خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

سلام

شما را دعوت می کنم به خواندن "من و دغدغه هایم"  از " این روزهایم" که در وبلاگ "ستاره ی قریب" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...

 

خوش به حال آدمهای بی دغدغه

آدمهایی که هیچ حس مسئولیتی نسبت به خود و اطراف ومافیها ندارند

برخلاف آنهایی که راحت وآسوده شبها سر بر بالین میگذارند، من  شبها که سکوت تمام شهر را فرا میگیرد ،دغدغه هایم رامرور میکنم

امروز چه کردم، دل کسی را آزردم یا نه، برنامه هایم به همان خوبی که فکر میکردم پیش رفت یا نه؟

مادرانه هایم، همسرانه هایم، دوستانه هایم چطور بود؟؟

توانستم به آنها اطمینان بدهم که کنج دلم جایشان امن است؟؟

فردا چطور؟

فردا باید خوب باشم خوب تر از امروز، حتی اگر سنگهای بزرگ مسیرم را سد کند

فردا باید بیشتر از امروز تلاش کنم که علی علیه السلام فرمود: اگر امروزتان وفردایتان یکی باشد خسران زده اید

باید وقتی بعدازساعتها درس وبحث ، به خانه که برمیگردم، تکالیف دخترم را مرور کنم. مبادا خستگیهایم چهره ام را درهم کرده باشد که باید جبران زمان نبودم را بکنم

باید لبخند میهمان همیشگی لبهایم باشد ، مبادا همسرم از خستگیهایم بویی ببرد وآزرده خاطر شود

باید حوصله بازی با پسرم را داشته باشم ،مبادا حس کند چیزهای دیگری جای اورا در قلبم کمرنگ  کرده است

باید برنامه داشتم برای مدیریت خانه مادرم، مدیریت مالی خانه اش، مدیریت حوصله مادر و بقیه..

مبادا داروهایش تمام شود، مبادا بیماری اش ناامیدش کرده باشد، مبادا  نیمه های شب بارانی شود چشمهای سبز زیبایش

باید حواسم به خستگیهای خواهرها وبرادرهایم باشد، وآرامشان کنم و بگویم این خدمت شما به مادر اجل هر واجب ومستحبی است،گرچه همگی اهل عملند وآگاه

اما روزگارشان که تلخ میشود کم می آورند مثل من ؛ که باید کسی باشد که شارژشان کند وآنها من را دارند ومن فقط خدا

باید حواسم به همکلاسی ام باشد که اوآدم معلوم الحالی است وحالا که با من تند حرف زده مبادا صریح پاسخش رابدهم که رنجیده شود از مذهبیها

باید احتیاط کنم وقتی که استاد همه حواسش به من است که او دیدگاه متفاوتی به مذهبیها دارد باید با تدبیر عمل کنم

باید حواسم به دوستانم باشد که آنها توقع دارند جویای احوالشان باشم ،دوست دارند مهمان خانه ام باشند

مسافرتها باید سرجای قبلشان باشند

وهیات، جزء لاینفک زندگی ام

نبایدآب در دل کسی تکان بخورد

به خودم مربوط است که چقدر مشغله دارم

هیچ کس مسئول دغدغه های من نیست

هیچ کس توقع ندارد کم بیاورم ،باید محکم باشم وسخت

بایدهمه لطافتهای زنانه ام را داشته باشم ومردانه عمل کنم

باید بیشترازقبل حواسم به آسمان باشد، به همانکه بصیربالعباداست وازرگ گردن به من نزدیکتر

باید دائم به خودم یادآوری کنم یدالله فوق ایدیهم

که جز او یاریگری نیست

تا اوهست لاخوف علیهم ولاهم یحزنون

تا نوراو در جهان قلبم تلالو دارد جای غمی نیست

واینها تنها سرسوزنی بود ازدغدغه های شبانه روزم

که من میمیرم برای این دل مشغولیها

همینها که مرا از زمین می کند و پل ارتباطم است باعالم بالا

گاهی با خودم فکر میکنم بهای بهشت چیست؟

آنکه ازلذائذ دنیا میگذرد، لذتهای بهشتی برای اوچه معنایی دارد که یادم می آید

رضی الله عنه ورضوا عنه

نهایت خوشبختی است رضای پروردگار

 

صفحه ام که پرمیشود،

قلمم مینویسد:

بیچاره آدمهای بی دغدغه

 

نجوا  (۳)

"باید حواسم به همکلاسی ام باشد که اوآدم معلوم الحالی است وحالا که با من تند حرف زده مبادا صریح پاسخش رابدهم که رنجیده شود از مذهبیها..."

من خیلی به این موضوع فکر میکنم... 
مخصوصا به این که حالا که چادر سرمه یکاری نکنم بچه ها از چادریا چیز بدی تو ذهنشون بمونه!
+لقد خلقنا الانسان فی کبد
ما دنیا اومدیم تا پدرمون درآد...
پاسخ:
سلام

خوب و درست زندگی کردن خودش بالاترین و نرم ترین امر به معروف و نهی از منکر است


چقد قشنگ بود :)
پاسخ:
سلام

از یه خواهر شهید همین انتظار هم هست
۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۳۲ مهندس بهشت
دلم نمیخواد از اینا بخونم می برتم به فکر و اینو نمیخوام
پاسخ:
سلام

به نظر من یه حس بزرگ شدن داره

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">