خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

نکته صد و هشتاد و سوم : sweet

شنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۳:۲۱ ب.ظ

سلام

ظهر جمعه بود و ما برایش هزارتا برنامه ریخته بودیم

نماز جمعه حرم امام علی، نماز جناب جعفر طیار ،نماز امام زمان و...

نماز جمعه که جای دیگری برگزار می شد و در حرم فقط نماز جماعت خواندند

رفتیم به فکر نماز جعفر طیار و نماز امام زمان ، از قضا یک جای مناسب روبروی ایوان طلا گیرم اومد و شروع کردم به خواندن نماز که در نماز متوجه دخترکی دو سه ساله شدم که مشغول بازی بود گاهی می خندید گاهی گریه می کرد گاهی روی یه کیف زنانه سیاهی می خوابید نکته جالب و قابل توجه این بود که پدر فاطمه مراقبش بود و مادر و خواهرش بعدا به آنها ملحق شدند...

پ.ن : وقتی کنار یک بچه نماز می خوانید مواظب مهر خودتون باشید!!!

پ.ن ۲: فکر می کنم ثواب پدر فاطمه از کل زیارت من بیشتر باشه( عجب پدر صبور و خوش اخلاقی(

 ۳: هوس یه خانواده ( زن و چندتا بچه قد ونیم قد بازیگوش) کردم که باهم بریم زیارت و من بچه ها را نگه دارم و حاج خانوم با خیال راحت بره زیارت ...

پ.ن ۴: عنوان برگرفته از طرح روی پیراهن دختر کوچولوی داستان است

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۱۰
صابر

نجوا  (۰)

هیچ نجوایی هنوز ثبت نشده است

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">