خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

سلام

شما را دعوت می کنم به خواندن "یک روز عادی" از "این روزهایم" که در وبلاگ "ستاره ی قریب" خواندم و با اجازه نشرش می دهم. پس همین الآن تشریف ببرید ادامه مطلب...


وقتی زمین وزمان دست به دست هم میدهند تا سخت امتحان شوی وهرآنچه ممکن است درطول یکسال یکباربرای هرانسانی رخ بدهدبرای تو یکجا نازل میشود وتو حواست هست که سر این امتحان فقط تویی ومراقب "خدا "

 

وچه شیرین که تنهایک نفر محرم دلواژه های توست

 وتو دوست داری مثل هندسه مناظر،ازاین امتحان هم نمره ی توپ بگیری ومیکشی خودت را که قدرکفایت دهان بازکنی

وتنهاراه خودسازی ،روی سایلنت رفتن است ونجوا با یکتای بی همتا...

تفاوت آدمها در ظهورشان است

یعنی هرکه، هرچه در وجود دارد تراوش میدهد

 وطوبی به کسی که سرمایه اش زدودن غمهای خلق باشد

 

هیچ چیز شیرین تر از آن نیست که وقتی بغض تا نوک چشمانت آمده و طرف مقابل همه وجودت را سوزانده وتو تنها صرفا جهت دفاع از خود چندجمله ای اداکرده ای ،درحالیکه قدرت داری شل وپلش کنی ،اما با علم به نادانی اش سکوت میکنی ومابقی را با تمسک به" والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس" درخودت فرو برده ای وباتوسل به حدیث "وقت عصبانیت موقیعت راتغییردهید "،تقواپیشه میکنی وازمحل دورمیشوی و،خیلی ناگهانی ومسرت بخش فرشته ای از جنس ذکور وارد میشود و بغل باران وماچ بارانت می کند وقربان صدقه ی خستگیهایت میرود ومی گوید" قربون آبجی خودم برم "واز آنجایی که تو نازت زیاد است تنها 40درصد غصه هایت را فراموش میکنی و زحمت مابقی می افتد گردن همسر گرام...

 

واو هم خودکشی میکند تا 60درصد باقیمانده را حل وفصل کند و این درحالیست که او تنها ازیکی از دردهایت باخبراست  وهمان را میتواند رفع ورجوع کند که البته علت اصلی داغان شدنت همان بوده و تو بقیه را قورت داده ای وتنها ماهیها از رازهای درونت خبردارند ودائم به خودت گوشزد میکنی که جنبه داشته باش ،کربلا رفته ای که صبرت شونصد برابر قبل باشد وهر چیزی را بهایی است وحالا وقت امتحان توست

 

وتو روزها وشبها را به شدت فکر میکنی به بدیهای خواسته و ناخواسته ی خلق وخوبیهای آدمهایی که روی خودشان کارکرده اند

 

وتازه بعد از چن روز ،همان که جگرت را کباب کرده ،نمیدانم خواب دیده یا فیلم هندی ،یادش می افتد عذرخوهی کند وفردایش آن دیگری و....

اماچه سود

بعضی وقتها که نه ،بیشتر وختها خیلی زود دیرمیشود... خیلی زود...

 

"استعینوا بالصبر والصلاه وانها لکبیره الا علی الخاشعین"

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۰/۱۷
صابر

نجوا  (۴)

۰۲ بهمن ۹۳ ، ۲۱:۲۵ فاطمه السادات
یه جا خوندم که بدی کردن به آدمها مثل زدن میخ به دیواره و عذرخواهی مثل بیرون آوردن میخ از دیواره!
جای میخ واسه همیشه روی دیوار میمونه! یعنی بدی های آدمها هم...
پاسخ:
سلام

عذرخواهی مرهم است

و مانند همیشه ...

پیشگیری بهتر از درمان است.
۱۷ دی ۹۳ ، ۱۱:۴۰ امیر حسین قاسمی
سلام
با مطاللبی جدید در مورد بهشت هشتم به روزم
 امیدوارم تشریف بیارید و استفاده کنید و نظراتتون رو بیان کنید
التماس دعای فراوان
یا علی
پاسخ:
سلام

خدا خیرتون بدهد

داغ دلمون را تازه کردید.
۱۷ دی ۹۳ ، ۱۰:۳۹ کمی بودن ...
بله خوانده بودم بسایرقابل لمس بودنوشته شون
پاسخ:
سلام

دقیقا یه روز عادی هست که ایشان به خوبی توضیح داده بودند.
۱۷ دی ۹۳ ، ۰۹:۲۹ برف دونه
خیلی قشنگ بود
خیلی دوستش داشتم

پاسخ:
سلام

دقیقا من را یاد "به همین سادگی" رضا میرکریمی
و "چراغها را من خاموش می کنم" زویا پیرزاد می اندازد.

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">