خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

سلام

امروز می خواستم در مورد جایگاه حضرت علی علیه السلام و غدیر بنویسم اما اینقدر مطلب عقلی و نقلی از منایع شیعه، سنی و حتی غیر مسلمان زیاد بود که گیج شدم...


متن زیر را به عنوان پیام عید غدیر برای دوستان و آشنایان ارسال کردم :


بی گمان فلسفه عید قربان

سر بریدن نیست

دل بریدن است

دل بریدن از هر چیزی که به آن تعلق داری. 

اگر توانستی قربانی کنی

 آنگاه در غدیر عاشق خواهی شد.

عید غدیر مبارک -در پناه ابوتراب


پ.ن 1: یک تجربه : وقتی یه پیامک را برای درست کردید (حالا یا خلق کردن یا اسمبل کردن) سریع برای همه ارسال کنید، برای تعدادی از دوستان ارسال کردم و یه وقفه 4 ساعته افتاد تا بقیه را ارسال کنم دیدم تعداد از افراد همون پیامک خودم را برام ارسال کردند.


۲  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۲۳
صابر

سلام

در پست قبلی سوالی مطرح کردم [اینجا] و خودم هم دنبال پاسخش بودم تا اینکه امروز "استاد شایق" را دیدم و ازشون سوال کردم و ایشون هم با همون مهربونی و طمانینه همیشگیشون پاسخ دادند پاسخی که حال من را دگرگون کرد:

واژه "رب" دو قاعده مهم داره :

1- مالکیت

2- کمال

یعنی خداوند به عنوان مربی انسان ها این دو ویژگی را داره، هم مالک انسان هست و هم انسان را به کمال خواهند رساند و توضیحاتی دادند و در آخر یک مثل زدند که خیلی درک بحث را آسون تر می کنه :

وقتی ما دعاهامون را با رب شروع می کنیم داریم به می گوییم که خدایا تا مالک ما هستی و مسئول کمال ما پس این دعا را اجابت کن مثل این می مونه که یه بچه باباش بگه : " بابایی! تو که بابای من هستی و من را خیلی دوست داری و هوای من را داری و من برات مهم هستم و می خوای رشد کنم فلان کار را برام انجام بده"

خیلی حس شیرینی هست، یه حس فوق العاده، یه حس بی نظیر (قبلا هم اشاره کرده بودم در "اینجا" و"اینجا" و "اینجا")

پ.ن : " نکته صد و چهل وسوم : اول خداوند یادی از بنده اش کرده"

پ.ن 2: " نکته دویست و پنجاه و هفت : خدااااااااا [بندگانِ من]"

پ.ن 3: " نکته دویست و پنجاه و ششم : خداااااااا [غریبِ قریب]"

پ.ن 4: " نکته دویست و شصت و چهارم : خدااااااااااا [خدایا مواظبت هستم...]"

" نکته سیصد و سی و هفت : خدااااااااااااااا [نقطه ی ثقل]

پ.ن  5

۰  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۱۵
صابر

سلام


همیشه بزرگترین وصل ها در کنار بزرگترین جدایی ها هست.


دیدی می گن طرف از همه چیزش دل برید و رفت و شهید شد....

۰  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۳
صابر

سلام


توی خیلی از دعا از کلمه "رب" استفاده می کنیم


می دونید چرا؟


اصلا معنیش چی هست؟ چرا اکثرا برای دعاها از "ربنا" استفاده می کنیم و نمی گوییم "الهی" و...

۲  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۴۳
صابر

سلام

پارسال که همراه خانواده رفته بودیم زیارت امام رضا علیه السلام، بعدش رفتیم شمال ( برای ما یزدی ها شما یک معجزه تلقی میشه!) آخرای سفر بود که اقدام به خرید چای ارگانیک و اصیل لاهیجان کردیم و دو بسته یک کیلویی خریدیم (یکی برای خانواده خودمون یکی هم برای خانواده خواهر بزرگی). چایی خوبی بودند البته فقط برای یکبار خوردن! هر وقت توی خونه دم می کردیم اون را به عنوان دمنوش حساب می کردند و بعد می گفتند حالا یه چایی تازه دم "خودمونی" بیارید بخوریم!!!!

 

به این فکر می کردم که چی شده چای اصیل ایرانی شده "دمنوش" و چای هندی و سیلانی شده چایِ "خودمونی" ؛ بعد یاد این صحبت کارشناس تغذیه افتادم که می گفت : " ذائقه ما ایرانی را عوض کردند، ذائقه ما از خورشت و سوپ و کوکو شده پیتزا و برنج هندی و ..." احتمالا چای هم شامل این قضیه شده است! البته لازم به ذکر هست که هر دوبسته را خودم خوردم و با افتخار می تونم اعلام کنم که ذائقه ام را تا حدودی "درست" کردم.

پ.ن : البته هیچ چیز نمی تونه جای "چایِ قلب پهلوی خاتون" را بگیرد.(لینک)

 

سوال : فرض کنید شما هیچ محدودیتی (مالی، قانونی، عرفی و حتی شرعی) ندارید، آنوقت مراسم عروسی خودتون را چجوری برگزار می کردید؟ (کجا باشه؟ چجوری باشه؟ شام چی باشه؟ چه ماشینی سوار باشید؟ آرایشتون چی باشه؟ توی هتل باشه یا باغ؟ چند نفر دعوت باشند؟ و....)

خواهش: نظرات خودتون را بیان کنید و از دوستانتون هم بخواهید بیان اینجا و در مورد "مراسم" آرزوی مراسم عروسیشون توضیح بدهند.


بخوانید : در چشم پیامبر (لینک)

۹  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۰
صابر

سلام

سید گفت : " مطمئن باشید اگر قرار برقصاص باشه، من از همه ی شما در این موضوع قوی تر تر هستم."


پ.ن : شبکه یک، اسم سریال یادم نیست، تکرارش مربوط به ساعت ۱۵ بود.

۴  نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۱۶
صابر

سلام

گاهی بچه مذهبی ها دچار عجب می شوند

 به نظرم بهتره خیلی دقیق به جمله زیر فکر کنند:

" عبودیت یعنی کار اهم را انجام دهیم نه کار مهم را ! "

پ.ن : حقیر خودم را بچه مذهبی نمی دونم.

پ. ن2: "باشد تا رستگار شویم"

۰  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۱۴
صابر

چند روز پیش یه سریال داشت از شبکه یک پخش می شد، داستان فیلم این بود که یه خانم پولدار یه پسر نوجوان زباله جمع کن را در تهران را سوار می کنه و کمکش می کنه و رستوران میبرتش و براش لباس می خره و .... [چیزی که من فهمیدم]  بعد یه جایی پسره را توی ماشین بنز تنها می ذاره تا بره از عابر بانک پول بگیره اما پسره ماشین را برمیداره و میره، قسمت بعدش را ندیدم که ببینم دقیقا چی میشه اما یه نکته به ذهنم رسید.

اگر اون پسر نوجون رانندگی بلد نبود احتمالا داستان به خوبی تموم می شد اما پسره ماشین بردن بلد بود و ماشین را برد  یا به عبارت رایج ماشین را دزدید !

 

سوال : چقدر از گناهانی که انجام نمی دهیم و با افتخار بیانش می کنیم مربوط می شود به اینکه "توانایی" انجام گناه را نداریم؟ یا به قول بزرگان ، به این فعل مورد ابتلا و آزمایش قرار نگرفتیم!

پ.ن : همه امتحان می شویم و بر اساس اون امتحان هم هست که قضاوت خواهیم شد، پس دیگران را به خاطر امتحاناتشون و ...


۲  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۱۰
صابر