خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

سلام

برای این که بدونی " چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم!"

باید " پیلاتس" بلد باشیم

بخوانید حکایت زیر را که برگرفته از سایت "ورود هرگونه دغدغه، ممنوع!!"  می باشد.

دختره داره تو مهمونی برا من و یکی دیگه از مهمونا تعریف می کنه:

"آره دیگه... رفتم پیش فلان کارشناس مشهور، گفت تو اندامت طوریه که باید اول پیلاتس کار کنی به مدت یک سال و سه ماه تا بدنت آماده ی لاغری بشه(من و اون یکی مهمون، یهو: چی چی کنی؟!!! O_o)، بعد بری با انجام یوگا و اروبیک و بدسازی و ... به طور موضعی لاغر کنی و برای فیت شدن کامل و تثبیت اون باید بری به ..."

...

خدای من!

برای صرفاً- ابعاد یه جسم محدود که قراره چندی بعد بره تو خاک و خوراک کرم ها و باکتری ها بشه، اینطور دقیق برنامه ریزی می کنیم ولی برای دینمون و یاد گرفتنش و فهمیدنش هیچ برنامه ای نمی ریزیم و از مراقبه و محاسبه و مشارطه هیچی نمی دونیم و حتی لحظه ای دغدغه ی اینو نداریم که گناه های موضعی مونو روش کار کنیم که برطرف شن، چه برسه بخواییم بهشون فک کنیم و برای رفعشون برنامه ریزی کنیم!! حواسمون به بدنسازی هست، ولی روح سازی اصن what’s that؟!!!

خیلی غصه می خورم... خیلی... از خودم... از عمری که رفت بی حاصل...http://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif

بعد از رفتن به کلاس های مسیحیت تو شش ماهی که گذشت، حقیقتاً دانستم که هیچ نمی دانم!

من 25 ساله م شده و هنوز از دینم هیچی نمی دونم... و روز به روز به جهل خودم بیش از پیش پی می برم... جهلی که خطرناکه... جهلی که به نظرم خدا حق داره از من فردای قیامت بازخواست کنه که چرا این جهل ها رو در دینم برطرف نکردم؟!http://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif

مگه میشه من برای همه ی شئون زندگی م-از علم و تحصیل و شغل و خونه و کار فرهنگی و ورزش و نرمش و هنر و مسافرت و ...- برنامه داشته باشم، ولی برا فهم دینم هیچ برنامه ای تو زندگی م نداشته باشم و همینجوری همه چیو دیمی از مامان و مسجد و منبر و کتاب دینی و تلویزیون و سخنرانی های متفرقه گرفته باشم؟!

منی که نمی دونم چند سال یا ماه یا روز یا ساعت و یا حتی ثانیه ی دیگه زنده م، چطور جرأت می کنم برای همه ی ابعاد زندگی مادی م برنامه بریزیم و حتی براشون سرمایه گذاری کنم ولی برای فهم دینم و اجرای اون و رسیدن به هدف اصلی زندگی-که اساساً به خاطرش آفریده شدم- کوچیکترین دغدغه ای نداشته باشم و این موضوع حتی جزء موارد آخر لیست برنامه های زندگی م هم نباشه و اساساً بهش فکر هم نکنم و ابداً در موردش نگران هم نیستم و در یک کلام، خیلی راحت و ریلکس دارم می چَرم...!

خیلی خیلی ببخشید برف دونه جان! ولی آیا حضرت عزرائیل، با تو هماهنگ کرده ن و تایم ست کرده ن که کی تشریف بیارن خدمت شما؟!!!http://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/22.gif

...

دختره: ... آره دیگه، خلاصه اینجوری... میگم شماها نمی خواین برین پیلاتس؟! خیلی برای هماهنگی مغز و اندام ها خوبه ها...  انسان رو متعادل می کنه... خیلی توصیه شده و تو دنیا حرف اول رو می زنه...

من [تو دلم]: چرا، اتفاقاً منم به شدت نیاز به پیلاتس دارم... باید متعادل بشم... دنیام اینقد بزرگ شده که آخرتم توش گمه... تعادل نداره... باید درستش کنم... روحم می لنگه... باید روح سازی کنم... خیل توصیه شده... و تو آخرت حرف اول رو می زنه... باید بخش های خوب روحمو تقویت کنم و بخش های ناجورشو تقلیل بدم که خوش اندام بشه... باید بین عقلم و هوای نفسم تعادل ایجاد کنم... همچنین بین دنیا و آخرتم... بین مطالعات دنیایی و مطالعات دینی م... بین خواسته های دنیایی و خواسته های معنوی م... باید به فکر گناه های موضعی م، به خصوص اونایی که عادت شده ن، باشم... باید حسابی فیت شم... زیاد وقت ندارم...

 

حاصـل یک عمـر، پیش چشمـمان بر باد رفت

چون کسی که رکعت آخر بفهمد بی وضوست

 

نجوا  (۱)

ای بابا گیر دادین به آدمای چاقا دی
خو نرمالش اینه که به هر دو توجه بشه ولی خب ظواهر و جسم بیشتر مورد توجه می باشد
پاسخ:
سلام

صحبت شما از یه جهاتی کاملا درست می باشد.

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">