خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

۷ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

سلام

امسال سخنران یک مثال ساده از "دنیا" زد که درک واقعیت دنیا را خیلی آسان به نمایش می گذاره :

" دنیا مثل دریا می مونه و انسان مثل کشتی

تا وقتی کشتی بر روی دنیا سوار هست

 می تونه با توجه به ظرفیتش سنگین ترین بارها را حمل کنه

اما وای به روزی که آب دریا به این کشتی نفود کنه

 آنوقت هست که بزرگترین کشتی ها هم غرق می شوند."

۲  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۵ ، ۲۲:۱۳
صابر
۵  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۵ ، ۱۶:۲۱
صابر

سلام


توکل به معنای واقعی دارای دو بال [مشخصه بارز] هست که اگر این دوبال باهم و هماهنگ نباشند امکان پرواز وجود نداره و "توکل" نمی تونه انسان را به خدا برسونه

این دو عامل عبارتند از : 1- رضا 2- حرکت


"رضا" به معنای رضایت قلبی داشتن و آرامش درونی 

"حرکت" به معنای تلاش در مسیر رشد


به زیان عامیانه خودمون اگه خواسته باشیم بیان کنیم میشود : 

" فردی که توکل داره فردی هست که خیلی پرتلاش هست و خیلی هم آروم و باطمانینه هست"


حالا شما می تونید سایر یک ویژگی های یک فرد متوکل را از دو شاخصه "رضا" و "حرکت" استخراج کنید مثل :

عزت نفس، شاد بودن، محبت داشتن، عدم وابستگی به دنیا و ....


پ.ن : یه چیزی که حقیر از دین یاد گرفتم و اون را به عنوان اصل برای محک زدن سایر فرعیات استفاده می کنم اصل "حرکت" هست، یعنی اگه احکام دین موجب حرکت آگاهانه بنده در سطح فردی و اجتماع شود این حکم درسته اما اگه ما را تشویق کرد به گوشیه نشینی و عزلت و ... یا ما داریم حکم را اشتباه اجرا می کنیم یا حکم خوب برای ما بیان نشده یا حتی حکم اشتباه هست

مثلا این همه قرآن، ائمه و صالحین به تفکر، چله نشینی و ... سفارش می کنند اگه این تفکر به حرکتی در طی سبیل منجر شد معلوم میشه این تفکر اثر داشته اما اگه ما را گوشه نشین کرد معلوم میشه ما خوب فکر نکردیم، چله نشینی مون اشکال داشته 


پ.ن 2: همیشه "حرکت" به معنای حرکت فیزیکی نیست گاهی حرکت به معنای "سکوت" هست مثال این مورد را می تونید در حرکت ائمه معصومین ملاحضه فرمایید.


پ.ن 3: و اما بصیریت ....


پ.ن 4: سطور فوق بر اساس تفکر، مطالعه و سوال حقیر از اساتید نوشته شده است و ممکن هست ناکامل باشه، خوشحال می شوم حقیر را در این راه راهنمایی کنید

۱  نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۵ ، ۲۰:۲۷
صابر

شب سوم

مسجد ارگ

حاج منصور ارضی

یه مصرع از شعرشون دیوانه کننده بود:


" زهرا (س) تمام ما را به اسم می شناسد ..."

۱  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۲۲:۱۵
صابر

سلام

چند روز هست که بسیار ناراحتم، یه جورایی غمگینم و دل آزارده

وقتی علت غمم را بررسی کردم دیدم "دلبستگی" دارم

یعنی به چیزهایی دلبسته بودم اما چون بهش نرسیدم

غمگین شدم، سرخورده شدم و ...


بعد نشستم فکر کردم که ای خدا

من باید چیکار کنم که غمگین نشوم

به ای نتیجه رسیدم که باید "دلبسته" نشوم!

یعنی تعلق خاطر نداشته باشم


بعد بیشتر که فکر کردم 

دیدم امکان پذیر نیست

آدم ها ذاتا به دنبال یک شرایط امن و ثابت (STABLE) می گردند

مثلا اگه به شما بگویند یه خونه 70 متری می تونی داشته باشی یا یه خونه 140 متری اجاره ای؟

طبیعا اکثر افراد خونه 70 متری که برای خودشون باشه را انتخاب می کنند

یا حتی اینکه شما به همسر، والدین، فرزندان و ... "دلبستگی" دارید

و ...


خوب به نظرتون چیکار باید کرد؟

"دلبستگی" نداشتن یا سخته یا غیر ممکن و یا ...

۷  نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۵ ، ۱۹:۰۵
صابر

سلام

امروز توی ماشین نشسته بودم ناخودآگاه شروع کردم به زمزمه دعای " یاعلی یاعظیم ..." و چشمانم خیس شد

دلم گرفت ، حسرت ماه رمضانی که گذشت به دلم مونده، خیلی بیشتر می تونستم استفاده کنم خیلی بیشتر ..


وقتی پارسال از سفر 15 روزه "پیاده روی اربعین" برگشتیم همین حس را داشتم

سال 93 وقتی عاشورا کربلا بودیم و بعد که داشتیم برمی گشتیم همین حس را داشتم

اردیبهشت سال 92 وقتی برای آخرین بار می خواستیم در مسجد الحرام طواف کنیم همین حس را داشتم

بی اختیار اشک می ریختیم، نمی خواستیم جدا بشیم، حس خوبی داشتیم یه حسی که نمیشه بیان کرد


و حسرت استفاده نکردن از زمان هایی که از دست رفت ...


دوستان، امشب شب اول محرم هست

آخر محرم نشه و ما هیچ تغییری نکرده باشیم!

آخر محرم نشه و دلمون همون دل پرگناه سابق باشه!


هنوز وقت هست، بیاید شروع کنیم

برای شروع و اذن گرفتن هیچ کس بهتر و مهربان تر از حضرت مادر سلام الله علیها نیست ....


بیاید برای همدیگه دعا کنیم تا عاقبت به خیر بشیم

تا همیشه نوکر اهل البیت بمونیم

تا رستگار شویم ...

۳  نجوا موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۵ ، ۱۹:۱۵
صابر

 

 

غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی

 

با من به «جمع» مردم تنها خوش آمدی

 

 

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

 

می بینمت... برای تماشا خوش آمدی

 

 

راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست

 

ای من به آخرین شب دنیا خوش آمدی

 

 

پایان ماجرای دل و عشق، روشن است

 

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

 

 

با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود

 

منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

 

 

ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر

 

دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

 

 

فاضل نظری

 

۱  نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۵
صابر