خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

نکته 424: تکرار نمیشه!

يكشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۵ ب.ظ

سلام

امروز توی ماشین نشسته بودم ناخودآگاه شروع کردم به زمزمه دعای " یاعلی یاعظیم ..." و چشمانم خیس شد

دلم گرفت ، حسرت ماه رمضانی که گذشت به دلم مونده، خیلی بیشتر می تونستم استفاده کنم خیلی بیشتر ..


وقتی پارسال از سفر 15 روزه "پیاده روی اربعین" برگشتیم همین حس را داشتم

سال 93 وقتی عاشورا کربلا بودیم و بعد که داشتیم برمی گشتیم همین حس را داشتم

اردیبهشت سال 92 وقتی برای آخرین بار می خواستیم در مسجد الحرام طواف کنیم همین حس را داشتم

بی اختیار اشک می ریختیم، نمی خواستیم جدا بشیم، حس خوبی داشتیم یه حسی که نمیشه بیان کرد


و حسرت استفاده نکردن از زمان هایی که از دست رفت ...


دوستان، امشب شب اول محرم هست

آخر محرم نشه و ما هیچ تغییری نکرده باشیم!

آخر محرم نشه و دلمون همون دل پرگناه سابق باشه!


هنوز وقت هست، بیاید شروع کنیم

برای شروع و اذن گرفتن هیچ کس بهتر و مهربان تر از حضرت مادر سلام الله علیها نیست ....


بیاید برای همدیگه دعا کنیم تا عاقبت به خیر بشیم

تا همیشه نوکر اهل البیت بمونیم

تا رستگار شویم ...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۱
صابر

نجوا  (۳)

۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۲:۰۶ نجمه خانم
ببینید من منظورم این بود که اشک حسرت تموم شدن رو داشتید و اینکه کاش از زمان بهتر استفاده می کردید درسته؟ میگم زیارتتون وقتی زیارت خوبیه این حس رو دارید 
البته من با زیارت خودم مقایسه می کنم و میگم 
من اون اشک حسرت رو هرگز نداشتم چون درک نکردم چون خوب زیارت نکردم 
نمیدونم 
قیاس این دوتا ، تا چه حد درسته

خیلی التماس دعا
پاسخ:
سلام

شما هم "اشک حسرت" دارید
متن نظرتون را که می خونیم متوجه می شویم
که شما هم هنوز حسرت در دل دارید.
به قول امام صادقی ها: بی بی سلام... محرم شروع شده...


اذن عزاداری پسر رو از مادر می گیریم...


التماس دعا
پاسخ:
سلام

حق 

" باشد تا رستگار شویم"
۱۲ مهر ۹۵ ، ۱۰:۲۵ نجمه خانم
سلام

می دونید به نظرم اون گریه ای که آخر اون مهمانی ها نصیبتون میشده حسرت نبوده 
عین کادوی ائمه بوده که قبول کرده بودند 
مطمئنم 
چون اگه به درک نرسی به اون احساس و اون اشک هم نمی رسی 
من یاداربعینی که رفتم افتادم هرررگز مبتلای اشک نشدم :(

و خوش به حالتون که مکه رفتید 

پاسخ:
سلام

ممنون از تحلیلتون و البته با نتیجه گیریتون مخالفم

التماس دعا

" باشد تا رستگار شویم"

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">