خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

نکته دویست و شصت و هشتم : مبارزه با زندگی های نابود شده

چهارشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۰۰ ق.ظ

زندگی بعضی ها دچار ویرانی و نابودی شده. خودشان خیال می کنند زندگی خوبی دارند. چرا که هیچ وقت شهامت لازم برای بررسی زندگی شان را ندارند. فکر می کنند همین که عمرشان در حال سپری شدن و امورات شان در حال گذران است، زندگی جریان دارد. نظافتشان را به موقع رعایت می کنند. نوبت به نوبت حمام می روند، ماشین لباس شویی و ظرف شویی شان هر روز کار می کند، مسواک شبانه شان ترک نمی شود. از طریق موبایل با جهان فناوری عقد اخوت بسته اند، هر روز حساب های بانکی شان را چک می کنند و هر شب بین کانال های تلویزیون و ماهواره می دوند و جست و خیز می کنند. پس گمان می کنند زندگی جریان دارد. اما آن ها هیچ وقت نتوانسته اند فرق آرامش را با آسایش متوجه شوند.

 اما اگر با شجاعت برای لحظه ای با حقیقت زندگی شان رو در رو شوند باور خواهند کرد این زندگی، دوست داشتنی نیست. آن ها در زندگی تنها هستند. معنویت و عطر خدا در زندگی شان حضور ندارد. فرصت خلوت و فکر کردن به خود و دیگران را از دست داده اند. همیشه دلهره و استرس دارند. مدام در حال دویدن به سمت ناکجاآبادی هستند که خودشان هم نمی دانند کجاست. همیشه عجله دارند. گاه و بیگاه پژمرده و افسرده می شوند. هیچ وقت نمی توانند به دیگران اعتماد کنند. همیشه نسبت به دیگران احساس عقب افتادگی دارند. به همه چیز و همه کس بی تفاوف هستند. مسائل جدی را شوخی می گیرند و روی شوخی های زندگی حساب ویژه باز می کنند. هدایت زندگی در اختیار آن ها نیست. درست مثل ماشینی که در مسیر سقوط به دره، فرمانش قفل کرده و ترمز نمی گیرد. ارزش ها برای آن ها رنگ باخته. دیگر از ایثار و انفاق و وقت گذاشتن برای مردم لذت نمی برند. آن را کاری زائد و بی خاصیت و مخالف عقل می دانند. آن چنان بی رمق جاده زندگی را طی می کنند که بقیه را هم به هراس و وادادگی می کشانند. پشت برخی آیین ها و رفتارهای مدرن سنگر می گیرند تا پوچ بودن زندگی شان را پنهان کنند. از طبیعت هیچ چیز نمی فهمند. نه صبح علی الطلوع دارند و نه نیمه شب آرام. اینگونه زندگی کردن ویروسی است مسری که می تواند بقیه اجتماع را هم فلج کند .

مقابله کردن با این سبک زندگی باید در دستور کار همه مردم باشد. باید با این زندگی مبارزه کرد .

برگرفته از سایت " به بهانه ی فرهنگ " استاد ارجمند جناب آقای"سیدمهدی سیدی"

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۰۲
صابر

سید

معنویت

نجوا  (۸)

سلام
خدا را شکر زندگی را دوست دارم هنوز.
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتان
۰۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۱:۳۸ یاس بی نشان *سلام بر حضرت مادر*
سلام
سپاس از مطلب زیبا تون

دعوتید به مطلب تحلیلی از فضای مجازی

در پناه حضرت مادر
پاسخ:
سلام

ان شالله در یکی از پست ها به صورت مبسوط به این موضوع پرداخته خواهد شد

laptopam moshkel dare 

bartaraf shod HATMAN

farsi nazar mizarm

b bozorgitan bebekhshid 

پاسخ:
سلام بزرگوار

ان شالله حال لپ تاپتون هرچه زودتر خوب بشود.
سلام

خواهر پاک باخته ی عزیز به نکته ی بسیار کلیدی و مهمی اشاره کردند که اتفاقا این روزا بدجوری تو کلاس مسیحیت مون هم بهش پرداخته شده...(به زودی درموردش یه پست می ذارم تو وبلاگم)
ریشه ی دین اعتقادات اصلی(ینی همون 5 تا اصول دین) اونه که بیشتر مردم ما توش می لنگن ولی متاسفانه کسی حواسش نیس و همه دارن سعی می کنن رو ظاهر دین و اخلاقیات کار کنن!!
ما به عنوان مادران آینده باید حواسمون باشه که بچه هامون رو طوری تربیت کنیم که اصول دین رو خوبِ خوب بفهمن...


پاسخ:
سلام

مهم این هست که در مسیر باشیم 

salam

khoda kheyretun bede

niyaze mobram dashtam b hamchin matlabi

 

پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

جسارتا صفحه کلید شما فارسی نمیشه؟
سلام

تلخ بود...
و تامل برانگیز
پاسخ:
سلام

صد در صد

شما را توصیه می کنم به مرور مطالب جناب آقای سیدی ( لینک در انتهای مطلب قرار داده شده است)
سلام
شکستن قوانین پوچ پیرامون مون کار سختی شده
ایمان می خواد و اعتقاد
نه لزوما ایمان و اعتقادی که از منظر دین باشه
ایمان و اعتقاد به راه.
آدمای نسل ما
و
خصوصا نسل جدید
(نمی دونم شاید قدیم ها هم این طور بوده)
تو آماج طرق گیر کردن.
این عدم اطمینان باعث میشه تا به هر روشی که حبابش بزرگتره زندگی کنن.
چمران رو ببینید
چی میبینه که هر چیزی رو تو نظرش فنا شدنی جلوه میده؟؟؟
به نظرم 
روحانیون ما دوباره باید به فکر بیفتن
و
یه دوره های آموزشی عقاید راه بندازن.
مثه بچه کلاس اولی ها باید بشینیم پای دینمون.
هنوز که هنوزه بچه حزب اللهی هامون هم از دین عقبند
و
گاها نا آگاه.
مثلا همین یه مسئله رو در نظر بگیرید:
الان بانک ها با این سیستم ربا خواری شون چقدر جامعه رو متشنج کردن
مستقیم و غیر مستقیم؟؟؟
به نظرتون اگه مردم اعتقاد داشتن،
قرض الحسنه مال رو چند برابر میکنه؛
آیا میذاشتن کسی بره بانک
یا
خودشون بهش قرض می دادن؟؟؟
به نظرم یکی از علل گرایش نداشتن مردم ما
به سبک زندگی اسلامی
به نیکی ها
آگاه نبودن از اون ها و برکاتشونه
و
بدتر از اون اعتقاد ضعیف داشتن
پس به هر طریقی چنگ می زنن
پس به زندگی پوشالی می رسن
پس برکت نداره زندگی هاشون
پس پوچ میبینن زندگی رو
و
هر کاری می کنن برای برنده شدن.
که این برندگی براشون به بهای درنده شدنشون آب می خوره.
پس آرامش از زندگی شون میره.

ان شاء الله که منظورم رو رسونده باشم.
التماس دعا
یاعلی
پاسخ:
سلام

ان شالله در فرصت مناسب راجع به مطالبی که فرمودید بحث مفصلی خواهم داشت.
۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۱:۰۶ فاطمه السادات
بسیار زیبا بود
ساده و روان و ملموس!
با تشکر
پاسخ:
سلام

خدا به زندگی و قلم نویسنده اش برکت دهد.

ان شالله

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">