خسته ی تنها

حرف هایی که نباید گفته شوند ولی باید نوشته شوند
**************

قد افلح المومنون
"باشد تا رستگار شویم"

***
در حیرتم که چه نویسم
روی سخنم با کیست؟
با خفته است یا بیدار؟
اگر خفته است
خفته را خفته کی کند بیدار؟
و اگر بیدار است
بیدار در کار خود بیدار است!
وانگهی نویسنده چه نویسد
که خود نامه سیاه
و از دست خویشتن در فریاد است.

پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

علامه حسن زاده آملی
*****

بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام.

یکی آنگاه که آنها را زیسته ام

و دیگر، آنگاه که آنها را نوشته ام.

به یقین،

آنها را هنگام نوشتن عمیقتر زیسته ام.

[یادداشت ها/شارل بودلر]

رهنمودها
نکته های مهم
آخرین نظرات
تقویم کاری
جستجو در سایت مقام معظم رهبری

نکته صد و چهل و نهم : دلتنگ رفتنم...

سه شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۰ ب.ظ

مرتضی: چی میخوای مسلم...؟
مسلم: دلتنگ رفتنم ...

مرتضی: مسلم دلش رو گذاشت تو مشت حسین و رفت کوفه

دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه...

اگر مسلمی چرا تسلیم نیستی...اگر دل دادی چرا بی دل نیستی...؟

مسلم: دلم گرفته مرتضی....دلم گرفته مرتضی...

این همه چراغ ....توی این شهر....هیچ کدوم چشم هامو روشن نمیکنه...

این همه چشم توی این شهر....مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه...

مرتضی این جا همه می دَوند که زنده بمونند...هیچ کس نمی دَوه که زندگی کنه....

این شهر همش شده زمین...دیگه آسمونی نداره ...

من دلم آسمون میخواد مرتضی...

مرتضی: وقتی دلت آسمون داشته باشه چه توی چاه کنعان باشه چه توی زندان هارون آسمون آبی بالاسرته...

مسلم: از کجا یه آسمون پیدا کنم مرتضی...؟ 

مرتضی: فقط چشم هاتو باز کن تا آسمون رو بالای سرت ببینی...

زمین و آسمون از چشم های اون نور میگره پسر...

چشمهاتو روی خودت ببند ...
khalilshahr.blog.ir

نجوا  (۳)

۰۹ مهر ۹۳ ، ۱۹:۱۴ ˙˙·٠•✿ اِقلیما ✿•٠·˙˙
سلام ما به بقیع و بُقاع ویرانش
بر آن حریم که باشد ملک نگهبانش

سلام ما به بقیع، آن تجسّم غربت
گـواه بر سخنـم تربـت امـامـانش

بقیع کعبه ی قدس چهار معصوم است
چـهار نور خدا مـی دمد ز دامـانش

یکی است حضرت باقر از آن چهار امام
که داغ او زده آتش به قلب یارانش


شهید شد ز جفای هشام آن مولا
زِ زهرِ تعبیه در زین که آب شد جانش

غریب اوست که در موسم زیارت حج
مدینه وآنهمه زائر که هست مهمانش

شـب شهادت او یـک نفر نمـی ماند
که اشک غم بفشاند به قبر ویرانش


دری که سجده گه قدسیان بود خاکش
به زائرش ندهـد اذن بوسـه دربــانش

حاج سیّد رضا مؤید
پاسخ:
سلام
التماس دعا
۰۹ مهر ۹۳ ، ۱۵:۵۲ خادمة الشهدا
این جا همه می دَوند که زنده بمونند...هیچ کس نمی دَوه که زندگی کنه....
یادش بخیر...
دلمو راهی آسمون کردین...
التماس دعا
یاعلی
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون
۰۸ مهر ۹۳ ، ۲۰:۴۹ کمی بودن ...
آسمانی هاکمی اهسته تر

کبوتری درقفس جامانده است
پاسخ:
سلام

کاش ما هم "آسمانی" شویم!

نجوا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">