را سفارش می کنم به عرضه ی افکار نوشته شده با افراد آگاه (گاهی وقت ها باید از بعضی افراد خواهش و گاها التماس کنید تا افکار نوشته شده ی شما را بخوانند و نظراتشان را بیان کنند.)

پ.ن 4 : خودم و شما را سفارش می کنم به فکر کردن در مورد نظرات افراد آگاه در پ.ن3

پ.ن 5: خودم و شما را سفارش می کنم به انتخاب دوستانی آگاه

پ.ن 6: در ضمن همسر انسان می تواند بهترین دوست و رفیق آدم باشد.

پ.ن 7: به جای وبگردی و وقت تلف کردن در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بهتر است افراد خبره را در این شبکه ها پیدا کرده و با آنها به گفتگو بپردازیم و افکار و دغدغه های خودمان را در قالب نوشتار به ایشان عرضه و حتی به دفاع از ایده و افکارمان بپردازیم به تجربه ثابت شده است تاثیر بسیار زیادی داشته و موجب پیشرفتمان می شود به ویژه این که ما می توانیم به تمام گفتگوهای قبلی دسترسی پیدا کنیم زیرا نوشته شده است! (فقط خواهشمند است سرعت تایپ را افزایش دهید تا موجب کلافگی طرف مقابلتان نشود.)

۶  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۱۹
صابر
۸  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۴ ، ۰۷:۲۱
صابر

                          

شما را دعوت می کنم به خواندن " یک روز بارانی"  از " این روزهایم" که یکی از بزرگان به ایمیلم ارسال کرد و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

۳  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۲۰
صابر

سلام

فرض کنید شما در یک کشور اروپایی و یا آمریکای شمالی دانشجو هستید

یکی از همکلاسی هاتون ابراز تمایل می کنه به اسلام

شما برای شروع از او چه درخواستی می نمایید؟

حجاب؟ نماز؟ روزه؟ خمس؟ زکات؟ جهاد؟

و یا تفکر درباره ی توحید و معاد؟


پ.ن : یه حرفی در گلویم مانده است که برای شروع همین چند خط کافی است...

۱۵  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۴ ، ۰۷:۵۶
صابر

سلام

از دوستانی که فیلم "طلا و مس" را دیدیند

خواهشمند است خلاصه ی فیلم را در یک پاراگراف توضیح دهند

پ.ن : یادتون باشه می تونستم بروم ویکی پدیا و خلاصه را بخونم......

پ.ن 2: اگه امکان داره از دوستانتون که فیلم را دیدند دعوتشون کنید که خلاصه ی فیلم را بنویسند.

۱۳  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۹
صابر

سلام

امروز در قطار یه اتفاق بسیار بسیار جالب و حیرت انگیز افتاد، یه مهندس حدودا ۵۵ تا ۶۰ ساله هم کوپه ای ما بود، یه مهندس سطح یک [بالاترین سطح نظام مهندسی] ، کارشناس عالی رتبه ی قوه ی قضائیه، معلم و مدیر، جبهه رفته و ... و الان مخالف نسبی شرایط کنونی

۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۲۳:۱۵
صابر

سلام

در راه مبارزه با هوای نفس دو چیز لازم است :

1- بصیرت [انتخاب راه حق و درست]

2- صبر [برای مداومت در راه حق]

هر فرد و جامعه ای صبر و بصیرت داشته باشد خداوند محنت ها را برایش تبدیل به رحمت و نعمت می نماید.

(برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری)

۶  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۰۰:۴۰
صابر

سلام

بعضی از دوستان وقتی می خواهند تقوای الهی را رعایت کنند

 باید مواظب باشیم که ترکش تقواشون بهمون برخورد نکنه ...

یعنی خودشان می شوند عبدِ صالحِ خدا

بقیه ی افراد هم کافرِ فاسقِ ملحد...

یه عده ای دیگه از این افراد با تقوا،

افرادی هستند که می بینند جامعه پر از فساد شده است

و از در و دیوار فسق و فجور می بارد و ....

احتمالا من و شما هم عامل این فساد ...

خواهران گرامی

برادران عزیز

مواظب باشیم با "تقوا"ی خود ساخته به اسلام ضربه نزنیم!


پ.ن : این بحث بیشتر متوجه خودم و سایر بچه مذهبی هاست

که گاهی برداشت های اشتباه، نابجا و مغشوشی از بعضی از احکام داریم.

۲۵  نجوا موافقین ۵ مخالفین ۱ ۳۱ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۶
صابر

سلام

امیدوارم از " رمضان المبارک " حداکثر بهره را ببریم و همه ی سال در زیر سایه ی اهل البیت باشیم. حدودا یک سال پیش بود که "خسته ی تنها" را در ماه مبارک احیا کردم و با عنایت اهل البیت و به تدریج ان شالله بتوانیم به اهداف مورد نظر دست یابیم.

 

در این پنجاه مورد اخیر عنوان های زیر ادامه و یا اضافه شده است.

1- " چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم" ( با هدف مبارزه و تربیت با هوای نفس)

2- " خدا" (که نسبت به تکرار ؛ الف خدا هم تکرار می شود)

3- "این روزهایم" (مطالبی از هم وبلاگی ها که فکر می کنم در سبک زندگی ما موثر خواهد بود.)

4- قسمت "رهنمود ها"، در سمت چپ سایت که به صورت چند رسانه ای خواهد بود.

5- قسمت "اینستاگرام"، که پست های منتخب از اینستاگرام را نشر داده خواهد شد.

6- منتظر "نجوا"های شما هستم.

پ.ن : قرار است مطالب "رمزدار" بعد از آرشیو شدن رمزشان برداشته شود اما اگر احیانا مطلبی رمزدار ماند شک نکنید که رمزش همان 1235 می باشد.

پ.ن 2: "باشد تا رستگار شویم"

" لطفا بر روی عناوین کلیک نمایید"

نکته

عنوان

ارزش

نکته

عنوان

ارزش

250

مرور می کنیم 4

✔✔✔

275

این روزهایم [پولدار شدمD:]

251

حَوِّل حالِنا اِلا اَحْسَنِ الحالَ

276

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم9 [پیلاتس]

✔✔

252

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 4

✔✔✔

277

چایی نبات انتقاد

✔✔✔

253

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 5

✔✔

278

خداااااااااااا [چشم های بارانی]

254

آیینه خانه

279

زندگی می کنیم ؟

✔✔

255

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 6

✔✔

280

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 10

256

خداااااااا [غریبِ قریب]

✔✔✔

281

و هنوز زنده‌ام... 

✔✔✔

257

خدااااااااا [بندگانِ من]

✔✔✔

282

به کجا می رویم؟

258

 دست های تنها 

283

کمپ پیامبر

259

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 7

✔✔✔

284

این روزهایم[فانتزی های عاشقانه]

✔✔

260

چرا نمیای؟!!

✔✔✔

285

مناجات شعبانیه

261

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 8

✔✔

286

 مراقب باشیم

✔✔

262

خداااااااااا [حایل]

✔✔

287

مناجات شعبانیه 2

263

چگونه گرگ شویم!!! 

✔✔✔

288

مناجات شعبانیه 3

264

خدایا مواظبت هستم...

✔✔

289

جهاد اقتصادی 

265

این روزهایم [جزای نیکی]

✔✔✔

290

مناجات شعبانیه 4 [دل-زبان-نگاه]

✔✔✔

266

خداحافظ

291

مناجات شعبانیه 5

267

این روزهایم [یه خاطره از اون روزا]

✔✔✔

292

مناجات شعبانیه 6

268

مبارزه با زندگی های نابود شده

✔✔✔

293

هنر :)

✔✔

269

این روزهایم [نی نای نای - صلوات]

✔✔✔

294

سربازی امام زمان

✔✔

270

گزارش یک جلسه امتحان

295

 سقوط یک فرشته 

✔✔✔

271

این روزهایم [سوره شدگیِ خیار! یا ما مادرهای شکارچی!]

✔✔✔

296

خدااااااااااااا [اسراف در گناه]

✔✔

272

درندگی ثروتمندان

297

غواصان دریادل و خط‌شکن

273

درست حرف زدن و حرف درست زدن

✔✔

298

شرط لازم، شرط کافی و هنر در عرصه ی بندگی ...

✔✔✔

274

یه راه ساده!!

✔✔

299

چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 11 [لذت نعشگی]

✔✔✔

 

 

۴  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

هدف متن ذیل، ایجاد ارتباط بین ، شرط لازم، شرط کافی و هنر است در عرصه ی بندگی ...

شناخت وظیفه شرط لازم برای بندگی هست، یعنی اینکه باید ببینیم در شرایط کنونی وظیفه ی ما چیست؟

( اون دنیا از ما نمی پرسند چقدر کار خوب انجام دادی ؛ می پرسند کارهایی که باید انجام می دادی را انجام دادی؟ مثل این هست که وظیفه ی شما نون گرفتن برای خونه باشه و انوقت شما بروید سه کیلو کوجه و پیاز و ... اینها بگیرید!!!  شما کار خوبی انجام دادید اما وظیفه ی اصلی شما خرید نون برای خانه بوده است، مادر [همسر] از شما می پرسند نون چی شد؟؟؟؟)

درست انجام دادن وظیفه شرط کافی است ، یعنی این که شما بعد از شناخت وظیفه آن را به بهترین نحو ممکن انجام دهید. شاید سوال برای شما ایجاد شده باشد که ربط شرط لازم و کافی به "هنر" چی هست؟؟

در شرایط پر ابهام "هنر" یک انسان این است که بتواند هرچه سریعتر وظیفه را تشخیص دهد و بتواند با "هنر" وظیفه را به بهترین نحو ممکن انجام دهد.

مثال : شما در یک شرایطی قرار می گیرید که نمی دانید الآن باید "سکوت" کنیدو یا "امر به معرف و نهی از منکر" انجام دهید، شناخت این که در این "لحظه" کدام وظیفه شما هست؛  هنرِ تشخیصِ وظیفه است. و بعد نحوه ی "امر به معروف و نهی از منکر" خیلی مهم است ، هنر در این است که شما به نحوی امر به معروف کنید که بالاترین تاثیر را در فرد بگذارد.

 

پ.ن : به نظر حقیر مشکل اصلی بچه مذهبی ها، هنر انجام دادن وظیفه است. بسیاری از فعالین، وظیفه ی خود را به درستی تشخیص داده اند اما نمی توانند این وظیفه را به درستی انجام دهند زیرا هنر انجام دادنش را یاد نگرفته اند و به همین سادگی یک نقطه قوت اساسی را تبدیل به نقطه ضعفِ عمیق می کنیم.

 

۱  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

 

۲  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

میدونی هنر چرا هنره؟

چرا اینقد ارزشمنده؟

چرا اینقد میتونه تاثیر گذار باشه؟

میدونی چرا از خوندن فلان رمان بی سر و ته، اینقد لذت میبری؟

میدونی چرا گوش دادن به فلان آهنگ اینقد به دلت میچسبه؟

میدونی چرا نگاه کردن به فلان عکس یا نقاشی لبخند رو لبات میاره، کیفور میشی؟

چرا با خوندن یه شعر اینطور به وجد میای؟

من فکر میکنم به خاطر اینکه، به تو هیچی نمیگه، صراحتا، بهت تذکر نمیده، پند اخلاقیش رو نمیکوبه تو صورتت

فقط تو رو با خودش همراه میکنه، دستت رو میگیره، میری به یه سفر، به یه دنیای دیگه، و تو اون سفر هست که خودت رو میشناسی، بدون این که هنرمند بهت گفته باشه یا ازت خواسته باشه... و نکته ی هیجان انگیز قضیه اینجاست که هر اثری واسه هر کسی یه معنی ای داره، یه نتیجه ای میده، هر کسی آزاده خودش تصمیم بگیره، خودش فکر کنه، که منظور هنرمند چی بوده!

نمیخوام ارزش بقیه ی کارها یا بقیه ی کتاب ها رو ببرم زیر سوال، چون من خودم کتاب تو حوزه ی روانشناسی زیاد خوندم

ولی قبول کن، 

هنر 

یه چیز دیگه ست

:)

امیدوارم یه روزی واعظ کمتر داشته باشیم و هنرمند بیشتر :)


 پ.ن : برگرفته از "اینجا" (وبلاگ ارزشمندی است.)

 

۶  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

" اگر من کشته شدم و تو خواستی پیش خانواده ات برگردی از نظر من ایرادی ندارد ،

فقط مراقب فرزندانمان باش و از آنان به خوبی مراقبت کن...

همان طور که خودت هم می دانی ،

تو را مثل "چشم " خود می دانم

و با ارزش ترین چیزی هستی که من در این دنیا دارم.

اگر بعد از من خواستی بافرد دیگری ازدواج کنی،

از نظر من ایرادی ندارد،

اما بدان من واقعا دوست دارم که تو در بهشت هم همسر من باشی.

می دانی که زنانی که دو بار ازدواج کرده اند

 در روز قیامت به آنها حق انتخاب اینکه می خواهند

با کدام همسرشان زندگی کنند، داده می شود."


پ.ن : حتما این "لینک" را بخوانید. [منبع اصلی خبر]

پ.ن 2: بهتر نیست مراقب عقاید خودمان باشیم، شاید همه ی ظاهر دین را فهمیده باشیم اما باطن دین را نه....

پ.ن 3: بخوانید این "لینک" را ...

پ.ن 4: بابت عکس معذرت می خواهم اما  ...

پ.ن 5: در یکی از برنامه های مذهبی شبکه ی یک(این شب ها) ، کارشناس برنامه یک نامه مربوط به دوران حضرت علی علیه السلام خواند و از مجری پرسید:

-"به نظر شما این نگارنده ی این نامه کیست و نامه را برای چه کسی نوشته است؟"

مجری با کمال اطمینان گفت :

-" معلوم هست نامه ی حضرت امیر علیه السلام به معاویه .."(خود من هم در آن لحظه همین فکر را کردم)

اما کارشناس برنامه توضیح داد که این نامه متعلق به معاویه بوده است که برای امیرالمومنین نوشته شده است و....


۸  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

شما را دعوت می کنم به خواندن " فانتزی های عاشقانه.."  از " این روزهایم" که در وبلاگ "یک سبد سیبــ" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

۱۱  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

چند وقتی بود منتظر موضع گیری صریح و قاطع رییس جمهور محترم بودیم.


دریافت

۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۰۰
صابر

۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

ده ساله بودم که دخترْ خاله ی بیست ساله‌ام مُرد.

 تا چند سال بعد از آن گمان می‌کردم بیست سالگی آخر دنیاست

و من هم در بیست سالگی خواهم مُرد.

بیست و دو ساله بودم که یادم افتاد دو سال از موعد مقرر گذشته است 

و هنوز زنده‌ام...

۸  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۰۰
صابر

هر شب به حساب خود رسیدگی کن

قال الکاظم علیه السلام :

"«لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ

فَاِن عَمِلَ خَیراً اِستَزادَ اللهَ مِنهُ وَ حَمِدَالله َ عَلَیهِ وَ اِن عَمِلَ شَرَاً اِستَغفَر،اللهَ مِنهَ وَ تابَ اِلَیهِ"

 از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد

پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا را شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار را بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد

و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید. (کافی، ج2، ص 453(

" توضیح حدیث از کلام آیت الله مجتهدی "

۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

فرق است بین

"زنده بودن"

و

"زندگی کردن"

 

شاید در منجلاب کثافت  بتوان "زنده" ماند

اما نمی توان "زندگی" کرد.

۱۴  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

یکی از باورهای غلط این هست که :

" اگه می خوای رابطه ات پایدار باشه هرگز انتقاد نکن!"

این حرف دقیقا مثل این حرف می مونه که:

" اگه می خوای سالم باشی هرگز دکتر نرو!"

حالا آدم اگه یه روزی مریض بشه باید کجا بره؟؟؟

یعنی اگه دکتر نریم قراره مریضی به خودی خود خوب بشه؟؟

یعنی اگه در رابطه مون با دوستان و یا همسرمون دچار مشکل شدیم انتقاد نکنیم،

رابطه به خودی خود خوب میشه؟؟

معنی انتقاد را اشتباه فهمیدیم و اون را با انتقام اشتباه گرفتیم.

انتقاد کردن از همسر و یا دوستان اصول خاص خودش را دارد

متن زیر به 7 نکته ی کلیدی درباره ی انتقاد از همسر پرداخته است که البته قابل تعمیم به دوستان نیز هست.

باید باور کنیم که انتقاد مانند هدیه می ماند و باید از دریافتش خوشحال شویم :)

۱۲  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۰۰
صابر

سلام

شما را دعوت می کنم به خواندن "پولدار شدمD:"  از " این روزهایم" که در وبلاگ "Daily Diary" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

۱۰  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۰۰
صابر

رهبر انقلاب:

جولان دادن برخی جوان‌های سرمست غرور ثروت

با خودروهای گران‌قیمت درخیابان‌ها

از مظاهر ایجاد ناامنی روانی در جامعه است؛

نیروی انتظامی باید برای ابعاد مختلف ناامنی برنامه داشته باشد و مقابله کند.

پ.ن : این نوع برهنگی(جولان دادن ثروتمندها) موجب درندگی( ایجاد ناامنی روانی) می شود.

 

بر روی عکس کلیک نمایید!


۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر
شما را دعوت می کنم به خواندن "سوره شدگیِ خیار"  از " این روزهایم" که در وبلاگ " مسیر" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...[ مطلب کمی طولانی هست اما ارزش خواندن دارد ]
۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

بسمک

بچه های امروز را نگاه کنی نی نای نای را همه به خوبی میشناسند. در جمع که قرار میگیرند بزرگترها میگویند: مامان جان، یه کم برامون برقص! و همه با هم شروع میکنند به دست زدن و نی نای نای خواندن!

 

علی رضا، بابا، صلوات بفرس. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

و شروع میکند به مد مد مد گفتن!(محمد به زبان کودکانه ی خودش)

مادربزرگش دیشب تعریف میکرد: حواسم پی کارهای خودم بود. علی رضا هم دور بازی بود. با صلوات اول اذان که از مسجد شنید، شروع کرد به مد مد مد! به من هم یادآوری کرد صلوات بفرستم.

ما شاء الله. لاحول ولا قوه الا بالله...

۱۳  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

زندگی بعضی ها دچار ویرانی و نابودی شده. خودشان خیال می کنند زندگی خوبی دارند. چرا که هیچ وقت شهامت لازم برای بررسی زندگی شان را ندارند. فکر می کنند همین که عمرشان در حال سپری شدن و امورات شان در حال گذران است، زندگی جریان دارد. نظافتشان را به موقع رعایت می کنند. نوبت به نوبت حمام می روند، ماشین لباس شویی و ظرف شویی شان هر روز کار می کند، مسواک شبانه شان ترک نمی شود. از طریق موبایل با جهان فناوری عقد اخوت بسته اند، هر روز حساب های بانکی شان را چک می کنند و هر شب بین کانال های تلویزیون و ماهواره می دوند و جست و خیز می کنند. پس گمان می کنند زندگی جریان دارد. اما آن ها هیچ وقت نتوانسته اند فرق آرامش را با آسایش متوجه شوند.

 اما اگر با شجاعت برای لحظه ای با حقیقت زندگی شان رو در رو شوند باور خواهند کرد این زندگی، دوست داشتنی نیست. آن ها در زندگی تنها هستند. معنویت و عطر خدا در زندگی شان حضور ندارد. فرصت خلوت و فکر کردن به خود و دیگران را از دست داده اند. همیشه دلهره و استرس دارند. مدام در حال دویدن به سمت ناکجاآبادی هستند که خودشان هم نمی دانند کجاست. همیشه عجله دارند. گاه و بیگاه پژمرده و افسرده می شوند. هیچ وقت نمی توانند به دیگران اعتماد کنند. همیشه نسبت به دیگران احساس عقب افتادگی دارند. به همه چیز و همه کس بی تفاوف هستند. مسائل جدی را شوخی می گیرند و روی شوخی های زندگی حساب ویژه باز می کنند. هدایت زندگی در اختیار آن ها نیست. درست مثل ماشینی که در مسیر سقوط به دره، فرمانش قفل کرده و ترمز نمی گیرد. ارزش ها برای آن ها رنگ باخته. دیگر از ایثار و انفاق و وقت گذاشتن برای مردم لذت نمی برند. آن را کاری زائد و بی خاصیت و مخالف عقل می دانند. آن چنان بی رمق جاده زندگی را طی می کنند که بقیه را هم به هراس و وادادگی می کشانند. پشت برخی آیین ها و رفتارهای مدرن سنگر می گیرند تا پوچ بودن زندگی شان را پنهان کنند. از طبیعت هیچ چیز نمی فهمند. نه صبح علی الطلوع دارند و نه نیمه شب آرام. اینگونه زندگی کردن ویروسی است مسری که می تواند بقیه اجتماع را هم فلج کند .

مقابله کردن با این سبک زندگی باید در دستور کار همه مردم باشد. باید با این زندگی مبارزه کرد .

برگرفته از سایت " به بهانه ی فرهنگ " استاد ارجمند جناب آقای"سیدمهدی سیدی"

۸  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

 

 

 

شما را دعوت می کنم به خواندن "یه خاطره از اون روزا"  از " این روزهایم" که در وبلاگ " گفتـ و گویِ من و حیرانی من" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

۳  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

خداحافظ

شاید برایت این سوال پیش آمده باشد که این چه نامه ای است که با "خداحافظی" شروع شده است. هفته ی پیش که همراه خانواده ات برای خواستگاری من آمده بودی؛ "چشم های مهربانت" تمام بدنم را لرزاند راستش را بخواهی عمق نگاهت بند دلم را پاره کرد و در همان نگاه اول عاشقت شدم و همان لحظه خواستم ازت بدم بیاید اما نشد ... خواستم هنگامی چای می آورم دستم نلرزد ، نشد ... وقتی مادرم ازم پرسید : "می خوای چند دقیقه ای باهاش صحبت کنی؟" خواستم بگویم : "نه" نشد ... که نشد ...

تمام یک ساعت و بیست و سه دقیقه ای که در اتاق باهم صحبت می کردیم من فقط محو چشمانت شده بودم قبلا همه ی اینها برایم مسخره بود، همه ی عشق بازی ها را شهوت می دانستم اما حالا چیز جدیدی را حس می کنم، حس جدیدی که قبلا ذبحش کرده بودم، وقتی سرت را پایین انداخته بودی و درباره ی برنامه های آینده ات برایم توضیح می دادی من فقط منتظر بودم سرت را بالا بیاوری و من دوباره محو چشمانت شوم یادم نمی آید درباره ی رشته ی تحصلیم گفتم یا نه اما تنها چیزی که از تو یادم مانده است این است که می گفتی : "زن و شوهر باید رازدار همدیگه باشند و همیشه باهم روراست باشند"

مادرم نمی نداند، پدرم هم نمی داند، خواهرم  هم نمی داند، برادرم هم نمی داند و... بگذار برایت بگویم چه کسانی می دانند  : " من ، اون نامرد و دکتری که نتیجه ی آزمایشم را توضیح داد و برنامه های مسخره اش و اینکه این بیماری ته دنیا نیست و ته دنیا یه جای دیگه است و ..."

نگاه عمیقت و چشم های مهربانت ته دنیا را برای من معنی کرد ؛ حالا می فهمم که تهِ تهِ دنیا کجاست... اگر کمی صبر کرده بودم و اگر کمی بیشتر خودم را دوست داشتم الآن تمام زندگیم را به پایت می ریختم و روحم را در اختیارت قرار می دادم و تمام عمر عاشقت می ماندم، یادت که می افتم گریه ام می گیرد واقعیتش این هست که بغض کرده و گریه می کنم از همه بدتر این که نمی توانم دردم را به کسی بگویم جراتش را ندارم، اصلا چه بگویم؟ بگویم عاشق "چشم های مهربانت" شدم؟ شب اول جرات نداشتم به خودم هم بگویم...

واقعیتش این هست که از بیماریم خجالت نمی کشم، از دلیل بیماریم خجالت می کشم حتی اگر بیمارهم  نشده بودم  و باز تورا می دیدم مجددا همین نامه را می نوشتم و می گفتم "خداحافظ"

پ.ن برای درک بهتر داستان به "چگونه گرگ شویم" مراجعه فرمایید.

 

۸  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

شما را دعوت می کنم به خواندن "جزای نیکی"  از " این روزهایم" که در وبلاگ "ماه محبوبم" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

 

۴  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
صابر


خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم        دیبا نتوان بافت ازین پشم که رشتیم

بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم              پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

ما کشته نفسیم و بس آوخ که برآید             از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم

افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت       ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم

دنیا که در او مرد خدا گل نسرشته است       نامرد که مائیم چرا دل بسرشتیم

*****

گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت             شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم

باشد که عنایت برسد ورنه مپندار              با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم

سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان             یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم

سعدی علیه الرحمه

۵  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۰
صابر

سلام

سعی کنیم کارهایی که عادت کردیم را به صورت موقت ترک و یا به صورت دیگری انجام دهیم.

ترکِ موقت = مثلا چند روزی چایی نخوریم!

انجام رفتارهای تکراری به صورت متفاوت = مسجد خودتون را برای مدتی عوض کنید!!

 

۵  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

داشتیم با یکی از دوستان می رفتیم حرم

حاج آقا راشدیزدی را دیدیم

رفتیم کنار حاج آقا و ازشون درخواست نصیحت کردیم

حاج آقا ابتدا امتناع فرمودند

دفعه ی دوم درخواست را با لهجه ی یزدی تکرار نمودیم

حاج آقا تا فهمیدند همشهری هستیم کمی تامل کرده و فرمودند:

 " هیچ وقت در محیط خانه عصبانی نشو!!!"

سعی کردم شرایط خاص را بیان کنم ( به قول معروف ان قلت بیارم ) که نگاهی به من انداخته و گفتند:

"  مگه نفهمیدی چی چی گفتم؟؟؟!!! "

با سر تایید کردم و ایشان در حالی که به چشمانم زل زده بودند با قاطعیت خاصی فرمودند:

"  تمام...!!!"

پ.ن : البته بعدا توضیح دادند که رحمت از خانه ی انسان طلوع می کند و منظور از خانه پدر،مادر،همسر، خواهر، برادر و ... است.

پ.ن 2: تا مدتی جمله ی " مگه نفهمیدی چی چی گفتم.. تمام !!!! " بین بچه ها رواج پیدا کرده بود J

 

۸  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۰۰
صابر

سلام

برای قرب الهی

نیاز به قربانی کردن می باشد.

قربانی کردن لذت های سطحی و کوتاه مدت

در مقابل

لذت های عمیق و بلند مدت...

 

پ.ن : " تنها مسیر" (کلیک نمایید)

پ.ن 2 : قرار است مطالبی با همین عنوان " چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم" انتشار دهم.

۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۰
صابر

سلام

شما را دعوت می کنم به خواندن "من و دغدغه هایم"  از " این روزهایم" که در وبلاگ "ستاره ی قریب" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۰
صابر

سلام

مدتی است که درگیر بحث "فرهنگ برهنگی-فرهنگ درندگی" هستم. ابتدای امر تعریفی که از "فرهنگ برهنگی" داشتم محدود می شد به بی حجابی خانم ها و بالطبع تعریفی که از "فرهنگ درندگی" داشتم محدود بود به مردهای بی غیرت. به طور معمول فکر می کردم که برهنگی این خانم های بی حجاب درندگی مردان بی غیرت را ارضا می کند و این دو گروه نیازهای همدیگر را برطرف می کردند یعنی این که بی حجاب هایی که نیاز به دیده شدن دارند با مردان بی غیرت که آنها نیاز به چشم چرانی دارند نیازهایشان برطرف می شود.

اما با کمی تفکر و مشاهده ی جامعه و همچنین مرور برنامه های دشمن قسم خورده متوجه شدم که این دو فرهنگ جزو برنامه های اصلی دشمن برای مقابله با فرهنگ غنی اسلامی می باشد و اینجا بود که به عمق فاجعه پی بردم و متوجه شدم که خیلی از کارها و عادات زندگی روزمره ی ما تحت تاثیر این دو فرهنگ خطرناک قرار گرفته است شاید به همین دلیل می توان "فرهنگ برهنگی- فرهنگ درندگی" را به عنوان دو فرهنگ ریشه ای در نظر گرفت. برای مثال اگر خواسته باشیم "تجمل گرایی" را تحلیل کنیم شاید در وهله ی اول بتوان ریشه های "فرهنگ برهنگی" را در آن مشاهده کرد زیرا هدف اصلی نشان دادن تجملات به سایرین است اما کمی که دقت می کنیم متوجه خواهیم شد که هدف "تجمل گرایی" ترویج "فرهنگ درندگی" است.

همانطور که متوجه شدید فرهنگ برهنگی و فرهنگ درندگی را  مستقل از یکدیگر فرض کرده و با فرمولی (ارضا شدن نیازها بوسیله یکدیگر) بین این دو فرهنگ ارتباط برقرار نمودیم .

اما حال که عمیق تر به موضوع می نگرم متوجه می شوم که این دو فرهنگ از هم جدا نیستند و در اصل دو لبه ی یک شمشیر می باشند. مگر می شود "برهنگی" را در جامعه عرضه کنیم اما "درندگی" در پی نداشته باشد و یا بالعکس. به خاطر همین است که از عنوان "فرهنگ برهنگی-درندگی" استفاده کرده ام.

از دوستان خواهش می کنم که در این بحث شرکت کنند تا از نظراتشون درمورد بسط این مفاهیم استفاده نماییم.

پ.ن 1: قبلا نوشته شده است: لینک1لینک 2

پ.ن 2: شما را توصیه می کنم به خواندن لینک زیر: (شما خودتان قضاوت کنید که این کدام فرهنگ است.)

"لینک "


 

۱۱  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

هر بلاء دو نعمت را داراست :

1. نشان دادن ضعف ها

2. رهانیدن از اسارت ها و وابستگی ها

و همین است که عارف در برابر بلاء

شاکر است ، نه صابر...


عین صاد/نامه های بلوغ - ص118


پ.ن : برگرفته از " پاتوق بچه شیعه ها"

۷  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

اصل سانتایانا:

آنها که نمی توانند گذشته را به یاد آورند

مجبور به تکرار آن می شوند.

پ.ن : ترجمه ی سلسیس و روان بوسیله ی یکی از بزرگان :

 آنان که از تاریخ درس نمی گیرند، محکومند به تکرار آن.

۷  نجوا موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

چند سوال + (عکس جالب)

1- آیا هالیوود رسانه ی غیر رسمی صهیونیست ها است؟

2- رسانه های رسمی صهیونیست ها چیست؟

3- از کانال رسانه قصد انتقال کدام فرهنگ، هنجار، تفکر و... به مخاطب را دارد؟

4- آیا این اهداف انتقال یافته به وسیله رسانه با اهداف صهیونیست ها هم خوانی دارد؟ ( یعنی اینکه کمک می کند تا افراد شبیه آنها شویم و یا در جهت تضعیف و بیگاری از ما استفاده خواهد شد . در اسلام هدف رساندن کل به بشریت به تکامل و سعادت است و مهم نیست که شما از کدام اصل و نسب باشید)

5- جایگاه خانواده در اصل تفکر یهودیت، صهیونیسم، اسلام ( تشیع و اهل تسنن) چیست؟

6- هالییود کدام تفکر را نشان می دهد؟ ( با توجه به سوال 4 جواب این سوال مشخص است اما آنها چگونه خودشان را از این خطرات مصون نگه می دارند0 وقتی هوا آلوده می شوند همه از این آلودگی مضر می شوند)

7- ما باید چه عکس العملی به آنان نشان دهیم؟ ( الف- ساخت و عرضه تولیدات در سطح بین الملل (چیزی شبیه بالیوود) ب- فیلتر و عدم استفاده از محصولات هالییود؟؟؟؟ ج- بومی سازی فیلم ها و استفاده از آنان به عنوان خوراک برای رسانه های بومی؟؟)

پ.ن : یکی از آرزوهایم ؛ طراحی یک الگوریتم به کمک دین پژوهان، جامعه شناسان، مردم شناسان، سیاست مداران ، اقتصاد دانان ، سینماگران و... هست که فیلم های معروف هالیوود را در این الگوریتم قرار دهیم و اهداف تولیدی آن را تجزیه و تحلیل کنیم.

پ.ن 3: عکس که در فوق مشاهده فرمودید حاصل مدتی تفکر در جایی بود که خودکار بود اما کاغذ نبود.

پ.ن : هدف باید "جذب حداکثری و دفع حداقلی" باشد. این که هر فیلمسازی را یه وصله بهش بچسبونیم و بفرستمیش اون ور آب  تا علیه خودمون فیلم بسازه که خیلی خیلی بده!!!!! سعی در ساختن نسلی پویا و حفظ نسل فعلی ..

۱۰  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

یادگیری عبارتست از

 تغییر نسبی در رفتار که در نتیجه ی عملکرد یا تجربه نمود می یابد.

یادگیری، فرآیند اصلی سازگاری انسانی است.

پ.ن : خیلی از چیزها را حفظ می کنیم اما یاد نمی گیریم زیرا تغییری در رفتار ما ایجاد نمی کند.

۳  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

اول به خودم و بعد به دوستان توصیه می کنم 

 مطالعه و تحقیق درباره ی " آندلس"

دقت کنیم چگونه 800 سال حکومت (تمدن) اسلامی در اروپا از بین می رود.

به نظر حقیر،  دشمن در حال "آندلس" سازی انقلاب اسلامی ایران می باشد.

مراقب باشیم ...

 

عکس از : شادی قدیریان 

خلاصه ی مفیدی درباره ی آندلس "لینک"

۶  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

 

روزی شاگردش به ایشان می گوید:

" آقا شما و این عائله سنگین ... "

و جواب می شنود  :

" وقتی چیزی ندارم احساس نیاز بیشتری به خدا می کنم و التفاتم به خدا بیشتر است و خدا هم به من توجه بیشتری دارد. "
 
این فقر ، این نیستی ، این احتیاج و نیاز مداوم برای او توحید به ارمغان می آورد و از او شخصیت متواضعی می سازد که تا آخر سخنش همین است :

« من هیچی ندارم »

و به عبارت دیگر یعنی من هر چه دارم از اوست ...
به علامه هم با آن وضعیت فقر و خانه اجاره ای می گوید :

" تو با این همه تجمل به جایی نمی رسی "
 او معنای این کلام سیدالشهدا (علیه السلام) را خوب درک می کند که :

" إلهی أنا الفقیر فی غنای ، فکیف لا أکون فقیراً فی فقری ! "

ای خدای من !

در وقت غنا و ثروت فقیرم و به تو محتاجم

چه برسد به هنگام فقر و بینوایی .

۷  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر


لطفا بر روی عکس کلیک نمایید.

منبع : " به بهانه ی فرهنگ"


۳  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

شما را دعوت می کنم به خواندن "یک روز عادی" از "این روزهایم" که در وبلاگ "ستاره ی قریب" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

۴  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر
۱  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

خیلی از چیزها را می دونیم، اصلا رفتیم درباره اش تحقیق کردیم و به این نتیجه رسیدیم که این کار اشتباه است، اما باز عمل می کنیم ؛ هر چقدر هم بزرگتر می شویم بیشتر راجب به کارهای اشتباه اطلاعات جمع می کنیم و بیشتر اشتباه می کنیم؛ یعنی " اطلاعات در سطح یک دانشجو اما عمل در سطح یک دانش آموز کلاس اول دبستان !!"

پ.ن : کاش در سطح همان دانش آموز کلاس اول عمل می کردیم.

پ.ن 2: ارزش آدم ها به چیزهایی نیست که "می دونند" به چیزهایی هست که "می دونند و به اون عمل می کنند".

پ.ن 3: آیت الله بهجت به این مورد اشاره کردند : " لینک "

۹  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

تن پروری

یک بیماری است

و نوعی مرگ خاموش

به روح انسان می دهد.

 مانند هنگامی که شیر گاز باز مانده باشد یا دودکش بخاری خراب شده باشد، بعد گاز در اتاق منتشر می شود؛ در این حال کسی که خواب است متوجه نمی شود در حال مرگ است و آرام آرام می میرد. تن پروری هم آرام و بی صدا باعث مرگ روح انسان می شود.

پ.ن : برگرفته از " تنها مسیر"

۲  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

دانشمند، سوالهای زیادی میداند

سیاستمدار، پاسخهای زیادی را از حفظ است

در دنیای امروز، مدرسه ها و نظامهای آموزشی، بیشتر سیاستمدار میسازند تا دانشمند

شاید همین است که مدیریت امروز، زندگی های امروز

عشق ها و دوست داشتن های امروز تا این حد سیاسی است

هنر سوال پرسیدن را فراموش کردیم

اینکه سوال من برای من مهم است و سوال تو برای تو

اینکه قرار نیست هر سوالی پاسخی داشته باشد

اینکه تفاوت من و تو، تفاوت سوالهایی است که من و تو از هم می پرسیم

تفاوت اقتصادهای توسعه یافته و اقتصادهای عقب مانده

در سوالهایی است که مردمشان از خود و از یکدیگر می پرسند

امیدوار باشیم که روزی در دنیایی زندگی کنیم که

بتوان سوالها را بلند گفت و پاسخ ها را در دل یافت

نه اینکه پاسخ ها با صدای بلند گفته شوند و سوالها، با ترس و تردید در دلهای ما بمانند.

از سایت "محمد رضا شعبانعلی"

۰  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۰
صابر

سلام

دوستی می گفت اگر قراره از خدا چیزی بخوای ، کاملترین اون را طلب کن

مثلا بگو: اللهم   ارزقنی رزقا حلالا حسنا طیبا واسعا و...

 

اما این در مورد "همسر" یه کم فرق می کنه

بهتره از فعل " اعطنی" استفاده کنیم یعنی یه پله بالاتر از "ارزقنی"

خداوند وقتی خواسته باشه به بنده اش یه حال اساسی بده از این فعل استفاده می کنه.

مثل ‌" انا اعطیناک الکوثر" معنیش این میشه که ای پیغمبر ، ما با تولد حضرت زهرا ( س) یه حال اساسی بهت دادیم.

 

پ.ن : خدایا وقت اون نشده دیگه که به این بنده ی گناهکارت "یه حال اساسی" بدی؟

پ.ن 2: خدایا به همه ی جوانان مومن یک همسر مومن "عطا" فرما...

۳  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۳ ، ۱۹:۰۰
صابر

سلام
فکر می کردیم خیلی مومنیم!
فکر می کردیم ایمان اینه که بری تو دل گناه و بعد بگی"نه!"
اگر چه این هم ایمانه اما....
نه که با این هدف بری جلو !
اگه این طوری بری جلو "نه"نمیگی که هیچ...
آی پسر مذهبی!
فکر نکن صحبت هات با دخترا دو روزه تموم میشه و بعدشم خداحافظ !
به بهونه ی بحث عقیدتی شروع می کنین و آخرش...
خودت،خودتو میشناسی !
خودتو گول نزن!
دخترای فضای مجازی مادر و خواهر تو نیستن !
که میری باهاشون درد دل می کنی !
اگر غیرتی هستی رو همه غیرتی باش
نه صرفا یه عده کم که خودتم دلیل حساسیتتو میدونی !
آی دختر مذهبی !
اون وقتی که دیدی داری کامنتای پستای یه پسرو چک می کنی 
تا مبادا دختری کامنت خاص گذاشته باشه !
اون موقع خودتم خوب میدونی دلیل کارت چیه !
مذهبیا !
کجای دین گفته پسر و دختر انقدر صحبت بکنن تا به گناه بیفتن !
بعدشم بگن خب به گناه افتادیم متاسفانه، خداحافظ !!
چند درصد ما اینکارو می کنه؟؟
چند درصدمون به جای ادامه دادن میگن خداحافظ؟؟؟
خراب نکن زندگی خودتو...
یه کار نکن لحظه ی عقدت
ملائکه بگن بیچاره اونی که قراره با تو بره زیر یه سقف...
یا بدتر از اون !!!
یه کسی گیرت بیاد که عین خودت به چهارتا نامحرم دل داده باشه!

برگرفته از "چمرانیسم"

۳  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۱۱:۰۱
صابر

سلام

گاهی وقتها در عزاداری دچار شهوت می شویم

یعنی اینکه فقط برای خودمون سینه زنی می کنیم

فقط برای برای نفـس خودمون غذای نذری می دهیم

آنوقت هست که عده ی زیادی در ظهر عاشورا در کربلا قمه می زنند

و داعش در چند کیلومتر آن طرف تر هر غلطی می خواهد می کند.


۲  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۳ ، ۰۰:۲۶
صابر

سلام

توضیحات ضروری :

1- خواهشمند است متن را با دقت بخوانید (همرا با تمامی لینک ها ، عکسها ، فیلم ها و...) حدودا یه ربعی از وقتتان را خواهد گرفت اما به نظر حقیر دانستن این مطالب [و یا مرور] خیلی خیلی مهم است.

2- اهل بیان این نوع حرف ها نیستم و زیاد بلد هم نیستم اما ضرورت بحث باعث شد این موضوع را مطرح کنم ان شالله دوستان خودشان پیگیر باشند.

3- خواهشمند است برای درک بهتر مطالب رجوع شود به "تفاوت نیاز و خواسته"

4- با توجه به متن فوق ،شاید شما بفرمایید که مشکل از " نیاز" نیست مشکل از "خواسته" هست ، و من با چشمانی که از خوشحالی برق می زند بگویم: "خدا خیرت بده ... بحث سر همین است با یک سری رابطه ی ساده می توان گفت که عاطفه و احساسات هر فردی نحوه ی ارضای نیازش را مشخص می کند و به خاطر همین است که "نیمرو"ی مادر [همسر] از هزار تا غذا در بهترین رستوران های جهان خوشمزه تر می باشد.)

دلیل اصلی بیان موضوع :

دلیل 1- در سال 1390 در یک جلسه ی خصوصی خدمت یکی از اساتید دانشگاه بودیم که ایشان فرمودند حدود هفتاد درصد طلاق ها به خاطر مشکلات "جنسی و عاطفی" است ...

دلیل 2- ابتدا "دلیل 1" را باور نکردم اما مدتی پیش که به یکی از دوستان قدیم برخورد کرده و متوجه شدم در حال جدا شدن از همسرش است دلیل را سوال و جواب ها خیلی خیلی تکراری بودند :

 "درکم نمی کند"- "همش به فکر خودشه"- "من را نمی فهمد"- "ما دو نفر از دو سیاره ی متفاوت هستیم" و... .

این رفیق ما هم خوشتیپ- هم نسبتا پولدار و هم خوش برخورد هست و اما چرا نتوانسته با همسرش رابطه ای پایدار برقرار کند جای سوال دارد؟؟؟

دلیل 3- ترم های آخر دانشگاه [دوره ی لیسانس] بود و ما مانده بودیم و دو واحد معارف جامانده (دنبال استادی می گشتیم که حضور و غیاب زیاد برایش مهم نباشد و دست نمره دادنش خوب!) از قضای روزگار با جناب آقای حجه الاسلام دکتر صادقیان این درس را گرفتیم .کلاس که شروع می شد استاد بیست دقیقه درس می گفتند و بعدش درباره ی مسایل جوانان بحث می کردند یکی از مسایلی که ایشان به آن پرداختند بحث مدیریت رابطه ی جنسی و همچنین نیازهای عاطفی جنس مخالف بود و این شد که ما اکثر جلسات این درس را با کمال میل شرکت کردیم.

دلیل 4- شاید بعضی از دوستان بگویند که این نکات را می توان در دوره ی نامزدی و یا عقد (در یزد چیزی به عنوان دوره ی نامزدی نداریم و کلاً سه دوره ی خواستگاری؛ عقد و عروسی داریم) یاد می گیریم. جواب این گروه از دوستان هم خیلی ساده است "پیشگیری ، بهتر از درمان است"

یعنی اگر شما مطالعه کرده باشی و این ها را فهمیده باشی وقتی در جلسات خواستگاری صحبت می کنی می توانی 20 الی 30 درصد بیشتر نسبت به قبل طرف  مقابلت را بشناسی و این یعنی 20 الی 30 درصد انتخاب درست تر. ( البته دانستن این موضوع در ابتدا کمک می کنه شما خودت را بهتر بشناسی و بعد طرف مقابلت را ... )

دلیل 5- جمعه ساعت دو بعد ازظهر مراسم تجلیل از خادمان "هیئت رایه الهدی یزد" بود و ضمن تقدیر از خادمین و خانواده ی آنها ، اقدام به اعطای لوح تقدیر و چند کتاب نمودند که یکی از کتاب ها با عنوان " ...." به نوشته ی "..." ... و این بود ( در ادامه قسمت هایی از این کتاب را مشاهده خواهید کرد)

بیان مسئله 1: انواع نیاز

یه مرد یا یه زن چهار نوع نیاز دارد:

1- نیاز مالی

2- نیاز جسمی (نیازی است فیزیولوژی مثل آب ، غذا ، پوشاک و ... )

3- نیاز جنسی (این نیاز ترکیبی از نیاز جسمی و عاطفی هست اما هیچ کدام از آنها هم نیست )

4- نیاز عاطفی ( نیازی ماورایی که اگر به خوبی [درست] ارضا بشود کلیه نیازهای دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد و اگر به خوبی[نادرست] ارضا نشود تمام نیازهای ارضا شده را بی تاثیر می کند)

شاید اگه خواسته باشیم یه نمودار رسم کنیم می شود نمودار زیر :

اگه شما خوب به شکل نگاه کنید متوجه می شوید که هسته ی اصلی " نیاز عاطفی" هست

نیاز عاطفی یه نیاز متفاوت از دیگر نیازهاست (مفهوم نیاز عاطفی در اینجا مستقیما به خانواده که شامل زن و شوهر و فرزندان است اشاره دارد) که خداوند در انسان قرار داده است و با ازدواج کردن به گفته خود خدا این نیاز بیشتر هم می شود "موده و رحمه" ...

اگه باور نداری به این سوال ها جواب بده :

سوال 1: یه پسر [یا دختر] که نیاز های مادی ، جسمی و حتی جنسی خود را تامین می کند چه نیازی به ازدواج دارد؟؟؟ (به قول معروف آبِ ت کم بود نونِ ت کم بود که رفتی ازدواج کردی؟؟؟)

سوال 2: چرا رابطه ی دوستی بین دختر و پسر این همه طرفدار داره؟ (طرف که نیازهای مادی و جسمی را تامین کرده و نیاز جنسی را هم می تواند با بهترین [بدترین] زنان خلیجی و تایلندی و اوکراینی و... تامین کند پس دنبال دردسر می گردد که برود با یه دختر رابطه ی پنهان داشته باشد؟)

سوال 3: شما می دانید که آمار خودکشی در بین قشر مرفه بالاتر است(با توجه به جمعیت اندک) حالا من یه سوال ساده از جوانی که خودکشی کرده دارم : آقای خوشتیپِ پولدارِ محترم، تو که همه ی نیازهایت تامین بوده پس چه مرگت بوده که رفتی خود کشی کردی؟

پاسخ [از دیدگاه حقیر] : آقایان ، خانم ها، پسرها و دخترها ؛ همه و همه در پی "نیاز عاطفی" هستند و سعی دارند این نیاز را ارضا کنند حالا بعضی ها با روش درستِ بلند مدت و بعضی ها با روش غیر درستِ کوتاه مدت. (چند دقیقه روی جمله ی قبلی فکر کنید خواهشا )

توصیه :

1- آقا پسر[دخترخانم] عزیز که زیبایی یه دخترِ پولدار[پسرِ پولدار] چشم تو را کور کرده بعد ازدواج حتی اگه این دخترخانم[آقا پسر] تمام نیازهای مادی-جسمی و حتی جنسی تو را تامین کند اما نتوانی از لحاظ عاطفی با هم ارتباط برقرار کنید اونوقت هست که یا افسرده می شوی (بهترین حالت) و یا با خیانت همسرت تمام احساساتت لگدکوب می شود و آنوقت حاضری بمیری (یعنی تمام نیازهای مادی- جسمی جنسی را فدا کنی) اما این خیانت را باور نکنی!!! ( البته این حرف توجیه خیانت نیست بلکه ریشه شناسی خیانت هست.)

 

بیان مسئله 2 :نحوه های ارضا شدن در یک رابطه ی " جنسی-عاطفی"

1- از طریق رابطه ی جنسی-عاطفی آشکار (حال می خواهد "مجاز" باشد مثل رابطه ی زن و شوهری و یا می خواهد "غیر مجاز" مثل رابطه ی دوستی)

2- از طریق رابطه ی جنسی-عاطفی پنهان ( س-ک-س پنهان )

نکته 1- هدف بیان رابطه ی درست است  اما استفاده ی صحیح و یا اشتباه از آن مد نظر نیست.

نکته 2- دلیل بکار بردن عبارت "س-ک-س پنهان" نشان دادن خطرناکی و قبح این عمل است.

توضیحات:

شاید همسر شما با شخص خاصی دیگری رابطه ی مخفی نداشته باشد اما ممکن است به دلیل ارضا نشدن ( اکثرا عاطفی) اقدام به س-ک-س پنهان نماید. البته این نوع ارضا شدن ( س-ک-س پنهان) به صورت ناخودآگاه و گاهی اوقات ناخواسته در بین جوانان مذهبی ما هم گسترش یافته است.

جلب توجه کردن، خود را نشان دیدن ، مورد تعریف و تمجید دیگران قرار گرفتن، حس دوست داشتن و اینکه دوستت بدارند  و... همه و همه ی اینها نیاز هستند و باید بوسیله ی صحیحی برطرف بشوند و این نیازها را اگر جای دیگری بوسیله ی اشخاص دیگری برطرف نمودی نباید از همسرت انتظار داشته باشی که بتواند نیازهای تو را برطرف کند .

مثال 1- شما اگر گرسنه باشی و بروی بیرون (رستوران، ساندویچی و..) غذا بخوری و خودت را سیر کنی وقتی به خانه می روی اگر مادرت[همسرت] بهترین غذای دنیا را جلوی رویت نگذارد نمی توانی بخوری.... می فهمی یعنی چی؟؟؟؟ شاید دوست داشته باشه بخوری و غذا هم خیلی لذیذ باشد اما شما خودت را سیر کرده ای؟؟؟ تقصیر از غذای مادر[همسر] نیست ، تقصیر از خودِ بی شعورت هست که رفته ای و ...

غذا، هدیه و.. مهم نیست ، مهم عشق نهفته در آن است

مثال 2- از صبح تا ساعت 3 بعداز ظهر با همکارانت[آقا و خانم] صحبت کرده ای ، گفتید و خندیده اید ، وارد خانه که می شوی هر چقدر هم همسرت سعی کند با تو ارتباط کلامی برقرار کند امکان پذیر نیست[دلیلش هم خیل واضح است هر فردی ظرفیت خاص خودش را دارد مثلا ممکن هست ظرفیت شما 100000 کلمه باشد اما وقتی سرکار با همکاران و مشتریانت 150000 کلمه صحبت کردی معلومه که نه تنها حوصله ی حرف زدن را نداری بلکه به اندازه ی 50000 کلمه ی اضافه ای هم که صحبت کرده ای ، خسته ای و...

نتیجه ی مهم 1- با همسرت حرف بزن "لینک" این کلمات پرارزش(البته به نظر ماها کم ارزش) موجب ارضای نیازهای عاطفی، روانی و حسی همسرت می شود و همچنین به ایجاد یه رابطه ی عمیق کمک می کند(برادرِ[خواهرِ] مومنِ من ، همسرت با خواهرت[برادرت] و مادرت [پدرت] فرق می کند در نتیجه جنس محبتی هم که نیاز دارد هم فرق می کند، شما از مادر و خواهرت [پدر و برادرت] به خاطر کمک و کارهایی که برایت انجام می دهی تشکر می کنی و نیازی به ابراز علاقه های شدید دیگری نیست اما ابزار علاقه به همسرت ازتشکر کردن مهم تر است می میری اگه به همسرت به جای اینکه بگی : "دستت درد نکنه ، ممنون از لطفت" ؛ بگویی : " دوست دارم عزیزم تو با همین کارات من را عاشق و دیونه ی خودت کردی". حالا وجداناً قضاوت با خودتون تاثیر کدام حرف در همسرتون بیشتر هست؟؟؟؟ )

نتیجه ی مهم 2-  با زن[ مرد] نا محرم زیاد حرف نزن زیرا تو می توانی جملات محدودی در یک روز بیان کنی ؛ سهم همسرت را با زنان[مردان] نامحرم و خدای ناکرده با زنان[مردان] "..." به مشارکت نگذار (این کلمات حق همسرت هست ، می فهمی؟؟؟؟ حق الناسه...) و اگر این کار را کردی بدان که با شیطان شریک شده ای  و چه بد شریکی است شیطان. (شیطان تا تمام دینت را ازت نگیرد رهایت نمی کند.)


بیان مسئله 3- مشکل سخت افزاری ، مشکل نرم افزاری

3-1- مشکل سخت افزاری

شما وقتی مریض [زانو درد، کمر درد، سردرد و...] می شوی چیکار می کنی ؟؟؟

در رابطه ی جنسی هم ممکن هست به مشکل برخورد کنی ، این که خجالت نداره بلند شو برو دکتر متخصص و مشکلت را حل کن نه اینکه خجالت بکشی و نتونی یه رابطه ی موفق و درست جنسی داشته باشی و یا بدتر اینکه خودت خواسته باشی به روش های غیر علمی مشکلت را حل کنی و بعد هم مشکلات بعدش ...

مثال : آموزش سربازی که بودیم (نیروی انتظامی) مربی " مواد مخدر "  ضمن بیان خاطره ای از همه ی ما خواست که دررابطه با مشکلات جنسی اقدام به خود درمانی نکنیم و مشکلات را با پزشک متخصص درمیان بگذاریم.(ایشان تاکید می کرد که روی تبلیغات ماهواره هم حساب باز نکنیم)


خاطره ی مربی "مواد مخدر" (خلاصه و بدون بیان جزییات):

یه دختر پسر دانشجو(غیر یزدی) که نامزد هم بودند در یزد زندگی می کردند(خانه ی استیجاری)  از لحاظ مالی هم مشکلی نداشتند اما از لحاظ جنسی مشکل داشتند و ... کار به جایی می کشد که دختر خانوم برای داشتن یه رابطه ی بلند مدت پیشنهاد استفاده از یه قرص [به توصیه ی یکی از دوستان] را می دهد و آقا پسر برای اینکه بتواند مشکل را حل کند قبول می کند و لیلی و مجنون داستان قرص را می خورند و القصه می تواند اولین رابطه ی جنسی "موفق" و "کامل" با نامزدش را تجربه کند و هم دختر از این رابطه راضی و هم این پسر ....[قبلا این رابطه ی جنسی داشتند اما به دلیل مشکل آقا پسره کوتاه و ناموفق بوده است] و دومین رابطه ی موفق و کامل و سومین رابطه ی موفق و کامل و...

توجه : رابطه ی جنسیِ"موفق" و "کامل " تعریف دارد بروید بخوانید ....

سوال : شاید شما بپرسید : "این که خیلی خوبه... مشکل از کجاست؟"  و یا بفرمایید :"هدف رفع مشکل این دو نفر بوده که حل شده است خدا راشکر"

نکته ضروری : شما فرض کنید لذت یک رابطه ی جنسی موفق 200 واحد باشد و لذت نعشگی و خماری حاصل از مصرف شیشه 400 واحد . حالا با این فرضیه خاطره ی فوق را تحلیل می کنیم ( البته مربیِ محترم اعداد دقیق را بیان کردند که متاسفانه فراموش کردم)

پاسخ (با توجه به نکته ی ضروری) : اون قرصی که دختر خانم به آقا پسره داده و خودش هم خورده بود نوعی شیشه بوده است تا دیروز این دونفر با رابطه ی ناقصی که داشتند حدود 50 واحد لذت می بردند و امروز با لطف استفاده از این قرص موفق شده اند 200 واحد لذت از رابطه جنسی خود به اضافه ی 400 واحد لذت قرص (200+400=600)

این بدان معناست که زوجی که تا دیروز 50 واحد لذت می بردند حالا 600 واحد لذت می برند یعنی 12 برابر بیشتر(12000 درصد بیشتر) اون هم فقط با یک قرص ده هزار تومانی؛ مشکل هم از همین جا شروع میشه یعنی اگر این زوج مشکلات جسمی خود را بعدا به روش علمی برطرف کنند و بتوانند یک رابطه ی جنسی "موفق و کامل" داشته باشند حداکثر 200 واحد لذت می برند یعنی یک سوم رابطه با استفاده از قرص ، اگر هم فقط قرص مصرف کنند حداکثر 400 واحد لذت می برند یعنی دو سوم مصرف همراه با رابطه ی جنسی؛ انسان هم یک موجود تکامل خواه و...

نتیجه : شما بعد از حدود دوماه یک زوج معتاد به شیشه دارید که یکی از آنها تزریقی و دیگری هم بستری بیمارستان و... ؛ به خاطر اینکه به نصیحت یکی از دوستان و بدون مشورت با پزشک متخصص اقدام به خود درمانی کردند(البته باز هم تاکید می کنم خاطره ی استاد خیلی کامل تر و البته تلخ تر از این هست ...)

توجه : در یزد یه مرکزی در بیمارستانی هست به نام سکسوتراپی که به صورت تخصصی این مشکلات را مرتفع می کند.

   توجه توجه : شما اگه مشکلات سخت افزاری را حل کردی اما نتونستی مشکلات نرم افزاری را حل کنی ؛ همسرت احساس "برده ی جنسی بودن" بهش دست می دهد.

3-2- مشکلات نرم افزاری

برادرِ مومنِ من [خواهر مومن] یاد گرفتن نحوه ی برخورد با همسرت از الزامات زندگی است. جنس این رابطه با دیگر رابطه ها متفاوت تر است و باید اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشی . نه اینکه این مهارت را در مسیر اشتباه و خدایی ناکرده برای اغفال دیگران استفاده کنی بلکه برای این هست که در زندگی خودت استفاده کنی و بتوانی یک خانواده ی سالم و پویا (اصلی ترین رکن جامعه ی اسلامی) داشته باشی. برای زندگی خودت دو تا کتاب بخون، به کلاسهای مربوط برو ، از اساتید و متخصصین سوال کن و ...

اعتراف:

من بدین وسیله اعلام می کنم بعضی از نکات را اصلا یاد نگرفته بودم و یا  اشتباه فهمیده بودم (فاجعه) و به همین دلیل چند مثال برای نمونه می آورم.

مثال 1-(قبلا اصلا بلد نبودم )

 

نامه ی حضرت امام(ره) به همسر مکرمه شان

مثال 2-(اشتباه یاد گرفته بودم)

 

 قبلا فکر می کردم باید پول را بدهی به همسر و بگویی برو خوش باش!!!

مثال 3: (بلد بودم اما نمی دونستم چقدر مهم هست)

30 ثانیه وقت نیاز داره جوراب را بذار داخل سبد ، لباس هم جالباسی ...

مثال 4:( نمی دانستم)

مثلا شما برای هدیه برید یه مغازه بگید آقا می خوام لاک و ماتیک و... بخرم(خنده داره اما مجبوریم دیگه!!!)


مثال 5: (تا حالا بهش فکر نکرده بودم)

شوخی هم حد و اندازه داره آقااااا

***

پ.ن : "نیاز عاطفی" یه نیاز ماورایی هست و اگه دقت کردین خدا و پیغمبر به جوانی که نمی تواند ازدواج کند "تقوا" را توصیه می کنند که جنس تقوا هم ماورایی هست ...

پ.ن 2: "نیاز جنسی" همون طور که گفته شد ترکیبی از نیاز عاطفی و جسمی می باشد اما نکته ی بسیار مهم این است که اگر شما رابطه ی عاطفی را ازش حذف کنید چیزی تحت عنوان "برده ی جنسی" شکل می گیرد .

پ.ن 3: با توجه به نکته ی بالا می توان یک نتیجه ی مهم و اساسی گرفت آنهایی که دنبال رابطه ی نامشروع (دوست پسر-دوست دختر) می روند یه جورایی چاشنی عاطفه را همراه ارضای نیاز جنسی دارند و این موجب لذیذ شدن غذا می شود

پ.ن 4: روی صحبتم با بعضی از دخترها [و پسرها]یی  هست که کاسه ی گدایی محبتشون را در خونه ی هر نامردی می برند : خواهر [و برادر] عزیزم شما نه زیاد خوشگلی و نه زیاد در عشق بازی حرفه ای ، دلیل انتخاب تو همان نجابت و پاکی تو هست و گرنه یه دختر هرزه ی بلوند هم از تو خوشگل تره و هم حرفه ای تر... اون چیزی که اون دختر هرزه نمی تونه ارضا کنه "نیاز عاطفی" هست .

پ.ن 5: ما یزدیها یه مثال داریم که می گوید " اگر هوس است ، یکبار بس است"

یعنی اگر " نیاز جنسی" فقط از جنس "نیاز جسمی " باشد باید به راحتی ارضا شود مثل گرسنگی که با غذا خوردن ارضا می شود اما اگر "نیاز عاطفی" را درگیر "نیاز جنسی" کنیم ارضا کردنش سخت می شود زیرا همه چیز را می شود با مادیات خرید الا عاطفه و احساس ...

پ.ن 6: بحث محرم و نامحرمی در فضای مجازی را نیز می توان در همین حیطه جا داد و راجبش بحث کرد.

پ .ن 7: شاید وسیله ی امتحان شما همسرتان باشد این دلیل نمی شود که خودتان را کنار بکشید . مثلا اگر همسرتان شما را کتک می زند دلیل ندارد شما هم بایستید و کتک بخورید و بعد بگویید خدایا این تقدیر من است و من بوسیله ی همسرم امتحان شده ام ... هرگز ....  هرگز .... شما باید در یک دوره ی زمانی بلند مدت همراه باصبر و محبت و همچنین یادگیری تکنیک های زندگی اقدام به مرتفع کردن این مشکل نمایید( مثلا اگر شما روزی 5 بار از همسرتون کتک می خوردید باید طوری زندگی کنید که بعد از 5 سال، سالی پنج بار کتک بخورید!!!!! J )

پ.ن 8: یک دعا برای تمام جوانان مومن " لینک"

پ.ن 9 : بخوانید : "داماد علوی-عروس فاطمی"

پ.ن 10: تکمیل خواهد شد ...

۱۲  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۳ ، ۱۰:۲۸
صابر

برنامه اگر برنامه باشد هم زندگی را تامین می کند هم بندگی

هم دنیـا را تامین می کند هم آخـرت

لطفا روی عکس کلیک نمایید


۷  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۳ ، ۱۶:۳۳
صابر

سلام

گاهی باید مواظب خودمان باشیم

شاید به "شامی" یک "شامی" شویم!

"باشد تا رستگار شویم"

۵  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۳ ، ۱۴:۰۷
صابر

سلام

حدودا ده دقیقه ای از نماز صبح روز عاشورا گذشته بود که یکی از در های اصلی حرم امام حسین (ع) به روی هیئت های عزاداری (به عربی موکب) باز شد ( از روز قبل از تاسوعا اقدامات لازم انجام گرفته شده بود  کل حرم امام حسین (ع) و حضرت عباس و همچنین بین الحرمین با موکت های قرمز که زیر آن نیز پلاستیک ضخیم در نظر گرفته شده بود  و درزهایش را با چسب پنج سانتی گرفته شده بود پهن کردند، البته در ورودی و خروجی های حرم خاک ریخته بودند و در جایی که هیئت ها در داخل حرمین حرکت می کردند تا بالای ستون ها هم پلاستیک کشیده و شب عاشورا روی آن را با پارچه ای سفید پوشاندند.)

 

موکب ها از یکی ورودی های حرم امام حسین (ع) وارد می شدند و از دو خروجی حرم که به بین الحرمین راه داشت خارج ، سپس در بین الحرمین به عزاداری پرداخته و بعد به حرم حضرت ابوالفضل می رفتند و در آخر از حرم ها خارج و عزاداری هر موکبی پایان می یافت.

سوالی که برای من پیش آمد : " با این همه عزادار(قمه زن و... ) ، داعش در این مملکت چه غلطی دارد می کند؟؟؟؟؟؟ "

پ.ن : من شخصا قمه زدن را قبول ندارم ، مرجع تقلیدم (حضرت آقا) هم قبول نداره ، بررسی مقدماتی کردم دیدم آقای سیستانی هم منع کرده ، حالا چرا این همه آدم (از صبح عاشورا تا هر عاشورا) قمه می زنند نمی دانم.

پ.ن 2: حضرت آیت الله سیستانی با صدور پیامی بیان داشت: "ثواب حضور در جبهه های نبرد علیه داعش از حضور در هیأتهای حسینی بیشتر است." لینک خبر

پ.ن 3: از تمام کشورهای شیعه در عزاداری و قمه زنی بودند ( ایران ، عراق، پاکستان، هند و.. از ابرکوه یزد هم چند نفر با ما آمده بودند و قمه هم زدند)

پ.ن 4: اگر قراره در خون خود غوطه ور شویم چه بهتر که در راه دفاع از اسلام و برای مبارزه با انحراف شهید و در خون خود غرق شویم.

۹  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۳ ، ۱۳:۲۴
صابر

سلام

ظهر جمعه بود و ما برایش هزارتا برنامه ریخته بودیم

نماز جمعه حرم امام علی، نماز جناب جعفر طیار ،نماز امام زمان و...

نماز جمعه که جای دیگری برگزار می شد و در حرم فقط نماز جماعت خواندند

رفتیم به فکر نماز جعفر طیار و نماز امام زمان ، از قضا یک جای مناسب روبروی ایوان طلا گیرم اومد و شروع کردم به خواندن نماز که در نماز متوجه دخترکی دو سه ساله شدم که مشغول بازی بود گاهی می خندید گاهی گریه می کرد گاهی روی یه کیف زنانه سیاهی می خوابید نکته جالب و قابل توجه این بود که پدر فاطمه مراقبش بود و مادر و خواهرش بعدا به آنها ملحق شدند...

پ.ن : وقتی کنار یک بچه نماز می خوانید مواظب مهر خودتون باشید!!!

پ.ن ۲: فکر می کنم ثواب پدر فاطمه از کل زیارت من بیشتر باشه( عجب پدر صبور و خوش اخلاقی(

 ۳: هوس یه خانواده ( زن و چندتا بچه قد ونیم قد بازیگوش) کردم که باهم بریم زیارت و من بچه ها را نگه دارم و حاج خانوم با خیال راحت بره زیارت ...

پ.ن ۴: عنوان برگرفته از طرح روی پیراهن دختر کوچولوی داستان است

 

۰  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۳ ، ۱۵:۲۱
صابر

زمانه عجیبی ست

برخی مردمان امام گذشته را عاشقند نه امام حاضر را،

می دانی چرا؟

امام گذشته را هر گونه که بخواهند تفسیر می کنند

اما امام حاضر را باید فرمان برند!

و اینگونه کوفیان"عاشورا" را رقم زدند

. . (شهید آوینی) . .

۴  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۳ ، ۱۳:۰۰
صابر

سلام

این یک در خواست نیست

یک پیشنهاد هم نیست

یک توصیه هم نیست

یک دستور هم نیست

یک " التماس عاجزانه" هست

دریافت

ملتمسانه و عاجزانه خواهشمند است صوت بالا را دانلود و یا گوش دهید( حداقل 15 دقیقه اول را...)

اگر می خواهید در ماه محرم و صفر یک کار مهم انجام داده باشید بهتر است به این مجموعه سخنرانی ها با عنوان " تنها مسیر"  گوش دهید . (لینک دانلود)

در پانزده دقیقه ی اولین قسمت سخنرانی اگر متوجه ضرورت امر نشدید دیگر ادامه ندهید .

پ.ن : سیر مطالعاتی داشتن ارزشمند ترین و بهترین فعالیت در ماه محرم می باشد ( همانطور که بزرگان بر روی شعور بیش از شور تکیه کردند )

پ.ن 2: به گفته ی خود استاد این مجموعه ی سخنرانی حاصل بیست سال تحقیق ایشان می باشد .

پ.ن 3: به نظر حقیر گوش دادن به " تنها مسیر"  موجب تغییر دیدگاه شما به زندگی و در نتیجه ارزشمندتر شدن تمام عزاداری و فعالیت هایتان می شود.

"باشد تا رستگار شویم"

بعدا نوشتم : (1393/09/16)

بسیار استفاده نمودیم نه به خاطر پاسخهایی که شنیدیم بلکه به خاطر پرسشهایی که برایمان ایجاد شد. مجددا دوستان را توصیه می کنم به مطالعه و گوش دادن مباحث.

 

۶  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۳:۵۸
صابر

سلام

جنابِ آقای مهندس ( شاید هم دکتر) ، اینکه مامانت از شما انتظار داره وقتی میای خونه تو راه دو تا دونه نون بگیری انتظار زیادی هست عایااا؟؟!!

سرکارخانم دکتر(شاید هم مهندس)، کمک کردن در خانه- بویژه شستن ظرفها- مایه ی ننگ است عایااا؟؟!!

انتظار داری کل فک و فامیل و دوستان و آشنایان آماده به خدمت باشند که شما داری مثلا برای آزمون دکتری می خونی؟ یا اینکه چون در دانشگاه قبول شدی کل هزینه ی تحصیل که هیچ هزینه های جانبی و فرعی هم خانواده متقبل شوند؟

حالا فرض کنیم خانواده کل هزینه ی دانشگاه تو را پرداخت کردند و شما هم با سعی و تلاش شدی یه مهندس یا کارشناس و یا کارشناس ارشد و یا حتی دکتر... خب حالا می خوای در مقابل این همه زحمت که خانواده برای تو کشیدند چیکار کنی؟ دو تا نون گرفتن و یا شستن ظرفها و جارو کردن؟؟؟؟؟ اصلا چه کاری بلدی بکنی؟؟؟؟ آنوقت سر داستان دو تا نون گرفتن صدات گوش فلک را کر می کنه : "ایهاالناس ببینید از آدم چه توقعات بیجایی دارند"  و یا اینکه "من با این همه درس و مشغله بلند شوم برم دو کیلو میوه بگیرم مگه من بیکارم!!!"

اولا فقط شما شدی باکار و بقیه بیکار ؟؟؟ مثلا پدر و یا مادرت بیکارند که می روند نون و یا میوه می گیرند؟  

دوما چطور هست که انتظارات پدر و مادر از شما "توقع بیجا" هست اما  توقعات بیجای شما از پدر و مادر "وظیفه و تعهد" آنهاست؟

یکی از بزرگترین خیانت هایی که والدین در حق فرزندانشون می توانند انجام بدهند همین "لوس و بچه نه نه " بار آوردن و یا به بیان بهتر "بی منطق " بزرگ کردن فرزندانشون هست حالا فرض کنیم پدر و مادر جور این بچه ی لوس را کشیدند اما اون دختر و یا پسری که قراره با ایشون ازدواج کنه چه گناهی کرده؟؟؟ و یا حالا که ازدواج کرده باید با این بچه ی لوس چکار کند؟؟؟

پ.ن : به قول استاد پناهیان "فرزند مادر"(همون بچه نه نه خودمون)

پ.ن 2: داداش گلم بلند شو برو دو تا نون سر کوچه بگیر

پ.ن 3: خواهر عزیزم شما هم برو ظرف ها را بشور و یه دستی به سر و وضع خونه بکش..

پ.ن 4: حتما مطالعه کنید " توقع یا تعهد "

پ.ن 5: بعضی از دخترها، شوهر نمی خوان بلکه "بابا" میخوان ...

پ.ن 6: بعضی از پسرها، زن نمی خوان بلکه "مامان" می خوان ...

پ.ن 7: مهم نیست که ظرف ها را چه کسی خواهد شست مهم اینه که شما به "تعهدات" خودت پایبند باشی و درک درستی از زندگی داشته باشی

پ.ن 8: اولین عکس مربوط به شخصیت "والتروایت" در فیلم "افسار گسیخته" هست که احتمالا بهش گفتند  بره ظرف ها را بشوره و یا نون بگیره.( حتما بر روی "والتروایت" و "افسار گسیخته" کلیک نمایید).

۱۰  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۳ ، ۱۵:۲۲
صابر

"فیلسوف" به تبیین پدیده ها از دیدگاه "عقل" می پردازد.

"حکیم" علاوه بر عقل از "وحی" نیز کمک می گیرد.

حکیم جز "حق" نمی گوید و فیلسوف جز "عقل"

شاید این سوال پیش بیاید که مگر بین عقل و حق تضادی وجود دارد؟

جواب خیلی ساده است

"عقل کامل " خیر اما "عقل ناقص" بلی ...

برای مطالعه بیشتر به لینک زیر مراجعه گردد

"فلسفه یا حکمت؟ کدام یک می‌تواند انسان را به سعادت برساند؟"

۱  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۳ ، ۲۲:۱۸
صابر

سلام

خواهشمند است واژه های زیر را تعریف نمایید (با دیدگاه فرهنگی و اجتماعی):

1- لق لقه= ...

2- دغذغه = ....

3- درد = ...

4- زخم = ....

پ.ن : این پست با نظرات شما تکمیل خواهد شد.

بعدا نوشتم : (1393/09/15)


لق لقه یعنی چیزهایی که می دونی و برای بیان کردنشان هم دلیل نداری اگه یه "شومن (SHOWMAN) " باشی خیلی خیلی به دردت می خوره و می تونه نشان از کفِ شخصیت یک فرد باشه

دغدغه یعنی چیزهایی را که می دونی و نه تنها برای بیان کردنشان دلیل بلکه دل نگرانی نیز داری، فکر می کنی اگر این چیزها انجام شوند [انجام نشوند] تاثیرات زیادی بر خودت، دوستانت ، جامعه و... می گذارد و شما سعی در اثرگذاری و یا عدم اثرگذاری داری.

درد یعنی حس کردن دغدغه های عمیق، یعنی اینکه وقتی داری کار می کنی دل نگرانی نداری بلکه دردش را داری و داری حسش می کنی و با تمام وجود بهش اعتقاد داری و یادت باشد مجبوری با درد بزرگ بشوی...

زخم یعنی همان دردپنهان که دیگر پنهان نیست و شما می توانی با چشمت ببینیش و با دستت حسش کنی ! کسانی که به مقام یقین به "درد" رسیده اند ، زخم خورده اند و زخم ها را دیده اند. و بزرگ شده اند دیگر ...

۷  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۳ ، ۱۴:۵۱
صابر

سلام

یه چیزی داریم تحت عنوان " تعهد" و یه چیز دیگه ای داریم تحت عنوان "توقع"

دو سوال مهم :

1- تعهدات ، توقع می آورند ؟

2- توقعات ، موجب تعهد می شوند ؟

نکته اول : بررسی ریشه کلمه توقع : از ریشه " و  ق  ع  " که به معنای اتفاق افتادن ، انتظار داشتن و "بیشتر"

نکته دوم : بررسی ریشه کلمه تعهد : کاری را به عهده گرفتن . 2 - عهد بستن ، 3 - (اِمص .) غمخواری .

نکته سوم : انواع توقع : 1- توقع نابجا  2- توقع به جا (نیاز به توضیحات بیشتر نیست)

نکته چهارم : اگر به " تعهدات" پایند بودیم باید منتظر سپاسگزاری دیگران باشیم؟ (انجام تعهدات موجب توقعات می شود؟)

نظر "خسته ی تنها" :

 1-توقعات وابسته به "فرهنگ" هستند در اصل سرچشمه گرفته از فرهنگ است مثلا وقتی فرهنگ "اشرافیگری" در جامعه باشد سطح و نوع توقعات با جامعه ای که فرهنگش "ساده زیستی " است متفاوت می باشد.

2- البته ایجاد توقعات می تواند فرهنگساز باشد  مثلا شخصی در زمان انتخابات ریاست جمهوری با شعارهایی اقدام به ایجاد توقع در بین مردم می کند فرض می گیریم این کاندیدا رای می آورد و رییس جمهور می شود و مردم خواستار پاسخگویی می شوند و دولت اقدام به پاسخگویی می کند و  کم کم می شود "فرهنگ".

نتیجه گیری از دیدگاه خودم (ممکن است نظر دیگران متفاوت باشد):

یک رابطه رفت و برگشتی بین "توقع" و "تعهد" وجود دارد.

 همانطور که در بالا گفته شد آنچه به عنوان "فرهنگ" در نظر گرفته می شود خود به خود-ذاتی- موجب تعهد و توقع  می شود. نکته ی خیلی مهم در اینجا مربوط به فرهنگ است .

شاید حالا متوجه شوید که چرا "حضرت آقا" این قدر برروی بحث فرهنگ تاکید می کنند ( البته این یه تحلیل بسیار ساده درباره ی فرهنگ و جایگاه آن در توقعات و تعهدات مردم می باشد.)

"باشد تا رستگار شویم"

 


۱  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۳ ، ۱۹:۴۱
صابر

سلام

اگه آب دستتون هست  بگذارید زمین و بیایید این سخنرانی را گوش کنید.

فکر کنم از نان شب هم برای وبلاگ نویس ها واجب تر باشه...

نگی نگفتمااااااااااااااااااا

دریافت

 بعدا نوشتم : (1393/09/13)

آفرین دوست گلم بیا این را گوش کن و بعد شروع کن به مطلب گذاشتن...

۱۷  نجوا موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۳ ، ۱۶:۳۷
صابر

سلام

جواب سوالاتون :

1- اونجا که بفهمه زندگی چیه و چرا زندگی میکنه.(در جواب:اول زندگی آدم کجاس؟)

2- وسط نداره! چون ما هیچوقت نمیدونیم کی تموم میشه که بدونیم وسطش کجاست.(در جواب وسط زندگی کجاست؟)

3- پایانم نداره چون ما روحمون لایزاله؛پس هیچوقت تموم نمیشیم! فقط ازین دنیا منتقل میشیم درحالیکه اون اصلمون همیشه باهامونه جاودانه س.(در جواب آخر زندگی کجاس؟)

4- ینی وقتی پا به این دنیا گذاشتیم و فهمیدیم وجود داریم و لقد کرمنا بنی آدم و ... و این که ماهم برگزیده شدیم برای زندگی و تصمیم گیری و اختیار به نوعی! هر چند آخر همین اختیار و همه اختیار ها جبره؛چون من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم! نمیدونم منظورمو متوجه شدید یا نه!(در جواب جشن تولد یعنی چه؟)

پ.ن: البته پایان زندگی میتونه وجود داشته باشه اونم جاییه که آدم میبره؛یعنی به پوچی میرسه؛دیگه نمیفهمه، که قطعا دیدین همیچین موردایی رو دور و برتون که دیگه حالیشون نیس واااقعا چی میخوان و کجان و ... اینا! ولی بازم ته نداره؛ هرگز. :)

خودم نوشت: متن ارزشمند فوق پاسخی است به سه سوال بی ارزش حقیر " silly questions brilliant answers"

خودم نوشت 2: انگلیس و فارسی نوشتن را از "ب-د" یاد گرفتم!

۲  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۷:۳۵
صابر

مرتضی: چی میخوای مسلم...؟
مسلم: دلتنگ رفتنم ...

مرتضی: مسلم دلش رو گذاشت تو مشت حسین و رفت کوفه

دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه...

اگر مسلمی چرا تسلیم نیستی...اگر دل دادی چرا بی دل نیستی...؟

مسلم: دلم گرفته مرتضی....دلم گرفته مرتضی...

این همه چراغ ....توی این شهر....هیچ کدوم چشم هامو روشن نمیکنه...

این همه چشم توی این شهر....مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه...

مرتضی این جا همه می دَوند که زنده بمونند...هیچ کس نمی دَوه که زندگی کنه....

این شهر همش شده زمین...دیگه آسمونی نداره ...

من دلم آسمون میخواد مرتضی...

مرتضی: وقتی دلت آسمون داشته باشه چه توی چاه کنعان باشه چه توی زندان هارون آسمون آبی بالاسرته...

مسلم: از کجا یه آسمون پیدا کنم مرتضی...؟ 

مرتضی: فقط چشم هاتو باز کن تا آسمون رو بالای سرت ببینی...

زمین و آسمون از چشم های اون نور میگره پسر...

چشمهاتو روی خودت ببند ...
khalilshahr.blog.ir

۳  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۳ ، ۲۰:۰۰
صابر

معنویت، پشتوانه عدالت 

هرگونه تفسیر و تعبیر مادى این مسائل خیانت به قرآن است. انقلاب ما در آینده در کنار عدالت اجتماعى به مقیاس اسلامى، نیاز به معنویتى گسترده و شامل دارد، معنویتى از آن نمونه که در پیامبر و ائمه دیده‏‌ایم.

بدون بال معنویت از بال عدالت کارى ساخته نیست. از نظر قرآن، معنویت پایه تکامل است. این همه عبادات که در اسلام بر روى آن تکیه شده است براى تقویت جنبه معنوى روح انسان است. زندگى پیامبر را ببینید، با آن همه گرفتارى و مشغله ‏اى که دارد باز در همان حال قرآن مى‏ گوید:

انَّ رَبَّک یعْلَمُ أنَّک تَقومُ أدْنى‏ مِنْ ثُلُثَىِ اللَّیلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَک وَ اللَّهُ یقَدِّرُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أنْ لَنْ‏تُحْصوهُ فَتابَ عَلَیکمْ‏ (مزّمّل/ 20.)

خدا آگاه است که تو در حدود دو ثلث شب را به عبادت قیام مى ‏کنى، گاهى حدود نصف آن و لااقل ثلثى از شب، و گروهى از کسانى که با تو هستند [نیز چنین مى ‏کنند] ...

و یا خدا به پیامبرش تأکید مى ‏کند که: قسمتى از شب را براى عبادت برخیز، تهجّد کن، نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسى‏ (اسراء/ 79.)

و یا در مورد على علیه السلام اگر عدالت اجتماعى او را مى ‏بینیم و کارکردن ‏ها و بیل‏ زدن‏ ها و عرق ریختن‏‌هایش را مشاهده مى‏‌کنیم، باید آن در دل شب غش کردن‏ هایش را هم ببینیم، آن از خوف خدا بیهوش شدن‏ هایش را هم نظاره کنیم.

 برگرفته از : حکمت‌ها و اندرزها در کلام شهید مطهری (10)

۱  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۴۸
صابر

سلام

داشتن " معنویت" کار آسانی ست.

فقط کمی تمرین می خواهد...

 

 

دریافت
مدت زمان: 4 دقیقه 50 ثانیه 

بعدا نوشتم : (1393/09/11)

باور کنیم که خدا هوای ما را داره

۴  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۳۲
صابر

سلام

بعد از مطلب ارسالی با عنوان ِدر ستایش "طبقه بندی موضوعی"  ؛ شما را به مطالعه ی متن زیر دعوت می کنم:

"اگر سنجه هایی برای ارزیابی مطالب ارسالی و ارتباط مستقیم و غیرمستقیم آنها با شاخص هایی که برای ما مهم باشد در نظر بگیریم موجب نگاهی عمقی به تاثیرات مطالب و کشف لایه های پنهان نهفته در متن می شود ، پس بهتر است یکسری از شاخص های اصلی و کلیدی را در کنار خود قرار دهیم تا بتوانیم اطمینان نسبی از جاری شدن افکارمان- که به صورت شاخص های اصلی در آمده اند- در متن کسب کنیم".

۵  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۲۳
صابر

سلام

چند گروه آدم مذهبی داریم که امروز به تعریف دو گروه از آنان می پردازیم:


گروه اول که ما اسم آنها را "..." می گذاریم ، مانند خانه ای است که دارای فنداسیون محکم و پی ریزی درست و حسابی می باشد اما در مراحل آخر (مثلا گچبری و ...) رها شده است ، شما می توانید در این خانه زندگی کنید اما مشکلات خاص خودش را دارد.آنها افرادی هستند که به دلیل ریشه داربودن اعتقاداتشان (به دلیل تفکر و تحقیق) به کارهایی که انجام می دهند ایمان راسخ دارند اما به دلایل بعضی از غفلت ها هنوز نتوانستند ایمان خود را تکمیل کنند.


گروه دوم که ما اسم آنها را "...." می گذاریم ، مانند خانه ای پیش ساخته دارای تمام امکانات می باشد ، زندگی کردن در این خانه لذت های خاص خودش را دارد و آنها افرادی هستند که نماز و روزه های خود را سروقت، دارای وجهه ای مذهبی ، تسبیح به دست، کمک به دیگران و... اما یک مشکل کوچک دارند و آن پیش ساخته بودن اعتقادات آنان است یعنی یه چیزی را از روی کتاب خواندند و یا از بزرگان شنیده اند و بدون تفکر عمیق پذیرفته اند. به همین سادگی.


سوال مهم : اگر یک زلزله ی شدید و یا طوفان سهمگین و یا سونامی بیاید به نظر شما ضریب اطمینان کدام خانه بیشتر است؟

 

پ.ن : خواهشمند است در نامگذاری این گروه ها من را یاری فرمایید.

۷  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۱۴
صابر

سلام

داشتم از مسجد برمی گشتم و این سوال مثل خوره افتاده بود در ذهنم که " کدام یک از این زوجها خوشبخت هستند؟"

جلال؟ حمید؟ جواد؟ هادی؟ احمد؟ عباس؟ و یا...(اینها بعضی از دوستانی هستند که بعد از ماه مبارک رمضان ازدواج کردند!!)

بعضی از این زوجها از لحاظ مالی کفایت کافی دارند و بعضی هاشون متوسط و بعضی ها هم با توجه سن و سالشون هنوز در ابتدای راه بودند. اما باز سوال خودم را تکرار می کنم "کدام از این زوجها خوشبخت هستند؟"

بالاخره در انتهایِ تاریک-روشن ذهنم به این جواب رسیدم :

" زوجها تا زمانی خوشبخت هستند که برای ساختن زندگیشان تلاش می کنند."


پ.ن : فرق نمی کند پولدار باشی یا فقیر؛ مهم سعی در ساختن زندگی هست.

پ.ن 2: شاید بعضی از افراد بگویند این که زندگی نیست این سعی برای ساختن یک زندگی است اما من می گویم زندگی همین است و...

پ.ن 3: اینها نظر من است ؛ خوشحال می شوم از نظرات شما بهره مند شوم.

۵  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۱۸
صابر

...به او-همسرتان- تفهیم کنید، نه اینکه دعوا کنید، نه اینکه اوقات تلخی کنید، نه اینکه مثل یک منتقد بداخلاق بنشینید یک کناری هی نق بزنید....


۲  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۳۱
صابر

...معنویت پاسخ مثبت به نیازهای درونی و گرایشهای فطری است. معنویت، پیوند انسان با خدا و عالم باطن است و اصالت را به معنا و متافیزیک دادن. (از دیدگاه رودگر)

۰  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۱۱
صابر

...حال سخن این است که در جهان معاصر که به تعبیر شهید مطهری بحران معنوی بزرگ ترین بحران آن است، چگونه می توان از معنویت سخن راند؟ آیا معنویت بدون خدا امکان پذیر است؟

آندره کنت اسپونویل  سؤال می کند آیا بعد از مرگ خدا، زندگی معنوی ممکن خواهد بود یا آنکه انسان ناچار به نیهیلیسم روی خواهد آورد؟

پ.ن : خدا مرده است؛ همچنین شناخته‌شده به مرگ خداوند جمله مشهور و به شدت نقل قول شده و گاهی بدتفسیر شده فیلسوف آلمانی فریدریش نیچه است.

۳  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۲۵
صابر