خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

بسم الله مهربون

سلام به همه

مطلبی که میخوام بنویسم ربطی به زندگی متاهلی نداره

موضوع برمیگرده به حدود 3 سال پیش که من از صحبت های دوستم مشتاق شناخت  یک شهید شدم و همین اشتیاق باعث شیفتگی و به دنبال اون تغییر تقریبا زیادی تو زندگیم شد که باعث قطع ارتباطم با بعضی دوستای به شدت نزدیکم شد.

اما یکی از اونا بعد از چند ماه از قطع بودن ارتباط پیامک درددل و تنهایی فرستاد؛ منم یه پیام امیدوارکننده جوابشو دادم، کم کم سر حرفو باز کرد و فهمیدم که با یه نامحرمی آبجی داداش بودن و قضیه وقتی به ازدواج کشیده آقا گذاشته رفته!!

از ما دلداری و ازون ابراز دلتنگی و آه و ناله

تا حدود یه هفته بعد که با یکی دیگه که دم از ولایی بودن هم میزده(لعنت به هرچی الکی دم زنهشکلک های یاهو) از توی اینترنت آشنا میشن و ایمیل و چت و اس ام اس و تک زنگ و زنگ(واقعا اینا مراحل رابطشون بودا؛ یعنی فقط شیطون به این زیبایی گام به گام آدمو میکشونه تو باتلاقشکلک های یاهو)

آشنایی میکشه به علاقه و بعد که باز فهمید آقا به یه خواهر دیگه علاقه دارن یاد ما کرد این رفیق شفیق ما!!

ما هم بهش گفتیم: عزیزم؛ دوست گلم من و تو ظاهرمون مذهبیه نه؟ گفت آره؛ گفتم هیچ پسری به یه دختر ظاهرا مذهبی و سربه زیر شماره نمیده؛ شیطون هم کاملا به این موضوع واقفه؛ پس یه طور دیگه واسمون دام پهن میکنه؛ دام صحبت از شهدا با نامحرم؛ دام بحث بر سر ولایت فقیه با نامحرم؛ دام آبجی و داداشی؛ دام ما منظوری نداریم واقعا خواهر و برادریم؛ شیطونم که ساده!!! خیلی از همین آبجی داداشی ها کم کم که رابطشون عمیق شده کارشون به زنا کشیده شده؛ خودشون هم نفهمیدن از کجا خوردن!!!

من نمی دونم کدوم کارخونه ای ازین کلاه های شرعی میدوزه واسه سر رابطه ها؟

آقا گفتن این عبارات همانا و جوش آوردن رفیق ما همانا که به چه حقی به من تهمت میزنی؟ هرچی گفتی خودتی و ... منم گفتم بله اول این حرفا را به خودم میزنم؛ حضرت علی از ترس به گناه نیافتادن؛ به زن نامحرم سلام نمیکرده حالا من کی هستم که مطمئن باشم به گناه نمی افتم و با پسر نامحرم داداش شم و سر مزار شهدا باهاش قرار بذارم(مزار شهدا محل قرارهاشون بوده!!)

جوش آورده بود و تند تند پیام میداد و منم نخونده حذف میکردم؛ بعدشم نامردی نکرد و شماره ی منو داد به آقا پسر محترم؛ اون پسر هم طی چند پیام از خجالت من در اومد!!!

یعنی چه اشکی از من گرفتن اون شب ...

ادامه ی داستان را در قسمت بعد ببینید...


پ.ن : بخوانید این  شبه داستانِ "خواهر برادر معمولی" را!!!!!!

پ.ن 2: بخوانید این تحلیل ساده را "استدراج با دستور پخت قورباغه"

پ.ن 3: عنوان و عکس برگرفته از سریال "سقوط یک فرشته" به کارگردانی "بهرام بهرامیان و حمید بهرامیان" می باشد.

پ.ن 4: متن برگرفته از "اینجا" می باشید می توانید ادامه ی داستان را در وبلاگ نویسنده اش بخوانید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۱
صابر

نجوا  (۱۲)

وبسایت شگفت انگیزی که اینجا دارید، اما اگر گفتید که از موضوعاتی که در مورد این موضوع بحث شده بود، کنجکاو بودم، کنجکاو بودم.
من واقعا دوست دارم که بخشی از گروه باشم
من می توانم پاسخ هایی را از دیگر افراد متخصص که دارای منافع مشابه هستند، دریافت کنم.
اگر شما هر گونه توصیه، لطفا اجازه دهید من می دانم.

به سلامتی!
۰۹ دی ۹۴ ، ۱۰:۱۷ روز بلاگ
آقا خیییییییییلی حق
و خییییییییییلی حرف دیگه در این مورد هست........
پاسخ:
سلام

حرف بسیار است ...
۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۳۲ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
حق...
حق...

از امام حسین(ع) داریم حدیثی که می فرمایند:
(به مضمون)
هرکس از راه غلط هدفی را دنبال کند زودتر پشیمان می شود و به آرزویش نمی رسد.
پاسخ:
سلام

حق 

حق
خخخ..بله





لایک به آویزون..
پاسخ:
سلام


بله ، کاملا درست فرمودند ، آویزون
کاش حواسمون به خطوات شیطان باشه
پاسخ:
سلام

وب خوبی دارید

موفق باشید

"باشد تا رستگار شویم"
۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۳ آبجی خانوم
سلام بر شما

حرفی جز سکوت ندارم ...
پاسخ:
سلام

"باشد تا رستگار شویم"
راستی چرا خصوصی؟
نفهمیدم...
پاسخ:
سلام

آخه ربطی به موضوع نداشت.
چه آشناست این داستان!
اِ.....

پاسخ:
کدوم داستان


منبع آخر متن ذکر شده است

شاید اونجا خوانده باشید.
سلام
واقعاً جای تأسف داره! از شهدا خجالت نمی‌کشیدن؟!
چی بگم والا...

ممنون از پست خوبتون
در پناه حق
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون


نمی دونم چی بگم...
نمی دونم چه کسی را دارند گول می زنند..

"باشد تا رستگار شویم"
...!
سکوت!
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"
در ضمن این نکته خیلی مهمه چون زیاد دیدم: نامحرم مجرد و متاهلی نداره.نباید گول تاهل رو خورد و راحت داداش صدا کرد به این بهانه که طرف هم مومن و مذهبیه و هم متاهله.مردها همه میل به تعدد دارند و زن ها همه میل به دلبری.
شیطان هم همیشه در صحنه.ممکنه این رابطه داداش و آبجی سالها طول بکشه ولی آخرش ...
پاسخ:
سلام

دقیقا درست می فرمایید.

آدم باید باید تکلیفش با خودش روشن باشه....

دیگه این قرتی بازی نداره که....

هنوز هم روی این نکته تاکید می کنم 

"طوری زندگی کن و با افراد ارتباط داشته باش که بتونی بعدها گوشی و لپ تاپ و ... را به همسرت بدهی .."

پیغمبرزاده ام باشه نامحرمه.آخرش کار به علاقه میکشه.تجربیات فراوانی در دست است...
پاسخ:
سلام

کاش از اول به آخرش فکر می کردیم.

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">